جمعه, 25 آبان 1397
عنوان : رفراندوم؛ راهكار بین المللی برد - برد در مسئله فلسطین

امتیاز :  ۰ |  مجموع :  ۰


رفراندوم؛ راهکار بین المللی برد - برد در مسئله فلسطین

رحمت ابراهیمی*

ملت فلسطین گزینه های گوناگونی برای مقابله با دشمن صهیونیستی در اختیار دارد و محدود کردن مبارزات ملت فلسطین به یک گزینه کار اشتباهی است. البته بهترین گزینه ای که از لحاظ عرف جهانی گزینه برگزاری همه پرسی یا همان رفراندوم است.

مقاومت مردمی یکی از شکل های برجسته مقاومت در تاریخ فلسطین به شمار می رود. زمانی که انگلیسی ها در سال 1917 فلسطین را به اشغال خود درآورند، جنبش ملی فلسطین در بازه زمانی 1917 تا 1929 مقاومت مسالمت آمیز سیاسی را در پیش گرفت. انتفاضه نبی موسی نخستین انتفاضه مردمی فلسطین به شمار می رود که در تاریخ 4/4/1920 در شهر قدس آغاز شد و به دنبال آن انتفاضه های متعددی یکی پس از دیگری شکل گرفت.

انتفاضه های فلسطینی

انتفاضه یافا / مارس 1921
 انقلاب براق / اوت سال 1929 / این انقلاب نخستین انقلابی بود که دامنه آن کل فلسطین را در برگرفت
 انقلاب سبز / 1929 ـ 1930
 انتفاضه اکتبر / سال 1933
 اعلان انقلاب و شهادت شیخ عزالدین قسام / نوامبر 1935
 انقلاب بزرگ فلسطین 1936 ـ 1939 بر اساس آمارهای انگلیس، مجموع عملیات های انقلابیون در این بازه زمانی به 10595 می رسد.

انتفاضه 1947 که  فلسطینیان در اعتراض به صدور قطعنامه تقسیم سرزمین فلسطین دست به قیام گسترده زدند.

کنفرانس های ملی و مردمی متعددی برگزار شد و چندین پیشنهاد در زمینه مقابله با این توطئه ارائه گردید، همچنین مردم فلسطین دست به اعتصاب ها و راهپیمایی گسترده ای زدند و درخواست هایی به سازمان ملل متحد ارائه کردند و خواستار اجرای مصوبات آن شدند. به موازات آن از حدت و شدت مقاومت مردمی مسالمت آمیز کاسته شد و مقاومت مسلحانه اوج گرفت.

پس از تشکیل سازمان آزادی بخش فلسطین این سازمان در منشور ملی خود مصوب سال 1968 مقاومت مسلحانه را به عنوان تنها راه آزاد سازی فلسطین پذیرفت. متاسفانه شرکت کنندگان در دوازدهمین دوره نشست شورای ملی فلسطین که در سال 1996 در غزه برگزار شد، دست به تعدیل و اصلاح این منشور زدند، این شورا اصل حل و فصل اختلافات به شیوه مسالمت آمیز و تکیه بر اصل تشکیل دو کشور را پذیرفت که این امر مبتنی بر منشور اعلان استقلال و بیانیه سیاسی صادره در نوزدهمین دوره نشست این شورا است که در تاریخ 15/11/1988 در الجزایر برگزار شد.

روز سی ام مارس هر سال به عنوان روز فلسطین(روز زمین) اعلام گردید. فلسطینیان در این روز همواره مراسم هایی را به منظور نشان دادن پایبندی خود به سرزمین شان و آمادگی برای دفاع از آن برگزار می کنند. ملت فلسطین در تاریخ 30/3/1967 در تمامی شهرها و روستاها و محله های عربی نشین در سرزمین های اشغالی 1948 در اعتراض به اشغالگری دست به قیام زدند. این قیام شکل اعتصاب گسترده به خود گرفت و تظاهرات مردمی گسترده ای برگزار شد. نیروهای ارتش رژیم صهیونیستی دست به اقدامات تروریستی و قتل عام و کشتار فلسطینیان زدند و به سوی تظاهرات کنندگان آتش گشودند که در پی این جنایت 6 فلسطینی به شهادت رسیده و ده ها تن دیگر زخمی شده و بیش از 300 تن دیگر نیز به اسارت درآمدند.

شروع انتفاضه اول یا انتفاضه سنگ در سال 1987موجب طرح مساله فلسطین در محافل بین المللی شد و گزینه مقاومت مسلحانه در راس راهکارهای مطرح شده برای حل آرمان فلسطین قرار گرفت. این انتفاضه تا زمان امضای توافقنامه اسلو در سال 1993 ادامه پیدا کرد. مشخصه برجسته انتفاضه سنگ این بود که دست به یک ابتکار عمل زد و فعالیت های مبارزاتی را در داخل سرزمین های اشغالی 48 و کرانه باختری و نوار غزه احیا کرد و تمامی طیف های ملت فلسطین را در برگرفت و جریان اسلامی در آن حضور نیرومندانه و پررنگ داشت.

 در انتفاضه دو یا انتفاضه مسجد الاقصی که در 28 سپتامبر 2000 شروع شد و با خروج صهیونیست ها از غزه به سال 2005 به پایان رسید، می توان گفت که مفهوم مقاومت مردمی به صورت گسترده تر و روشن تر در کرانه باختری بیشتر از نوار غزه نمود می یابد، دلیل این مساله به برخورد تن به تن فلسطینیان با اشغالگران صهیونیست و ممانعت سرویس های امنیتی تشکیلات خودگردان فلسطین از انجام فعالیت های مبارزان مسلحانه بر می گردد.

زمینه های داخلی برگزاری همه پرسی
الف ـ کنفرانس بین المللی مقاومت مردمی بلعین
این کنفرانس همه ساله در روستای بلعین برگزار می شود، برنامه های نخستین کنفرانس بین المللی مقاومت مردمی در تاریخ 20/2/2006 با شعار کنفرانس جهانی مبارزات مردمی علیه دیوار حایل و رژیم صهیونیستی در بلعین آغاز شد که کمیته مردمی مبارزه با دیوار حایل آن را با همکاری شورای روستای بلعین و جنبش های همبستگی بین المللی و اسرائیلی به مناسبت نخستین سالروز آغاز نبرد روستای بلعین علیه دیوار حایل با مشارکت نزدیک به هزار فلسطینی و حامی خارجی آرمان فلسطینی و اسرائیلی در این روستا برگزار کرد.

شرکت کنندگان در این کنفرانس خواستار تاسیسی جنبش مبارزاتی بشردوستانه برای نیل به آزادی و صلح ملت فلسطین با ملت های دیگر شدند. آنان همچنین خواستار تحرکات دیپلماسی سریع طرف های عربی و اروپایی برای تبدیل مقاومت مردمی فلسطین به یک عرف انسانی از طریق اعمال فشار بر اسرائیل برای اجرای مصوبات دیوان عالی بین المللی شدند که بر مخالفت آنها بر دیوار نژاد پرستانه و عدم مشروعیت آنها تاکید کرد. این کنفرانس در فاصله سال های 20/2/2006 تا 2/10/2013 نزدیک به 8 بار برگزار شد.

شرکت کنندگان در این کنفرانس ها بر حمایت از ملت فلسطین در مبارزه با اشغالگران صهیونیست و دیوار حایل تاکید کردند. شرکت کنندگان در کنفرانس هشتم که در سال 2013 برگزار شده بود، بر استعمال عنوان " کنفرانس بین المللی مقاومت مردمی فلسطین" به جای "کنفرانس بین المللی مقاومت مردمی بلعین" تاکید ورزیدند.

حاضران در کنفرانس هشتم خواستار توسعه دامنه شیوه های مقاومت مردمی تاثیرگذار با رویکرد سیاسی و انتقال آن از اقدامات اعتراض آمیز به مرحله درگیری های مستقیم شدند. همان اتفاقی که در باب الشمس رخ داد. آنان همچنین توصیه کردند که گفتمان و مفاهیم و اصطلاحات در سطح ملی یکپارچه گردد و ابزارها و مکانیزم ها و ساز و کارهای حقوقی برای حمایت از فعالان مقاومت مردمی در عرصه داخلی و منطقه ای و بین المللی فعال گردد. آنان همچنین خواستار آزادی تمامی اسرای راه آزادی و عدالت و بشردوستانه و نهایی کردن اقدامات برای پیوستن به بقیه سازمان های بین المللی؛ به ویژه دیوان کیفری بین المللی، توسعه فعالیت ها و مشارکت دوستان بین المللی، اوج بخشیدن به کمپین تحریم رژیم صهیونیستی، خارج کردن سرمایه ها از رژیم صهیونیستی، تقویت مناسبات با حامیان بین المللی آرمان فلسطین و جذب هر چه بیشتر فعالان آزادی خواه شدند.

