عربستان:
سیاست های شكست خورده و ضرورت تغییر سكانداران
به قلم احمدرضا روح الله زاد دبیر کمیسیون سیاسی و امور بین الملل

ملک سلمان پادشاه عربستان برای چندمین بار در طول چند سال پادشاهی اش اقدام به ایجاد تغییرات در اداره کشور در ابعاد مختلف سیاسی، فرهنگی، اطلاعاتی، امنیتی و نظامی کرد. تغییرات اخیر که بزرگترین تغییرات  در حکومت آل سعود است، از جهات مختلفی شاید مهمترین تغییرات نیز محسوب شود .

این تغییرات، گستره وسیعی را در وزارت امورخارجه، وزارت اطلاع رسانی، ورزش، سفرا، امرای مناطق ، روسای دانشگاه و امنیت ملی را شامل می شود. تحلیلگران این تغییرات را بی ارتباط با تحولات داخلی، منطقه ای و بین المللی نمی دانند که تقریبا در همه آنها عربستان با مشکلات سختی روبرو است .

در سطح بین المللی حکومت عربستان که در واقع توسط بن سلمان اداره می شد، تصمیم گرفت برای تمهید جانشینی بن سلمان سطح روابط با امریکا را افزایش دهد بر این اساس پس از روی کار آمدن ترامپ بن سلمان به امریکا سفر کرد و دیدارهای متعددی با ترامپ و کوشنر و دیگر مسئولین و مراکز مطالعاتی و نظامی امریکا در این سفر یکماهه انجام داد. اقدام ترامپ در انتخاب نخستین سفر خارجی اش، بر خلاف سنت روسای جمهور پیشین این کشور به عربستان، در واقع نتیجه دیدارهای بن سلمان بود. ترامپ در ریاض ضمن انعقاد بزرگترین قرار داد تجاری نظامی جهان (قریب 500 میلیارد دلار) با عربستان، دستور العمل تشکیل ائتلاف عربی، امریکایی و اسرائیلی را برای مقابله با ایران و محور مقاومت(به تعبیر ترامپ تروریسم) صادر کرد. قراردادی که دیگر کشورهای غربی را به سمت خوشه چینی از این محصول پر بار و به تعبیر ترامپ گاو شیر ده ترغیب کرد.  بن سلمان با این اقبال غربی احساس کرد که از پشتوانه محکمی برای پادشاهی برخوردار شده است .

 وی در سطح منطقه هم بر اساس احساس حمایتی که از سوی غرب می کرد، سیاست های تندروانه را در پیش گرفت. در سطح منطقه عربستان چندین پرونده مفتوح دارد، یمن که جنگ ویرانگری را علیه این کشور با تشکیل یک ائتلاف عربی مدیریت می کند. در سوریه  و از سال 2011 حمایت مالی، تسلیحاتی و انسانی از تروریسم تکفیری در این کشور انجام داده است. در عراق جدای از نقش برجسته ای که در حمایت و سازماندهی از تروریسم تکفیری داشته است، تلاش در تاثیر گذاری در روندهای سیاسی این کشور از طریق تزریق پول نیز داشته است. مداخله در لبنان نیز در ابعاد مختلفی از سوی عربستان انجام گرفته است. سنگ اندازی در راه تشکیل استقرار دولت و نیز بازداشت نخست وزیر این کشور در ریاض و حمایت از جریان های تروریستی تکفیری که البته توسط ارتش لبنان و مقاومت اسلامی لبنان تحرکات نظامی تروریست ها در لبنان با آزاد سازی سرزمین های تحت اشغال آنها مانند بلندیهای عرسال، به پایان رسیده است. محاصره قطر، اختلاف با امارات در حوزه یمن، اختلاف با اردن خصوصا در پروژه معامله قرن امریکا، پرونده فلسطین و تروریست خواندن مقاومت ضد اشغالگری ملت فلسطین و ورود به روند عادی سازی با دشمن صهیونیستی، اتهام زنی به ایران و تلاش برای تشدید اختلافات با این کشور از جمله پرونده هایی است که عربستان در سطح منطقه با آن درگیر است .

