در نشست «پیامدهای جابجایی قدرت در آمریکا بر تحولات فلسطین و خاورمیانه» مطرح شد؛
منتظمی: موضوع «اسرائیل» به مساله‌ای اختلاف زا درون «آمریكا» تبدیل شده است/ باید از ظرفیت‎های «جنگ نرم» در اروپا و آمریكا استفاده كنیم/ شكیبایی: دموكراتها و جمهوریخواهان در «راهبرد حمایت از اسرائیل» همسو اما در «تاكتیك» متفاوت عمل می‌كنند
من معتقدم در مساله جنگ نرم 40 سال غفلت شده است و باید در این باره فعالیت شود. جریانهای متعددی را در داخل آمریکا و اروپا ایجاد شده که حامی نگاه و اهداف ایران هستند، باید از این فرصت ها و ظرفیت ها استفاده شود .

به گزارش روابط عمومی جمعیت دفاع از ملت  فلسطین، نشست «پیامدهای جابجایی قدرت در آمریکا بر تحولات فلسطین و خاورمیانه» چهارشنبه 21 آبان ماه از ساعت 10:30 با همکاری جمعیت دفاع از ملت فلسطین و خبرگزاری قدس به صورت آنلاین برگزار شد.


در این نشست دکتر «غلامرضا منتظمی» دیپلمات سابق و دبیر اجرایی کنفرانس بین المللی افق نو و «مهدی شکیبایی» قائم مقام جمعیت دفاع از ملت فلسطین سخنرانی کردند.


در ابتدای این نشست منتظمی تاکید کرد: در تحولات داخلی آمریکا، اتفاقات جدیدی رخ داده که بر  منطقه تاثیرات فوری خواهد گذاشت.


یکی از موضوعات مهمی که تغییر خواهد داشت، معامله قرن است. نتانیاهو، بن سلمان  و بن زاید سه پایه اصلی این توافق را تشکیل داده بودند. این در شرایطی است که از لحاظ تاریخی آمریکایی ها بیشتر بر راه حل دو دولتی تاکید داشته اند.


من معتقدم نتانیاهو با توجه به روابط گذشته اش با ترامپ در چهار سال اخیر، هم اکنون دچار مشکلات عدیده ای است چون در آمریکا تغییر قدرت سیاسی رخ داده است.


در واقع سه پایه اصلی معامله قرن دچار تزلزل شدید شده است . نتانیاهو با توجه به تندروی هایی که داشته با مشکل مواجه است و بن سلمان نیز شرایطی مشابه دارد. با وقوع این تغییرات معامله متوقف خواهد شد، مگر اینکه نتیجه انتخابات از سوی ترامپ به چالش کشیده شود. در غیر این صورت معامله قرنی وجود نخواهد داشت و این بحث از روی میز حذف  خواهد شد.


اما بحث دو دولت نیز سالهاست که روی میز  مذاکرات باقی مانده است. در واقع من معتقدم در صورت تغییر در کاخ سفید چیز زیادی برای فلسطینی ها تغییر نمی کند.


نکته مهم اینکه ترامپ یک اولویت فوری در چهار سال گذشته برای رسیدن به دور دوم ریاست جمهوری داشت، از طرفی اسرائیل با فشارهایی از داخل مواجه بود که موجب شکل گیری پیوندی قوی میان نتانیاهو و ترامپ شد و  این دو با هم اقداماتی را انجام دادند.


پشت همه فشارهای آمریکا که روی ایران وارد آمد، این بود که رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی به طور  جدی از ترامپ درخواست جنگ علیه ایران را داشتند. آنها با طرح مساله حمله به آرامکو ، سرنگونی پهپاد آمریکایی و یا حمله ایران به عین الاسد در پی جنگ علیه ایران بودند اما با توجه به قدرت ایران، ترامپ از این اقدام صرفنظر کرد.


اما فشارها در زمینه لزوم آغاز جنگ علیه ایران باعث ارائه امتیازات بسیار سنگینی از سوی ترامپ به صهیونیستها و نتانیاهو شد. معامله قرن، الحاق کرانه باختری و عادی سازی روابط... همه این ها در راستای امتیاز دادن به نتانیاهو بود. این دستاوردها با توجه به چسبندگی بیش از حدی که نتانیاهو با ترامپ داشت، بدست آمد.


 اسرائیلی ها افکار عمومی آمریکا را کنترل می کنند و سعی می کنند که انتقادی از اسرائیل در داخل آمریکا  نباشد.


در واقع آمریکایی ها از استفاده افراطی نتانیاهو از ترامپ در منطقه نارضایتی دارند و این مساله باعث ایجاد شکاف هایی درون آمریکا شده است. در شرایط کنونی موضوع اسرائیل به مساله ای برای درگیری داخلی احزاب آمریکایی تبدیل شده و آنها رویکردهای متفاوتی در این باره دارند.البته ممکن است که این مسائل را مطرح نکنند اما وجود آن را کتمان نمی کند. اگر ایران بت