ب ـ نماد سازی برروی آثار ویران شده
روستای باب الشمس:فلسطینیان از طریق ساخت روستایی از چادر بر روی زمین های مصادره شده از سوی اسرائیل در شرق قدس به مقاومت خود در برابر شهرک سازی رژیم صهیونیستی شدت بخشیدند، هدف دشمن صهیونیستی از مصادره این زمین ها ساخت شهرکی بر روی آن جهت جدا سازی جنوب کرانه باختری از شمال آن بود. بیش از 200 فلسطینی با استفاده از چادر شروع به ساخت روستایی کردند و آن را باب الشمس نامیدند. کار ساخت این روستا در تاریخ 11/1/2013 به اتمام رسید، فلسطینیان چادرهایی را در این منطقه ایجاد کرده و تمامی وسایل لازم را در آن فراهم ساختند تا بتوانند در آن زندگی کنند و موجودیت خود را در آن تثبیت کنند. این فلسطینیان با صدور بیانیه اعلام کردند:« ما فرزندان فلسطین از تصمیم ملت فلسطین به ساخت روستای باب الشمس خبر می دهیم، بی آنکه برای این کار از دشمن صهیونیستی کسب اجازه کنیم و یا از آن مجوز دریافت کنیم، ما برای این کار از هیچ کس اجازه نگرفته ایم، زیرا فلسطین سرزمین ماست و عمران و آبادانی آن حق ماست. این روستا بنا به تصمیم بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی در تاریخ 14/1/2013 تخریب شد.»

بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی در آغاز نشست هفتگی کابینه اش گفت که اسرائیل هرگز به کسی اجازه قطع ارتباط میان قدس و شهرک یهودی "معالیه ادومیم" از طریق شهرک سازی را نخواهد داد. وی از اقدام نیروهای پلیس و ارتش اسرائیل به تخلیه هر چه فوری این منطقه از حضور فلسطینیان تمجید کرد.  دیوان عالی اسرائیل نیز از دولت صهیونیستی در زمینه برچیدن و تخریب روستای باب الشمس حمایت کرد و این دادگاه در تاریخ 16/1/2013 با تصمیم مربوط به تخریب این روستا موافقت کرد.

روستای باب الکرامه: ساکنان روستای بیت اکسا واقع در شمال غربی قدس با الهام گیری از روستای باب الشمس شروع به ساخت روستای باب الکرامه بر روی زمین های روستای العلاونه کردند که از سال 1967 از هرگونه ساخت و ساز بر روی آن محروم بودند.

اهالی بیت اکسا 5 چادر بر روی زمین های این روستا نصب کردند و یک مسجد گلی بر روی آن ساختند. آنان یک پرچم فلسطینی بزرگ در این روستا برافراشتند و پلاکارت خیرمقدم در این روستا نصب کردند.

سخنگوی اطلاع رسانی تحصن کنندگان در باب الکرامه گفت:« ما باب الکرامه را در واکنش به مصادره بقایای زمین های روستا و در واکنش به تخریب روستای باب الشمس احداث کردیم،(14) این روستا در تاریخ 21/1/2013 تخریب گردید.»(15)

روستای محله المناطیر: بیش از 200 فعال و ده ها کشاورز در تاریخ 2/2/2013 شروع به ساخت روستایی جدید به نام محله الناطیر بر روی زمین های روستای بورین واقع در جنوب نابلس کردند.

نظامیان صهیونیستی بی درنگ این منطقه را به محاصره خود درآوردند و ده ها گلوله گازی و صوتی به سوی فعالان و شهروندان در حین نصب چادر شلیک کردند که در پی این جنایت تعدادی از آنان دچار حالت خفگی شدند. این روستا در نهایت تخریب و ویران گردید.

روستای کنعان: فعالان فلسطینی در تاریخ 9/2/2013 با همکاری و مشارکت تعدادی از حامیان خارجی آرمان فلسطین شروع به ساخت روستای کنعان بر روی زمین های مصادره شده از سوی دشمن صهیونیستی در منطقه واقع بین روستاهای البرکه و روستای التوانه در شرق شهر یطا کردند. اشغالگران صهیونیست در همان روز این روستا را تخریب و چادرها را ویران کردند.

فلسطینیان از آن تاریخ به بعد توانستند در چارچوب طرح "روستای کنعان" چندین روستا در بیش از چندین منطقه احداث کنند. آنان به این روستا یک شماره سریال دادند تا از این طریق با مصادره زمین های فلسطینیان و شهرک سازی اسرائیلی مقابله کنند. تعداد این روستاها که فلسطینیان شروع به ساخت آنها کرده اند به 10 مورد می رسد که تازه ترین آنها روستای کنعان 10 است که فعالان مقاومت مردمی آن را در منطقه الاغوار واقع در شرق کرانه باختری احداث کردند. اشغالگران صهیونیست آن را در تاریخ 1/1/2014 با خاک یکسان نمودند.

روستای نوادگان یونس: فعالان مقاومت مردمی در تاریخ 21/3/2013 شروع به ساخت روستای "نوادگان یونس" بر روی زمین های فلسطینیان در نزدیکی شهرک العیزریه واقع در شرق قدس اشغالی کردند و نزدیک به 300 فعال فلسطینی و حامی خارجی آرمان فلسطین و در پیشاپیش آنان رهبران گروه های ملی شروع به نصب چادرها کردند. (19) ولی اشغالگران صهیونیست در تاریخ 25/3/2013 درصد تخریب این روستا برآمدند، ولی تمامی فعالان مذکور با سر دادن شعار و خواندن سرود ملی به مقابله با این اقدام ویرانگرانه برخاستند که همگی آنان به رام الله تبعید شدند و 4 تن نیز به اسارت درآمدند.

روستای عین حجله و العوده 1: فعالان فلسطینی و حامیان خارجی آرمان فلسطین موفق شدند تا اسامی دو روستای فلسطینی در منطقه الاغوار را از طریق ساخت مجدد آنها زنده نگه دارند.یکی از این روستاها العوده است که نماد حق بازگشت آوارگان فلسطینی به سرزمین شان می باشد و دیگری روستای عین حجله ویران شده است. هدف از ساخت این روستاها مخالفت با شهرک سازی رژیم صهیونیستی و حراست از زمین های فلسطینی در برابر توطئه مصادره و یهودی سازی می باشد.

ساخت روستای العوده در نزدیکی بیسان واقع در الاغوار شمالی در تاریخ 2/2/2014 پس از موفقیت فعالان فلسطینی و حامیان خارجی آرمان فلسطین در زمینه احداث روستای عین حجله در تاریخ 28/1/2014 در الاغوار در چارچوب طرح "نمک زمین" برای مقابله با طرح های اسرائیلی در زمینه کوچاندن فلسطینیان از الاغوار صورت گرفت. دشمن صهیونیستی هر دو این روستا را در تاریخ 3/2/2014 برچید.

روستای العوده 2: هنوز ارتش رژیم اشغالگر قدس کار تخلیه روستای عین حجله را به پایان نرسانده بود که تعدادی از فعالان فلسطینی در تاریخ 7/2/2014 شروع به ساخت روستای العوده 2 به جای روستای الجودله در منطقه الجفتلک واقع در الاغوار در نزدیکی قبرستان کددار کردند. اسرائیل در این قبرستان شهدای فلسطینی را دفن می کند. در همین روز شمار زیادی از نیروهای ارتش صهیونیستی به این روستا حمله ور شدند و هر آنچه که در این روستا بود را مصادره کرد. فلسطینیان برای ساخت برخی روستاها نظیر باب القمر و روستای الاسری نیز دست به تلاش هایی زدند.


ج ـ برپایی جشن های عروسی نمادین
عروسی روستای باب الشمس: پس از اینکه ارتش رژیم اشغالگر قدس روستای باب الشمس را ویران کرد، فلسطینیان برای بازگشت به این روستا دست به پاره ای تلاش ها زدند. این تلاش ها تا حدودی موفقیت آمیز بود. فلسطینیان به منظور تحقق بخشیدن به این هدف یک مراسم عروسی برگزار کردند که برجسته ترین آنها برگزاری عروسی نمادین توسط عبدالله ابورحمه از فعالان عرصه مقابله با شهرک سازی و یک حامی خارجی آرمان فلسطین است.

لمی نزیه از فعالان علیه شهرک سازی و مصادره زمین های فلسطینیان گفت:«مراسم عروسی کاملا رنگ و بوی فلسطینی داشت ما یک خودرو ویژه را تدارک دیدیم و دو نفر را به عنوان عروس و داماد نمادین آماده کردیم، آنان سوار این خودرو شدند و وارد روستای الزعیم و از آنجا وارد باب الشمس شدند، انگار که یک مراسم عروسی واقعی برگزار شده بود.

عروسی روستای حزما: ارتش اسرائیل در تاریخ 9/3/2011 مانع از برگزاری مراسم عروسی نمادین میان یک داماد فلسطینی اهل کرانه باختری و یک عروس اهل الناصره واقع در سرزمین های اشغالی 48 شد. قرار بود این مراسم در نزدیکی پست بازرسی اسرائیلی در نزدیکی روستای حزما برپا گردد. ارتش اسرائیل در منطقه مذکور ده ها جوان فلسطینی را بازداشت کرد، این جوانان داماد را بر دوش خود حمل می کردند و ترانه های سنتی زمزمه می کردند. نیروهای صهیونیستی به این جوانان اجازه ندادند تا جلوتر بروند. ایده برپایی عروسی نمادین طبق اظهارات بانیان این حرکت سرآغاز مقابله با سیاست نژاد پرستانه رژیم اشغالگر قدس در زمینه منع ازدواج پسران فلسطینی ساکن کرانه باختری با دختران فلسطینی ساکن سرزمین های اشغالی 48 و بالعکس است.