در سطح داخلی هم با چند پرونده مهم روبرو است. مخالفت های جریان مذهبی با اصلاحات غربی در این کشور هر روز ابعاد بیشتری بخود می گیرد. فقر گسترده ناشی از توزیع ناعادلانه ثروت ، تبعیض علیه اقلیت های مذهبی، جنگ قدرت در دربار پادشاهی و میان خاندان عبدالعزیز هر روز گستره جدیدی می یابد .

عربستان تقریبا در همه این پرونده به نوعی شکست خورده است. جنگ یمن که قرار بود ظرف سه هفته پایان یابد وارد چهارمین سال خود شده است و این کشور را با کسری بودجه شدیدی روبر کرده است که ناچار به اخذ وام از بانکهای بین المللی شده است. ضمن اینکه مخالفت ها با این جنگ و گرسنه و بیمار نگهداشتن یک ملت در محاصره و جنگ ،هر روز در سطح بین المللی ابعاد بیشتری یافته و سرریز کردن پول نفت هم نمی تواند صدای مخالفت ها را خاموش سازد. همچنین انصار الله و ارتش یمن وارد مرحله ای جدید از جنگ شده اند که هزینه ها و تلفات مهاجمین هر روز افزایش بیشتری یافته و این موضوع برای عربستان که تلاش دارد به عنوان یک قدرت منطقه ای مطرح باشد، بسیار سخت و نگران کننده است. در سوریه و عراق محور مقاومت زنگ پایان تروریسم تکفیری را به صدا درآورنده و دولت این دو کشور تقریبا حاکمیت سرزمینی خود را تثبیت کرده اند. در لبنان نیز بازی را به مقاومت واگذار کرده است و در پرونده ایران هم علی رغم همه تلاش ها و هماهنگی هایی که با غرب و اسرائیل داشته است، ایران همچنان قدرت تعیین کننده در منطقه محسوب می شود. در موضوع فلسطین هم بازی را باخته است و مقاومت قوی تر از قبل در معادله درگیری حضور دارد و مردم فلسطین هم با انتخاب راهبرد راهپیمایی بازگشت عملا معامله قرن امریکا و فرایند عادی سازی با اسرائیل را به محاق برده است. در سطح بین المللی هم قتل جمال خاشقچی و هم پرونده یمن نگاه به عربستان را کاملا تغییر داده است. خروج امریکا از سوریه نشان از پذیرش شرایط جدید منطقه ای با محور بودن مقاومت اسلامی است. لذا عربستان احساس می کند نظم منطقه ای در حال تغییر است و آرایش جدیدی بخود خواهد گرفت، لذا ضرورت تغییر در ساختار حکومتی، پادشاه عربستان را وادار به انجام این تغییرات گسترده در این مقطع کرده است و شاید مهمترین آنها تغییر در سیاست خارجه این کشور باشد و عادل الجبیر را که نگاهی تند علیه کشورهای منطقه داشت از این سمت اخراج کرد. هر چند سکوت معنا دار وی در داستان قتل خاشقچی و عدم حمایت از بن سلمان در این تغییر بی تاثیر نبوده است. تحلیلگران معتقدند شکست عربستان در همه پرونده های داخلی، منطقه ای و بین المللی و افزایش فشار ها به رژیم حاکم موجب شده تا شاه عربستان برای فرار از تبعات این شکست ها و کاهش فشار دست به انجام این تغییرات بزند اما تردیدی نیست که آینده عربستان آبستن تحولات زیادی است که مانایی ساختار فعلی را با ابهام زیادی همراه کرده است .

احمدرضا روح الله زاد دبیرکمیسیون سیاسی و امور بین الملل جمعیت دفاع از ملت فلسطین



برچسب ها

    5.3.4.0
    V5.3.4.0