عروسی روستای نوادگان یونس: یک دختر و پسر جوان در تاریخ 23/3/2013 مراسم عقد خود را در این روستا برگزار کردند، این روستا بر روی زمین هایی فلسطینی در معرض تهدید به مصادره و شهرک سازی ساخته شده است.

برگزاری راهپیمایی های برای تحقق حق بازگشت در داخل سرزمین های اشغالی 48 و خارج آن: فلسطینیان ساکن سرزمین های اشغالی 48 در تاریخ 15/5/2011 در یک حرکت بی سابقه به مناسبت شصت و سومین سالروز فاجعه اشغال فلسطین دست به تظاهرات گسترده زدند که این اقدام دشمن صهیونیستی را غافلگیر کرد، اشغالگران صهیونیست به منظور سرکوب تظاهرات کنندگان آنان را از سه طرف از جمله اراضی فلسطینی و جولان اشغالی و جنوب لبنان به محاصره خود درآوردند.

این راهپیمایی ها در شهرهای اصلی کرانه باختری برگزار شد، صدها هزار شهروند فلسطینی در آنها شرکت کردند، در مناطق تحت سلطه رژیم صهیونیستی درگیری های خونینی میان فلسطینیان و ارتش اسرائیل صورت گرفت و در جریان آن صدها تن زخمی شدند که خونین ترین و خشن ترین آنها در گذرگاه نظامی قلندیا حد فاصل قدس و شمال کرانه باختری بود. راهپیمایی های مشابهی در اردوگاه العروب و شهر الخلیل و دیگر مناطق رخ داد. تعدادی از مراکز پزشکی فلسطین، بیمارستان صحرایی در اردوگاه قلندیا دایر کرده و در جریان آن بیش از 200 مجروح فلسطینی را مداوا کردند که جراحت برخی از آنان شدید بود. این اقدام در حالی صورت می گیرد که نظامیان اسرائیلی به همراه تعدادی از عناصر یگان های عرب نما با لباس شخصی ده ها تن از فلسطینیان تظاهرات کننده را بازداشت کردند.

نظامیان اسرائیلی مستقر در نوار مرزی شمالی و شرقی نوار غزه به سوی شرکت کنندگان در تظاهرات شصت و سومین سالروز اشغال فلسطین آتش گشودند که در پی این جنایت یک جوان فلسطینی شهید شد و بیش از 90 تن دیگر از جمله 20 کودک هم زخمی شدند.

فلسطینیان ساکن سرزمین های اشغالی 48 همه ساله به همین مناسبت راهپیمایی می کنند و به سوی یکی از روستاهایی که ساکنان آن کوچانده شده اند، حرکت می کنند.

هزاران فلسطینی در تاریخ 11/5/2011 به مناسبت سالروز فاجعه اشغال فلسطین دست به تظاهرات زدند و این تظاهرات از آوارهای روستای الدامون به سمت روستای الرویس در الجلیل به راه افتاد.

به موازات آن در سالروز فاجعه اشغال فلسطین تحرکاتی در جولان و جنوب لبنان صورت گرفت و در پی آن درگیری های میان فلسطینیان و نظامیان اسرائیلی رخ داد. در گیری آن هنگامی رخ داد که فلسطینیان درصدد عبور از مرزها برآمدند. در منطقه مارون الراس واقع در جنوب لبنان ده ها تن به ضرب گلوله اشغالگران صهیونیست به شهادت رسیدند و 112 تن دیگر هم زخمی شدند. اشغالگران اسرائیلی به سوی فلسطینیان تظاهرات کننده که قصد عبور از دیوار مرزی و ورود به منطقه مجدل شمس در بخش اشغالی بلندی های جولان را داشتند، آتش گشودند که دو تن به شهادت رسیده و 170 تن دیگر هم زخمی شدند.

بانیان راهپیمایی های حق بازگشت در لبنان، تعداد شرکت کنندگان در آن بیش از 45 هزار تن برآورد کردند که سوار بر 1700 دستگاه اتوبوس شده بودند.

آوارگان فلسطینی ساکن شهر قنیطره و نزدیکی پایگاه عین التینه سوریه در تاریخ 6/6/2011 میلادی به مناسبت چهل و چهارمین سالروز فاجعه شکست جنگ سال 1976 دست به تظاهرات زدند که نیروهای ارتش صهیونیستی به سوی آنان آتش گشودند که در پی این جنایت 23 آواره فلسطینی شهید و 447 تن دیگر هم زخمی شدند. 362 تن از آنان به ضرب گلوله زخمی شدند و 77 تن دیگر هم بر اثر اصابت گلوله های گاز اشک آور دچار حالت خفگی شده بودند.

تاثیر مقاومت مردمی بر مساله فلسطین
با وجود امکانات محدودی که فعالان مقاومت مردمی در اختیار دارند ؛ ولی این مقاومت دستاوردها و موفقیت های بسیاری را در برخی زمینه های مشخص کسب کرده است که در موارد ذیل نمود پیدا می کند:

الف ـ دیوار حائل و مصادره اراضی در کرانه باختری
با وجود رای دیوان عالی رژیم صهیونیستی در حمایت از ایجاد دیوار حائل امنیتی در کرانه باختری ؛ ولی فلسطینی ها و موسسات حقوقی مخالف احداث این دیوار به استفاده از اهرم های حقوقی روی آوردند و از همان حاشیه محدود مانور که مقامات رژیم صهیونیستی برای دموکرات جلوه دادن خود در برابر جامعه جهانی باقی گذارده اند، استفاده نمودند و راهپیمایی های مردمی را در برابر دیوان عالی رژیم مذکور بر پا کردند و در نتیجه آن موفق شدند تا این سازمان حقوقی صهیونیستی را مجبور به تعدیل مسیر حرکت دیوار در مناطق مختلف بنمایند که مهم ترین این تعدیلات مربوط به مناطق ذیل بود:

قلقیلیا: دیوان عالی رژیم صهیونیستی در تاریخ 15/9/2005 دستور داد که مسیر حرکت دیوار حائل در منطقه قلقیلیا در شمال کرانه باختری تغییر کند. این تصمیم بنا به درخواست روستاییان فلسطینی منطقه قلقیلیا انجام گرفت. نهاد صهیونیستی مذکور دستور داد تا بخشی از این دیوار که مسیر احداثش باعث محاصره فلسطینیان در یک منطقه بسته و بی ارتباط با خارج گردد، تخریب شود. 9 قاضی دیوان عالی رژیم صهیونیستی به اتفاق آرا حکم به غیر قانونی بودن مسیر احداث دیوار حائل در منطقه قلقیلیا دادند و از ارتش صهیونیستی خواستند تا مسیر دیگری را برای آن ترسیم نماید. ضمنا جمعیت دفاع از حقوق مدنی در «اسرائیل» نیز دادخواستی را تقدیم دیوان عالی رژیم صهیونیستی کرد و اعلام نمود که مسیر احداث دیوار حائل در منطقه قلقیلیا به پنج روستای فلسطینی که شامل ضبعه، وادی الرشا، راس الطیره، رمادی جنوبی و عرب أبوفرده می شود، لطمه می زند. در این دادخواست آمده است که مسیر احداث دیوار به گونه ای است که شهرک یهودی نشین الوای منیاشی به بخش اسرائیلی دیوار ملحق می گردد.

منطقه جیوس - فلامیه: بعد از نبرد حقوقی و قضایی پنج ساله ای که شهروندان فلسطینی علیه مقامات صهیونیستی ذیربط ترتیب دادند، دیوان عالی رژیم صهیونیستی در جولای 2007 حکم به تغییر مسیر اصلی دیوار داد ؛ چرا که این دیوار وارد عمق 4.2 کیلومتری اراضی منطقه جیوس – فلامیه می شد و 20028 دونم از این اراضی را می بلعید تا به این ترتیب بتواند شهرک یهودی نشین تسوفیم که صهیونیست ها - در اصل - آن را در اراضی متعلق به شهروندان این دو روستا بنا کرده بودند، به «اسرائیل» ملحق سازد. به دستور دیوان عالی رژیم صهیونیستی، یک مسیر جدید برای دیوار تعیین شد که بیشتر به خط سبز نزدیک بود و طول آن نیز به 4.9 کیلومتر می رسید و 11628 دونم از اراضی این دو روستا را به آنها باز می گرداند ؛ ولی با این وجود، حکم صادره از سوی نهاد مذکور ارتباط 16400 دونم از اراضی فلسطینی را با اطراف قطع کرد. این اراضی جدا شده جزء حاصلخیزترین مناطق در تولید میوه و سبزی به شمار می رفتند و 4 حلقه چاه آب به همراه چند خانه پیش ساخته باغی در آن وجود داشت.

بلعین: در تاریخ 4/9/2007، دیوان عالی رژیم صهیونیستی حکم به تغییر مسیر احداث دیوار در روستای بلعین واقع در شمال غرب رام الله داد و قرار شد تا دیوار حائل در 500 متر خارج از منطقه عمرانی روستا باشد و به خط سبز نزدیک شود. این حکم ثمره یک سلسله دادخواست هایی بود که اهالی روستای بلعین تقدیم دادگاه های رژیم صهیونیستی کردند و طی آن، خواستار تغییر مسیر احداث دیوار حائل شدند که زیان های سنگینی را به زندگی و موجودیت ساکنان این روستا وارد آورده بود. حکم این نهاد قضایی صهیونیستی مبتنی بر تخریب 1.7 کیلومتر از این دیوار بود که بر روی اراضی این روستا قرار داشت و به مصادره بیش از 2300 دونم از اراضی روستا منجر شده بود. با این تغییر مسیر احداث دیوار، 1100 دونم از اراضی به صاحبانش باز گردانده شد.

در تاریخ 26/2/2010 بود که ارتش صهیونیستی تصمیم به تغییر مسیر حرکت دیوار حائل در این روستا کرد به این امید که راهپیمایی های مستمر هفتگی که هر جمعه و در اعتراض به احداث دیوار حائل برگزار می شد، متوقف گردد.

در ژوئن 2011 و بعد از گذشت چهار سال از رای دیوان عالی رژیم صهیونیستی، این رژیم کار تغییر بخشی از مسیر احداث دیوار حائل را آغاز و به ترسیم مجدد این مسیر مبادرت ورزید تا راه ورودی بزرگ تری را برای فلسطینیان جهت حضور در زمین های زراعی شان ایجاد نماید. کلنل سار تسور، فرمانده تیپ نظامی مستقر در منطقه یادشده می گوید که هزینه تغییر مسیر احداث دیوار حائل به 31 میلیون شیکل (نه میلیون دلار) می رسد.

معالیه آدومیم: در ماه آگوست 2008 بود که دفتر دادستانی رژیم صهیونیستی از تغییر مسیر احداث دیوار در شرق شهرک یهودی نشین معالیه آدومیم (واقع در شرق شهر قدس اشغالی) خبر داد. این موضوع به معنای بازگرداندن چهار هزار دونم از اراضی فلسطینی مصادره شده به خاطر دیوار حائل بود. قرار بود این مساحت برای ایجاد یک محله یهودی نشین جدید اختصاص داده شود و 84 خانواده یهودی را در شهرک صهیونیست نشین کیدار واقع در همسایگی شهرک معالیه آدومیم جای دهد. حکم مربوط به تغییر مسیر بنای دیوار حائل نتیجه رایی بود که دیوان عالی رژیم اشغالگر قدس در خصوص دادخواست شهروندان فلسطینی ساکن روستای «سواحره شرقیه» صادر کرد که البته سه سال زمان برد.

روستای بتیر: در تاریخ 12/1/2012 دیوان عالی رژیم صهیونیستی از ارتش این رژیم خواست تا در مسیر ساخت دیوار حائل که قرار بود از روستای بتیر در غرب بیت لحم (جنوب کرانه باختری) می گذشت، تجدید نظر کند. این نهاد قضایی صهیونیستی به ارتش دستور داده بود تا در طی نود روز طرحی جایگزین را ارائه نماید. این حکم نتیجه اعتراضات ساکنان روستا و سازمان محیط زیست و فضای سبز رژیم صهیونیستی بود. این سازمان اعتقاد داشت که دیوار حائل باعث تخریب زمین های زراعی می شود. ضمنا سازمان دوستان زمین در خاورمیانه (شاخه اسرائیل) نیز در بیانیه خود در خصوص موضوع احداث دیوار حائل در روستای بتیر به همین موضوع اشاره داشت.

شهرک های صهیونیست نشین آدام و عوفرا: فرماندهی ارتش رژیم صهیونیستی در مناطق مرکزی در تاریخ 10/3/2013 دستورات لازم را برای تخریب دیوار ساخته شده در نزدیکی دو شهرک صهیونیست نشین آدام و عوفرا (در شمال شرق قدس) را صادر کرد. انجام این اقدام در حالی با تاخیر سه ماهه انجام گرفت که نماینده ارتش صهیونیستی در برابر دیوان عالی این رژیم گفته بود که نهاد متبوعش آمادگی آن را دارد تا این کار را در پایان سال 2012 به انجام برساند. دیوار مذکور شهروندان فلسطینی مقیم روستای جبع در شمال قدس اشغالی را از حضور در زمین های زراعی شان محروم می کرد و به همین خاطر، آنها در سال 2009 به دیوان عالی رژیم اشغالگر قدس شکایت کردند و خواستار تخریب دیواری شدند که به دور شهرک یهودی نشین آدام و در نزدیکی روستای جبع کشیده شده بود. شهروندان شهرک سلواد واقع در شرق رام الله نیز به خاطر همین محرومیت از حضور در زمین کشاورزی (به خاطر احداث دیوار حائل) به دیوان عالی رژیم مذکور شکایت بردند و خواستار تخریب دیواری شدند که به دور شهرک یهودی نشین عوفرا احداث گردیده بود.

گفتنی است که اهالی روستای جبع و شهرک سلواد از طریق سازمان صهیونیستی «عدالتی وجود دارد» دادخواست های خود را به دیوان عالی «اسرائیل» عرضه کردند و در نهایت نیز این نهاد اعلام کرد که احداث دیوار در این دو منطقه غیر قانونی بوده و زیان و خساراتی را برای شهروندان فلسطینی به دنبال دارد. ارتش صهیونیستی ـ بعد از صدور رای نهاد مذکور ـ درخواست مهلت (تا پایان سال 2012) کرد. دیوان عالی رژیم صهیونیستی متوجه شد که ارتش این رژیم به تعهد خود در خصوص از بین بردن دیوار حائل در دو منطقه یادشده مبادرت نورزیده است و همین امر، نهاد قضایی یادشده را بر آن داشت که از ارتش بخواهد تا تعهدات خود را به مرحله اجرا برساند. بعد از مقداری تعلل، فرمانده ارتش در منطقه مرکزی دستور تخریب این دیوار را صادر نمود.

بیت جالا: دیوان عالی رژیم صهیونیستی در تاریخ 3/2/2014 با صدور حکمی، ارتش این رژیم را از ادامه ساخت دیوار نژادپرستانه حائل در اراضی بیت جالا در شمال غربی شهر بیت لحم باز داشت. این حکم پس از بررسی دادخواستی صادر شد که فلسطینیان آن را به دیوان مذکور ارائه نموده و در آن به طرح ارتش صهیونیستی جهت احداث دیوار حائل در اراضی خویش اعتراض کرده بودند.

بر اساس نقشه های طراحی شده توسط ارتش صهیونیستی، مسیر حرکت دیوار در منطقه بیت جالا به شکلی مارپیچی طراحی شده بود تا بتواند شهرک صهیونیست نشین هارجیلو را نیز در بر بگیرد. این دیوار ارتباط بین دو دیر مسیحی متعلق به کاتولیک ها را قطع می کرد تا جایی که دیر ویژه مردان در غرب کرانه باختری و در داخل خط سبز قرار می گرفت و دیر متعلق به زنان نیز در آن سوی دیگر دیوار جای می یافت. فلسطینیان در دادخواست خود تاکید کردند که مسیر حرکت دیوار به گونه ای است که به دیرها اجازه ارائه خدمات آموزشی به اهالی بیت جالا را نمی دهد و علاوه بر آن، هزاران دونم از اراضی زراعی متعلق به این روستا در آن سوی دیوار قرار می گیرد و حال آنکه آن بخش مصادره شده، تنها منطقه ای است که روستا توان استفاده از آن را دارا می باشد.

نقش گروه های فلسطینی در قبال مقاومت مردمی وفشار تا پدیرش رفراندوم
گروه های فلسطینی به دو دسته تقسیم می شوند برخی از آنان حامی روند سازش مسالمت آمیز و مقاومت مردمی هستند که جنبش فتح سکاندار آن است. برخی دیگر از گروه ها نیز حامی مقاومت مسلحانه هستند که جنبش حماس پر نفوذترین آنها است. این گروه ها مقاومت مردمی را یکی از ابزارهای آزادسازی سرزمین فلسطین می دانند.

الف ـ جنبش فتح
جنبش فتح پر طرفدارترین و با نفوذ ترین گروه عضو سازمان آزادیبخش فلسطین است و دیدگاه های خود را در ماده هفده و نوزده اساسنامه خویش بیان نموده و انقلاب مسلحانه مردمی را اصلی ترین ابزار تحقق اهداف خویش و تنها راه حتمی دست یابی به آزادی فلسطین دانسته است ؛ ولی تاریخ مبارزاتی جنبش فتح از به کارگیری ابزارهای مسالمت آمیز و غیر خشونت بار خالی نیست. فتح در تاریخ حرکت خود از زمان تشکیل در سال 1969 تا انتفاضه 1987 و 2000 بارها مردم فلسطین را به استفاده از این ابزارهای مسالمت آمیز همچون اعتصاب، راهپیمایی، تظاهرات، تجمع و بایکوت رژیم صهیونیستی فرا خواند تا اینکه در زمان ریاست محمود عباس بر تشکیلات خودگردان و جنبش فتح گزینه مقاومت مردمی به عنوان گزینه مورد انتخاب جنبش فتح تعیین شد.

کمیته مرکزی جنبش فتح در تاریخ 12/12/2010 جلسه ای را به ریاست محمود عباس در رام الله تشکیل داد تا به بحث در خصوص ساز و کار تحرکات فلسطینیان – بعد از شکست مذاکرات با رژیم صهیونیستی –را مورد بحث و بررسی قرار دهد. در این جلسه تصمیم بر آن گرفته شد تا گزینه مقاومت مسالمت آمیز مردمی علیه اشغالگران صهیونیستی در تمامی اراضی فلسطینی فعال گردد.

جمال محیسن، عضو کمیته مرکزی فتح بعد از نشست مذکور تصریح کرد: «درخواست ما از مردم، تشدید روند مقاومت مردمی و گسترش آن است. نباید مقاومت مردمی تنها محدود به برخی روستاها و مناطق گردد بلکه باید تمامی اماکن تماس با اشغالگران و شهرک نشینان، عرصه این گونه از مقاومت شود. جنبش فتح تصمیم گرفته تا به روند مقاومت مردمی شدت ببخشد.»

نبیل شعث، عضو کمیته مرکزی جنبش فتح می گوید که «راهبرد دولت (در کرانه باختری) در بخش های مختلفش همان راهبرد جنبش فتح و سازمان آزادیبخش فلسطین است. مهم ترین عنصر در این راهبرد، تلاش برای تثبیت حضور شهروندان در سرزمین فلسطین و تشدید مبارزات ملی و مقاومت مردمی است.»

وی در ادامه با خاطرنشان ساختن این مطلب که مقاومت در برابر اشغالگران اسرائیلی، در این مرحله به یک مبارزه مردمی غیر مسلحانه تغییر یافته است گفت: «در این مرحله، به سراغ مبارزات غیر مسلحانه مردمی رفته ایم که در پیوند با تحرکات بین المللی مان می باشد.»

عباس زکی، عضو کمیته مرکزی جنبش فتح با رد اتهامات نسبت داده شده به جنبش فتح در خصوص دست کشیدن از مبارزه مسلحانه، ابراز داشت: «جنبش فتح حتی یک روز نیز مبارزه مسلحانه را از برنامه خود حذف نکرده و همچنان نیز آن را به عنوان گزینه ای می داند که جامعه بین الملل اختیار استفاده از آن را به ملت فلسطین داده است. جنبش فتح می داند که چه کار می کند ؛ ولی شرایط حاکم بر جهان عرب و جامعه بین الملل و نیز افراطی گری ها و تندروی های دولت صهیونیستی به ریاست بنیامین نتانیاهو اجازه نمی دهد که بدون تامل از آن استفاده کنید.»

وی در ادامه ابراز داشت: «مبارزه مسلحانه وقتی مناسب است که هزینه ای سنگین را برای اردوگاه دشمن در پی داشته باشد و سود فراوانی را برای طرف فلسطینی محقق سازد، طرفی که یک از میلیارد امکانات نظامی دشمن را در اختیار ندارد.»
از اظهارت رهبران جنبش فتح چنین بر می آید که این جنبش به طور کامل از گزینه مقاومت مسلحانه دست نکشیده است ؛ ولی با توجه به شرایطی که ملت فلسطین در آن به سر می برد، استفاده از آن را متوقف نموده است. از این رو، در نگاه جنبش فتح، بهترین راه مقاومت در حالت ضعف، مقاومت مردمی است.

ب ـ جنبش مقاومت اسلامی فلسطین «حماس»
جنبش حماس در اساسنامه و منشور خود، جهاد را تنها گزینه آزادی فلسطین بر می شمارد و طرح های سازش و برگزاری کنفرانس های بین المللی ویژه حل مسئله فلسطین را در تعارض با عقیده و باور خود می داند. درج گزینه مقاومت مردمی در برنامه و تفکر سیاسی جنبش حماس به برهه اخیر و به زمانی باز می گردد که توافق نامه آشتی ملی در ماه می 2011 در قاهره به امضا رسید و جلسات گفتگو نیز میان دو جنبش فتح و حماس انجام پذیرفت.

دو جنبش فتح و حماس در 24/11/2011 و در نشست مشترک خویش در قاهره بر «فعال سازی تمامی پتانسیل های ملت فلسطین در مقابله با اشغالگران و اقدامات آنان تاکید کردند و همچنین جهت رویارویی با شهرک سازی، یهودی سازی اراضی فلسطینی و اماکن مقدس آن و نیز اشغالگری صهیونیست ها بسیج ملت در سنگر مقاومت مردمی را خواستار شدند.»

خالد مشعل، رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس تصریح کرد: «ما در این مرحله به دنبال همکاری در زمینه مسائل مشترک و مورد توافق هستیم. با وجود ایمانی که به مقاومت مسلحانه داریم، مقاومت مردمی یکی از مسائل مورد توافق و اشتراک ما است. ما در جریان انتفاضه اول تاثیر مقاومت مردمی را دیدیم.»

موسی ابومرزوق، نائب رئیس دفتر سیاسی حماس نیز به نکته فوق الذکر اشاره داشته و تاکید کرده بود که توافق با جنبش فتح در خصوص مقاومت مردمی به هیچ وجه به معنای کنار گذاشتن مبارزه مسلحانه نیست. وی گفت: «تا زمانی که وطن در اشغال دشمن است، مقاومت در تمامی اشکالش حق مشروع ملت فلسطین به شمار می رود.»

علی برکه، نماینده جنبش حماس در لبنان نیز تاکید کرد: «در عین حالی که فتح مقاومت مردمی را تایید می کند، حماس بر گزینه مقاومت تاکید دارد و این موضوع هیچ ضرری ندارد ؛ زیرا دو نوع مقاومت (مسلحانه و مردمی) در هم ادغام می شوند.»
صلاح بردویل از رهبران جنبش حماس در 28/11/2011 عنوان داشت که تاکید بر مقاومت مردمی در اعلامیه آشتی بنا به درخواست ابومازن صورت گرفت و گامی برای کاستن از فشاری بود که فرآیند آغاز تدابیر عملی برای آشتی ملی با خود به همراه داشت.

وی در بخشی دیگر از اظهارات خود تصریح کرد: «گروه ها و احزاب فلسطینی با امضای سند وفاق ملی در تاریخ 14/5/2006 بر اهتمام خود نسبت به توسعه مشارکت تمامی گروه ها، طرف ها، اقشار و توده ها در مقاومت مردمی تاکید کردند.

د ـ جبهه خلق برای آزادی فلسطین
جبهه خلق برای آزادی فلسطین در منشور خویش، مبارزه مسلحانه را به عنوان تنها گزینه آزادی فلسطین اعلام کرده و تصریح نموده است: «تنها وسیله آزادسازی فلسطین، تنها یک جنگ آزادیبخش ملی است که مشتمل بر چهار مرحله می باشد: مرحله مقدمه چینی و بسترسازی، مرحله تثبیت، مرحله ایجاد یک ارتش انقلابی و مرحله آغاز جنگ آزادیبخش ملی است که تمامی ملت های عربی در آن مشارکت داشته باشند ؛ زیرا سرزمین فلسطین برای انجام جنگ های چریکی مناسب نیست. با وجود آنچه در منشور جبهه خلق برای آزادی فلسطین ذکر شده است ؛ ولی تاریخ این گروه - همچون جنبش فتح - از به کارگیری وسایل مقاومت مردمی خالی نیست که به طور ویژه، این موضوع را در سایه تشکیل رهبری واحد انتفاضه در سال 1987 و انتفاضه مبارک الاقصی در سال 2000 شاهد هستیم که به شکل برگزاری راهپیمایی ها و تجمع ها خود را نشان داد.

تکیه جبهه دموکراتیک بر مبارزه سیاسی و مبارزه همگانی به معنای تاکید بر مقاومت مردمی است. به این ترتیب، می توان گفت که این حزب در منشور خود مبارزه مسلحانه و مبارزه مسالمت آمیز را با یکدیگر تلفیق کرده است و مانند دیگر گروه های فلسطینی، بر بسیاری از ابزارهای مقاومت مردمی تاکید دارد که نمونه آن را در عملکرد رهبری یکپارچه در انتفاضه اول و دوم شاهد هستیم.

جبهه دموکراتیک در تاریخ 23/11/2010 بر اهمیت فعال سازی مقاومت مردمی به عنوان بخشی از راه حل لازم برای پایان بخشیدن به شکاف داخلی در فلسطین تاکید نمود. (51) این حزب همچنین خواستار تدوین راهبردی شد که جایگزین مذاکرات بی فایده سازش شود و اساس آن بر مقاومت مردمی و گسترش دایره اعتراف بین المللی به حقوق فلسطینیان استوار باشد. (52)

فشارهای درونی و بیرونی بر رژیم اشغالگر برای قبول رفراندوم
انتفاضه مسیر مناقشه عربی - صهیونیستی حکم یک صاعقه را برای رهبران رژیم اشغالگر قدس داشت. آنها به دنبال برون رفتی برای بحران پیش آمده بودند تا در اولین گام، انتفاضه را پایان بخشند و خود را از تبعات مقابله مستقیم با ملت فلسطین در کرانه باختری و نوار غزه رها سازند و در گام بعدی، چهره یک کشور عاشق صلح از رژیم متبوع شان در افکار عمومی جهان و جامعه بین المللی ترسیم کنند. موافقت رژیم صهیونیستی و سازمان آزادیبخش فلسطین با امضای توافق نامه اسلو در تاریخ 13/9/1993 با عقب نشینی نیروهای صهیونیستی از بخش هایی از نوار غزه (در مه 1994) و منطقه اریحا همراه شد و نیروهای فلسطینی در 18/5/1994 وارد مناطق مذکور شدند، مناطقی که تحت حاکمیت تشکیلات خودگردان قرار گرفته بود.

انتفاضه ملی فلسطین (انتفاضه سنگ) پایان یافت ؛ ولی دو جنبش حماس و جهاد اسلامی که مخالف پیمان اسلو بودند به روند فعالیت های جهادی و عملیات بی نظیر نظامی خود به ویژه در حیطه اقدامات شهادت طلبانه ادامه دادند.

با وجود امضای توافق نامه اسلو، رژیم صهیونیستی سیاست های سرکوبگرانه و خشن خود علیه مقاومت مردمی فلسطین را تغییر نداد که به وضوح این امر را می توان در انتفاضه خشمی دید که به دنبال اقدام 24/9/1996 تل آویو در افتتاح تونلی در زیر مسجد الاقصی در گرفت و سه روز یعنی از 25 تا 27/9/1996 ادامه داشت.

با شعله ور شدن انتفاضه اقصی در 28/9/2000، ارتش صهیونیستی عمدا به سمت شهروندان فلسطینی تیراندازی می کرد و هدفش نه پراکنده کردن تظاهرکنندگان فلسطینی یا مقابله با سنگ های آنان ؛ بلکه قتل آنان بود. گزارش ها نشان می دهد 65 درصد از کسانی که در جریان انتفاضه هدف گلوله قرار گرفته اند، از ناحیه فوقانی بدن خود یعنی سر، گردن، سینه و شکم آسیب دیده اند. ضمنا 40 درصد از افراد بر اثر اصابت تسلیحات غیر متعارف بین المللی همچون گلوله های انفجاری و گلوله های 500 یا 800 میلی متری که برای هدف قرار دادن تانک مورد استفاده قرار می گیرند، آسیب دیده اند. ضمنا 40 درصد از قربانیان نیز نوجوانانی هستند که زیر هجده سال سن دارند. اطلاعات مذکور برگرفته از گزارشی است که در تاریخ 11/12/2000 در روزنامه الخلیج منتشر شده است.

استفاده از پتانسیل جهان عرب و اسلام در وادارکردن اسرائیل به رفراندوم

1 ـ موضع جهان عرب و اسلام
کشورهای عربی از زمان اشغال فلسطین در سال 1948 بر حمایت خود از فلسطینیان و حمایت از آرمان فلسطین تاکید نمودند ؛ ولی مواضع دولت ها و نظام های عربی به طور کل با اختلاف در شکل و ساز و کارهای مناسب مقابله با اشغالگران همراه است. برخی ها معتقدند که راه مقاومت و مبارزه مسلحانه مفیدترین و کارآمدترین راهکار است. برخی دیگر از آنها نیز معتقدند که در سایه تفاوت گسترده در موازنه قدرت نظامی میان اشغالگران و فلسطینیان، مقاومت مسالمت آمیز واقع بینانه ترین راهکار است. پیمان اسلو که در 13/9/1993 به امضا رسید، باعث افزایش فاصله ها و اختلافات میان طرف های عربی و اسلامی در خصوص ساز و کارهای مناسب برای حمایت از فلسطینیان در مقابله با اشغالگران شد به ویژه بعد از مشخص گردیدن این نکته که سازمان آزادیبخش برای بازگرداندن حقوق فلسطینیان راه مذاکره را انتخاب کرده است.

در نتیجه اقدامات و مانع تراشی های رژیم صهیونیستی، امیدهای فلسطینیان به اسلو و وعده این رژیم در خصوص تشکیل کشور فلسطینی در کرانه باختری و نوار غزه از بین رفت و بعد از آن، انتفاضه دوم در سال 2000 شعله ور شد و حساب و کتاب های صهیونیست ها را بر هم ریخت و دوباره مسئله فلسطین به سمت مقاومت فراگیر در دو بعد مسالمت آمیز و مسلحانه اش پیش رفت. عرب ها نه تنها حمایت مطلوب را از انتفاضه صورت ندادند ؛ بلکه سران دولت ها و نظام های عربی در نشست سال 2002 خود در بیروت به اجماع آرا طرح صلح عبدالله بن عبدالعزیز، ولی عهد وقت عربستان را تصویب کردند تا بار دیگر بر مذاکرات به عنوان راه حل مسئله فلسطین تاکید نمایند.

نبیل العربی، دبیر کل اتحادیه عرب در مارس 2014 به شکل روشن و شفاف، افراد را به مقاومت مسالمت آمیز فرا خواند و از مقاومت مسالمت آمیز - آن هم به شیوه مهاتما گاندی که باعث رهایی هند از چنگال اشغالگران انگلیسی شد - سخن گفت و به میزان تاثیر کمپین «تحریم، لغو سرمایه گذاری و اعمال مجازات های اقتصادی علیه اسرائیل» که عملا در آمریکا و چندین کشور اروپایی علیه اقتصاد اسرائیل فعالیت می کند، اشاره کرد.

در میان ملت های عربی، حمایت گسترده ای از گزینه مقاومت فراگیر و در راس آنها مقاومت مسلحانه صورت می گیرد ؛ ولی این حمایت ملی وقتی می تواند تاثیرگذار باشد و نتیجه عملی خود را نشان دهد که نظام هایی دموکراتیک وجود داشته باشد.

در سال های اخیر شاهد نقش آفرینی ملت های عربی در زمینه حمایت از آرمان فلسطین هستیم که از آن جمله می توان به مشارکت در به راه انداختن کاروان های شکست محاصره دریایی و زمینی نوار غزه اشاره داشت که البته اقدامات و تدابیر برخی کشورهای عربی که از مرزهای زمینی مشترک با فلسطین اشغالی برخوردارند، ورود فعالان مردمی به کرانه باختری و نوار غزه را به کاری دشوار مبدل نموده و مانع از مشارکت عملی گروه های ملی در فعالیت های مقاومت مردمی در کرانه باختری و نوار غزه شده است.

با پیشرفت فناوری های ارتباطی، زمینه ها و بسترهای جدیدی فراهم شد تا جوانان عرب از طریق آن - ولو بشکل جزئی - از محدوده مرزهایی که زاییده امضای توافق نامه سایکس - پیکو (در سال 1916) می باشد، رهایی یابند. هکرهایی که تابعیت عرب دارند و متخصص حوزه برنامه نویسی رایانه هستند، توانسته اند بسیاری از پایگاه های اینترنتی رژیم صهیونیستی را هک کنند. به عنوان نمونه، در تاریخ 7/4/2013 گروهی از هکرها که عنوان «هکرهای ناشناس یا انونیموس» را برای خود انتخاب کرده بودند و برنامه نویسان فلسطینی، لبنانی، سوری، تونسی، الجزایری، اردنی، مصری، موریتانیایی، صربستانی، آلبانیایی نیز در آن عضویت داشتند، موفق شدند هزاران تارنمای اینترنتی صهیونیست ها را هک کنند. در این عملیات سایبری که نام OPIsrael را به خود گرفته بود علاوه بر برنامه نویسان مذکور، گردان های الکترونیک قسام و شماری دیگر از هکرها که تابعیت آنها مشخص نبود، مشارکت داشتند.

از جمله سایت های اینترنتی هک شده در عملیات سایبری فوق الذکر می توان به تارنمای اینترنتی وزارت جنگ رژیم عبری، سازمان موساد، شرکت کوکا کولای اسرائیل و سایت روزنامه اقتصادی گلوبز اشاره کرد. گفتنی است که در این جریان، اکانت های هزاران صهیونیست در سایت های اجتماعی فیس بوک و تویتر هک شد که باید به آنها، حساب های بانکی صهیونیست ها را نیز اضافه کرد.

هکرهای ناشناس (انونیموس) در صفحه ویژه خود درسایت اجتماعی تویتر اعلام کردند که در جریان این عملیات 100 هزار تارنمای اینترنتی، چهل هزار اکانت فیسبوک، 5 هزار اکانت تویتر و 30 هزار حساب بانکی متعلق به رژیم صهیونیستی را هک کرده است و خسارت های ناشی از این حمله الکترونیکی به نهادها و سایت های اینترنتی صهیونیستی بالغ بر سه میلیارد دلار بوده است. این در حالی است که تل آویو ادعا می کند آثار این حمله محدود بوده است.
در تاریخ 11/11/2013 بود که کانال دهم تلویزیون رژیم صهیونیستی بر روی تارنمای اینترنتی خود چنین آورد: «هکرهایی از غزه و تونس توانستند اکانت های سیزده هزار اسرائیلی عضو سایت فیس بوک را هک کنند و اطلاعات شخصی آنها را منتشر نمایند» که از آن جمله می توان به نام کاربری افراد و رمز عبور آنها اشاره کرد. به گفته یکی از هکرها، این اقدام با هدف اعلام اعتراض به اشغالگری اسرائیلی ها در اراضی فلسطینی صورت گرفته است. یکی دیگر از هکرها نیز در یک فیلم ویدئویی ضبط شده که بر روی اینترنت منتشر شد، اعلام کرد که «یهودیان باعث ویرانی این سرزمین و ریخته شدن خون تعداد زیادی از افراد شده اند.»

2 ـ موضع جامعه جهانی
جامعه جهانی از زمان امضای توافق نامه اسلو در سال 1993 حمایت خود از مذاکرات مستقیم میان فلسطینیان و صهیونیست ها تا دستیابی به یک توافق نهایی که به مسئله فلسطین خاتمه بخشد را اعلام کرده و تمامی طرح ها و کمک های مالی کشورهای غربی به تشکیلات خودگردان نیز در همین راستا بوده است. در سایه به بن بست کشیده شدن مذاکرات و تداوم روند اقدامات تجاوزکارانه رژیم صهیونیستی علیه فلسطینیان ساکن اراضی تحت حاکمیت تشکیلات خودگردان، باز هم کشورهای غربی و کمیته چهارجانبه بین المللی متشکل از ایالات متحده، روسیه، اتحادیه اروپا و سازمان ملل متحد تمام تلاش خود را برای دعوت از فلسطینیان و صهیونیست ها برای از سرگیری مذاکرات، کنار گذاشتن خشونت و خویشتنداری صرف کردند.

بعد از آنکه دادگاه نظامی رژیم صهیونیستی در تاریخ 24/8/2010 عبدالله أبورحمه، مسئول هماهنگی کمیته مردمی مقابله با احداث دیوار حائل در منطقه بلعین را به اتهام مشارکت در راهپیمایی های به اصطلاح «غیر قانونی و بدون مجوز»، تحریک افراد و برگزار راهپیمایی های «غیر قانونی» (البته بر اساس نطق قاضی دادگاه) محکوم کرد کاترین اشتون، نماینده اتحادیه اروپا و مسئول روابط خارجی اتحادیه با صدور بیانیه ای مطبوعاتی، نگرانی و تعجب خود را از اقدام دادگاه نظامی رژیم صهیونیستی (عوفر) در محکومیت عبدالله أبورحمه اعلام کرد.

در این بیانیه آمده است: «این واقعا نگران کننده است که عبدالله أبورحمه در دادگاه نظامی اسرائیل به اتهام تحریک افراد، مشارکت در راهپیمایی و برگزاری تظاهرات محکوم شود.»

در این بیانیه آمده است: «اتحادیه اروپا، عبدالله أبورحمه را یک مدافع حقوق بشر می داند که به شیوه ای غیر خشونت آمیز به دنبال تغییر مسیر احداث دیوار حائل در روستای بلعین کرانه باختری است. اتحادیه اروپا معتقد است که ساخت دیوار در هر بخش از اراضی فلسطینی یک کار غیر قانونی است.»

بعد از صدور حکم دوم دادگاه نظامی رژیم صهیونیستی (عوفر) در 11/10/2010 که طی آن أبورحمه به شانزده ماه حبس لازم الاجرا و شش ماه حبس تعزیری محکوم شد ؛ کاترین اشتون نگرانی عمیق خود را از اینکه هدف تل آویو از زندانی کردن أبورحمه، بازداشتن او و دیگر فلسطینیان در استفاده از حق مشروع شان برای اعتراض مسالمت آمیز نسبت به احداث دیوار حائل باشد، اعلام نمود.

سازمان عفو بین الملل در تاریخ 27/8/2010 محکومیت أبورحمه توسط دادگاه نظامی رژیم صهیونیستی را تقبیح و اعلام کرد که این دادگاه أبورحمه را به اتهام تحریک افراد و برگزاری راهپیمایی های غیر قانونی علیه دیوار حائل و نیز مشارکت در این راهپیمایی ها محکوم نموده است و حال آنکه دیوان دادگستری بین المللی در سال 2004 با صدور حکمی و به اتفاق آرا، احداث دیوار حائل را در تعارض با قوانین بین المللی دانست.

این اقدام در حالی صورت می گیرد که دیده بان حقوق بشر نیز در تاریخ 9/9/2010 اقدام رژیم صهیونیستی در محاکمه فعالان مقاومت مردمی علیه دیوار حائل و شهرک سازی در روستای بلعین (در کرانه باختری) را محکوم نمود و آن را «نقض حقوق بشر» دانست.

سازمان مذکور با صدور بیانیه قرار محکومیت عبدالله أبورحمه را تقبیح و تصریح کرد: «جلسات محاکمه شهروندان فلسطینی که به صورت مسالمت آمیز علیه دیوار نژادپرستانه حائل تظاهرات برگزار می کنند، اقدامی غیر قانونی است.»

به منظور اعلام همبستگی با اقدام 28/1/2014 فعالان فلسطینی و فعالان صلح خارجی در احداث روستای نمادین «عین حجله»، یک هیات دیپلماتیک غربی متشکل از نمایندگان اتحادیه اروپا و نیز شماری از مسئولان سفارتخانه های اسپانیا، فرانسه، سوئد و دانمارک در تاریخ 5/2/2014 به بازدید از این روستا پرداختند که البته نظامیان رژیم صهیونیستی بیش از یک ساعت آنها را توقیف نمودند.

در مورد فعالیت های مردمی بین المللی باید گفت که گروهی از فعالان صلح خارجی در قالب هیئات مختلف در فعالیت های مقاومت مردمی در کرانه باختری و نوار غزه شرکت جستند تا به این ترتیب، حمایت خود را از مسئله فلسطین اعلام نمایند. از جمله اقدامات آنها می توان به مشارکت در راهپیمایی های هفتگی علیه ساخت دیوار حائل در کرانه باختری، مقابله با مصادره اراضی و مشارکت در شکستن سد محاصره دریایی نوار غزه اشاره داشت.

در تاریخ 16/3/2003 بود که راشل کوری، فعال صلح آمریکایی توسط یک بولدوزر نظامی رژیم صهیونیستی زیر گرفته شد و به قتل رسید. راشل کوری به همراه هفت تن از همکارانش از جنبش همبستگی بین المللی با ملت فلسطین تلاش می کردند تا به بولدوزر مذکور اجازه تخریب منزل مسکونی یک خانواده فلسطینی در نوار غزه را ندهند.

ضمنا فعالان صلح خارجی در تلاش های مسالمت آمیز ماهیگیران فلسطینی در شکستن سد محاصره دریایی نوار غزه شرکت می کردند. در تاریخ 20/4/2011 بود که یک قایق موسوم به اولیوا که حامل فعالان صلح خارجی بود، به همراه قایق های ماهیگیران فلسطینی وارد آب های غزه شد تا مانع از تعدی نیروی دریایی رژیم اشغالگر قدس علیه ماهیگران شود و به نظامیان این رژیم اجازه ندهد که در فعالیت ماهیگیران فلسطینی در منطقه قانونی مانع تراشی کنند.

صدها تن از فعالان صلح، روزنامه نگاران و حامیان خارجی ملت فلسطین با تابعیت های سوئدی، آمریکایی و ژاپنی در 2/12/2013 با یک قایق از مرز دریایی شش مایلی که اشغالگران برای ماهیگیران فلسطینی تعیین کرده اند، گذر نمودند.

در تاریخ 29/5/2011 گروهی از فعالان صلح آمریکایی از روستای «النبی صالح» در شمال غرب رام الله بازدید کردند تا از نزدیک با رنج هایی آشنا شوند که اهالی این روستا در نتیجه تداوم روند تشدید اقدامات امنیتی رژیم صهیونیستی و حملات برنامه ریزی شده اش متحمل می گردند.

اعضای تیم مذکور ضمن اعلام همبستگی کامل با اهالی روستای «النبی صالح» با جنبش مقاومت مردمی این روستا دیدار و در جریان رنج ها و محنت های مردم این روستا قرار گرفتند.

در ژوئیه 2011، حدود صد حامی اروپایی آرمان فلسطین با وجود تدابیری که مقامات صهیونیستی برای جلوگیری از ورود آنها به خاک اراضی اشغالی 48 اندیشیده بودند، وارد فرودگاه بن گوریون در تل آویو شدند. ضمنا ده ها تن از آنها نیز توانستند وارد شهر بیت لحم شده و در کمپین «درود بر فلسطین» شرکت کنند. در راه اندازی این کمپین، علاوه بر 40 نهاد فلسطینی، تعدادی از موسسات و گروه های همبستگی بین المللی شرکت داشتند. گفتنی است که پلیس رژیم صهیونییستی در تاریخ 8/7/2011 مانع از حرکت 200 فعال صلح خارجی شد که قرار بود بعد از ورود به فرودگاه اللد در شرق تل آویو، به سمت اراضی اشغالی فلسطینی رفته و با فلسطینیان اعلام همبستگی نمایند.

در خصوص موضوع کاروان های شکست محاصره زمینی و دریایی نوار غزه که با مشارکت هیات های مختلف مردمی از جهان عرب، اسلام و کشورهای خارجی برگزار شد، باید به این نکته اشاره کرد که در گزارش «کاروان های شکست محاصره نوار غزه» به صورت تفصیلی به این موضوع پرداخته شده است. ذکر این نکته خالی از لطف نیست که از زمان آغاز محاصره نوار غزه که پس از پیروزی جنبش حماس در انتخابات مجلس قانونگذاری کلید خورد و بعد از کنترل حماس بر نوار غزه در نیمه سال 2007 شدت پیدا کرد شماری از سازمان ها، هیات های اروپایی، عرب و مسلمان کاروان هایی را از طریق دریا و خشکی برای کمک به ملت تحت محاصره غزه به راه انداختند.

شایان ذکر است که این سازمان ها و هیات ها ابتدا کار خود را با محکومیت و تقبیح محاصره نوار غزه آغاز کردند و بعد از آن به سراغ تحرکات عملی برای رفع محاصره رفتند و تلاش های عملی را برای رفتن به غزه، بررسی اوضاع این منطقه و اعلام همبستگی با ساکنان آن صورت دادند و تصویر محاصره را به جامعه بین الملل که خود به اشکال مختلف در این اقدام شرکت داشت، مخابره کردند.

از جمله کاروان های زمینی رفع محاصره نوار غزه می توان به «شریان زندگی»، «زنده باد فلسطین»، «یاران»، «قدس»، «راه امید»، «آسیا» و «چندین مایل لبخند» اشاره کرد. همچنان نیز حرکت کاروان های رفع محاصره به سمت نوار غزه ادامه دارد که برخی از آنها موفق به ورود می شوند و از ورود برخی دیگر ممانعت به عمل می آید.

درباره کاروان های به اصطلاح «کشتی های رفع محاصره» باید گفت که چندین کشتی موفق شدند تا به صورت مستقیم یا غیر مستقیم وارد نوار غزه شوند که از آن جمله می توان به کشتی «آزادی»، «غزه آزاد»، «کمیته امدادرسانی انسانی در مصر»، «امید»، «کرامت» و «دیگنیتی» اشاره کرد. از جمله کشتی هایی که موفق به پهلو گرفتن در سواحل نوار غزه نشدند، می توان به «مروت»، «عید»، «برادری»، «روحیه انسان دوستی» و «ناو آزادی شماره یک» اشاره کرد. کاروان «ناو آزادی شماره یک» از هشت کشتی تشکیل شده بود که هدایت آن را یک ائتلاف متشکل از کمپین اروپایی رفع محاصره نوار غزه، جنبش غزه آزاد، کمیته امدادرسانی انسانی ترکیه و دو کمپین از یونان و سوئد تشکیل می داد.

رفراندوم یا مبارزه مسلحانه و طرح آن در روز جهانی قدس
در روز قدس بسیاری ازمردم کشورهای اسلامی نشان دادند که برای دفاع از اسلام پای کار هستند و هر هزینه ای را می پردازند. در کنار خروش امت اسلامی، دیگر مردم جهان نیز فریاد مرگ بر اسرائیل سر می دهند و آشکار است که آزادیخواهان جهان هم به خاطر جنایات چندین ساله رژیم صهیونیستی، از این رژیم متنفر هستند. این موج خروشان نباید فروکش کند، تداوم آن و اقدامات دیگر، تل آویو را به زانو درخواهد آورد.

مردم کشورهای اسلامی بدانند زمان آن فرا رسیده است تا با سیاست های دولتمردان خود مخالفت کنند. نخستین اقدام و درخواست آنها باید اخراج سفیر و تعطیلی سفارتخانه های رژیم صهونیستی در این کشورها باشد، سپس تحریم هر کالایی که به نوعی متعلق به صهیونیست هاست. این اقدامات فشار سنگینی را بر رژیم صهیونیستی وارد خواهد ساخت. مردم غزه با حمایت های جمهوری اسلامی ایران در چندین نبرد، ثابت کردند که می توان در مقابل این دیو آدم کش ایستاد و به آن ضربه زد.

تسلیح مناطق اشغالی به منظور فشار بر اسرائیل درپذیرش رفراندوم

رهبر معظم انقلاب راهکاری را ارائه دادند که، راهکاری مناسب، کاربردی و تاثیرگذار خواهد بود. مسلح شدن مردم کرانه باختری، اکنون این بخش از فلسطین تحت نظر دولت خودگردان است. مردم باید از مسئولان خود بخواهند تا چنین اتفاقی بیفتد. هموطنان آنها در تکه ای دیگر از سرزمین مادریشان به تنهایی به مقابله با دشمن پرداخته اند. یاری دیگر فلسطینیان را می طلبد. این قیام می تواند طومار صهیونیست ها را درهم پیچد و کار را یکسره کند.عرصه بر رژیم صهیونیستی تنگ تر شود، صهیونیست های ساکن در سرزمین های اشغالی هم مجبور می شوند تا نسبت به حاکمان خود اعتراض کنند و همین اعتراضات، حاکمان این رژیم را مجبور به تن دادن به خواسته های مردم فلسطین در برگزاری رفراندوم تعیین سرنوشت خواهد کرد.

مقاومت و سلحشوری مردم غزه نشان داد که آنها در بدترین شرایط ممکن ایستادگی می کنند. در مقابل، رژیمی جعلی وجود دارد که با همه تجهیزات نظامی و حمایت های کشورهایی همچون آمریکا، انگلیس و دیگر کشورهای اروپایی، از این جنگ هیچ دستاوردی نداشته است.

دل نبستن به گروه های تکفیری
اتفاقات فلسطین و غزه، باعث شد تا ماهیت گروه های تکفیری وهابی بیشتر آشکار شود. هنگامی که آنها اعلام کردند، راهپیمایی در روز جهانی قدس حرام است و هر کس در این راهپیمایی شرکت کند، مجازات می شود، به صراحت می توان گفت که این افراد و گروه های تروریست جنایتکار از چه آخوری تغذیه می کنند.

رفراندوم بهترین راهکار در عرصه بین المللی
یک راهکار دیگر هم از سوی جمهوری اسلامی ایران ارائه شده است. اکنون که عرصه به رژیم صهیونیستی تنگ تر هم شده است، کشورهای مستقل دست به دست هم داده و زمینه برگزاری یک رفراندوم را آماده کنند و این مطالبه را به طور جد درخواست کنند. این پیشنهاد رهبر معظم انقلاب اسلامی چندین بار ارائه شده است ،این پیشنهاد مناسب باید به عنوان یک مطالبه عمومی در میان مردم جهان تبدیل شود و سپس اجرا گردد. مردم فلسطین خود باید برای سرنوشتشان تصمیم بگیرند. اگر با چنین روندی مخالفت شود، راه دیگر مبارزه مسلحانه تا نابودی کامل رژیم صهیونیستی باقی خواهد ماند.

استفاده ازتنفر مردم جهان برعلیه صهیونیستها به منظور پذیرش رفراندوم
بر اساس یک نظرسنجی در جهان، احساسات عموم مردم در جهان نسبت به اسرائیل منفی است و این احساسات منفی همچنان رو به افزایش است.این نظرسنجی در برخی کشورهای اروپایی مثل آلمان احساسات مثبت به اسرائیل تک رقمی است و تنها کشوری که نگاهی نسبتا مثبت به اسرائیل دارد، آمریکا است. این نظرسنجی از دسامبر 2012 تا آوریل 2013 از 26299 نفر در سراسر جهان به عمل آمده است. بر اساس این نظرسنجی، به صورت میانگین 52 درصد از کسانی که در این نظرسنجی مشارکت داشتند اعلام کردند که نسبت به نفوذ اسرائیل در جهان نگاهی منفی دارند که این میزان نسبت به سالهای گذشته دو درصد افزایش را نشان می دهد. از 25 کشوری که در این نظرسنجی مشارکت داشتند 20 کشور نگاه منفی، سه کشور نگاه مثبت و دو کشور نیز نگاه دوگانه نسبت به اسرائیل داشتند .آمریکا تنها کشور غربی است که مردمش در این نظرسنجی نشان دادند که نگاه نسبتا مثبتی به اسرائیل دارند. 51 درصد آمریکایی ها اعلام کردند که آنها احساسات مثبتی نسبت به اسرائیل دارند. نگاه به اسرائیل در کانادا و استرالیا نیز منفی است و هرکدام به ترتیب با 57 درصد و 69 درصد اعلام کردند که احساسات آنها نسبت به اسرائیل منفی است. کشورهای اتحادیه اروپا نیز جزو کشورهایی هستند که نگاهی بشدت منفی نسبت به اسرائیل دارند. مردم انگلیس منفی ترین احساسات را نسبت به اسرائیل دارند. 72 درصد انگلیسی ها اعلام کردند که نگاهشان به اسرائیل بشدت منفی است. بعد از انگلیس، اسپانیا با 70 درصد قرار دارد. در طول یک سال گذشته نیز نگاه مثبت به اسرائیل در آلمان 8 درصد کاهش داشته و درصد نگاه منفی به آن به 67 درصد رسیده است. کشورهای لهستان و یونان نیز هرکدام به ترتیب با 44 و 46 درصد نگاه منفی به اسرائیل دارند.

با توجه به اینکه ملت فلسطین گزینه های گوناگونی برای مقابله با دشمن صهیونیستی در اختیار دارد، محدود کردن مبارزات ملت فلسطین به یک گزینه کار اشتباهی است. برای مقابله با رژیم صهیونیستی گزینه های متعددی وجود دارد و بهترین گزینه ای که از لحاظ عرف جهانی مورد پذیرش همه و در برخی از امور ضروری در کشورها برای کارهای مهم مورد استفاده قرار می گیرد گزینه برگزاری همه پرسی یا همان رفراندوم و توجه به آراء وخرد جمعی کشورها می باشد. برگزاری رفراندوم تعیین سرنوشت فلسطین بدست تمام فلسطین های ساکن در سراسر دنیا یک راه کار برد- برد بین المللی به منظور رهایی از مشکلات وآلام فلسطینیها ، یک پیشنهاد بسیار سازنده و مورد قبول بازیگران بین المللی می تواند باشد.

*عضو کمیسیون سیاسی  و امور بین الملل جمعیت دفاع از ملت فلسطین


بازگشت           چاپ چاپ          نظر دهی به خبر نظر دهی به خبر
 

DOURAN Portal V4.0.0.0

V4.0.0.0