خدمات متقابل ایران و فلسطین
احمد رضا روح الله زاد دبیر کمیسیون سیاسی و امور بین الملل جمعیت دفاع از ملت فلسطین

چهار دهه از انقلاب اسلامی ایران می گذرد. در این چهل سال اولویت های زیادی در حوزه های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی، نظامی و امنیتی و اجتماعی در دو بعد داخلی و خارجی مطرح بوده است. بی تردید موضوع فلسطین و به تعبییر امام خمینی(ره) «قضیه فلسطین» به عنوان یک اولویت خاص همیشه مطرح بوده است. این اهتمام ویژه نظام اسلامی و انقلابی به فلسطین همواره با سوالات زیادی همراه بوده است. هر چند در حوزه فهم دینی و شور انقلابی مردم خود را مکلف به حمایت از فلسطین می دانند و همیشه نیز بر این تکلیف خود عمل کرده اند ولی جدای از این فهم دینی و شور انقلابی باز این سوال مطرح است که چرا فلسطین؟ اساسا چه نسبتی میان انقلاب و ایران با مولفه ای به نام فلسطین وجود دارد؟ آیا اساسا ایران با پرداختن به موضوع فلسطین در واقع خدمت یا خدماتی به فلسطین داشته است؟ اگر پاسخ این سوال مثبت باشد آیا این خدمات تاثیری در حوزه فلسطین داشته است ؟ و آیا این خدمات یک سویه بوده است یا نه خدماتی متقابل بوده است؟ آیا پرداختن به موضوع فلسطین در راستای منافع و امنیت ملی ایران نیز بوده است؟ و یا نه بر عکس تاثیرش بر منافع و امنیت ملی ایران یک تاثیر منفی بوده است؟

جامعه ایران یک جامعه تاریخی و نیز دینی است و به لحاظ جغرافیای سیاسی  هم یک کشور مهم در منطقه محسوب می شود که با توجه به در هم تنیدگی روابط سیاسی و اقتصادی و امنیتی و به دلیل حوزه جغرافیای اش یک کشور مهم در سطح بین المللی نیز به شمار می آید. بنابر این باید در پاسخ به این سوالات به این دو بعد تاریخی و دینی توجه داشت. برخی سوالات در باره حوزه فلسطین به گونه ای مطرح می شود که گویی موضوع فلسطین صرفا پس از انقلاب اسلامی و استقرار نظام اسلامی مورد اهتمام ایران قرار گرفته است. اما این موضوع صحت ندارد. بلکه جامعه ایران به دلیل نگاه دینی اش از همان آغاز بحران فلسطین، نسبت به آن موضع داشته است. فلسطین یک سرزمین اسلامی و مردمش مسلمان هستند. در این سرزمین یادمان های زیادی وجود دارد که جامعه مسلمان و بالتبع ایرانی مسلمان نسبت به آن حساس است. مهمترین یادمان فلسطین که آن را به یکی از سرزمین های مقدس در نزد مسلمانان ارتقاء داده است حرم شریف قدس و به عبارت دیگر مسجد الاقصی است که مکان عروج پیامبر به آسمان به گاه معراج است. بر این اساس از همان آغاز سرنوشت فلسطین و قدس شریف و مردم مسلمان آن مورد توجه جامعه مسلمان ایران بوده است و این موضوع اساسا ربطی به انقلاب اسلامی ندارد.  آیات قرآن کریم و روایات بسیاری در خصوص توجه و اهتمام به امور مسلمین وارد شده است که در آنها عدم توجه به امور مسلمین مساوی با خروج از اسلامی دانسته شده اند مانند"

«  وَما لَكُم لا تُقاتِلونَ في سَبيلِ اللَّهِ وَالمُستَضعَفينَ مِنَ الرِّجالِ وَالنِّساءِ وَالوِلدانِ الَّذينَ يَقولونَ رَبَّنا أَخرِجنا مِن هٰذِهِ القَريَةِ الظّالِمِ أَهلُها وَاجعَل لَنا مِن لَدُنكَ وَلِيًّا وَاجعَل لَنا مِن لَدُنكَ نَصيرًا»
چرا در راه خدا، و در راه مستضعفین( مردان و زنان و کودکانی که به دست ستمگران تضعیف شده‌اند) پیکار نمی‌کنید؟! همان افراد (ستمدیده‌ای) که می‌گویند : پروردگارا! ما را از این شهر که اهلش ستمگرند، بیرون ببر! و از طرف خود، برای ما سرپرستی قرار ده! و از جانب خود، یار و یاوری برای ما تعیین فرما ! »

ویا:
مَنْ أَصْبَحَ لَا يَهْتَمُّ بِأُمُورِ الْمُسْلِمِينَ فَلَيْسَ مِنْهُمْ وَ مَنْ سَمِعَ رَجُلًا يُنَادِي يَا لَلْمُسْلِمِينَ فَلَمْ يُجِبْهُ فَلَيْسَ بِمُسْلِم‏.  کسی که صبح کند و اهمیتی به کارهای مسلمانان ندهد او از آنان نیست و کسی که صدای مردی بشنود که فریاد کمک خواهی از مسلمانان را سر دهد و پاسخش را ندهد مسلمان نیست . »

لذا جامعه مسلمان ایران نسبت به موضوع فلسطین از همان آغاز حساس بود و سرنوشت آن برایش از اهمیتی بسیار بالایی برخوردار بوده است و با نگرانی تحولات آن را دنبال می کرده است. این اهتمام در شرایطی بود که جامعه ایران خود از مشکلات متعددی مانند شرایط دشوار سال های آخر حکومت قاجار و نیز حکومت سرکوبگرانه رضا پهلوی در رنج بود. هر چند جامعه خبرهای محیط پیرامونی خود خصوصا فلسطین را بیشتر از عالمان دینی دریافت می کردند که به دلیل ارتباط با حوزه های دینی خارج از کشور و عموما عراق با تحولات فلسطین بیشتر آشنا بودند.

از سوی دیگر یکی از پایه های اصلی مخالفت مردم ایران با حکومت پهلوی نیز همکاری رژیم پهلوی با اسرائیل بود. این موضوع را می توان در دستور العمل ساواک به روحانیون آشکارا مشاهده کرد که از آنها خواسته بود که در سه مورد یعنی شاه و امریکا و اسرائیل ساکت باشند و در باره هر موضوع دیگری که می خواهند، با مردم در منابر صحبت بکنند! بر این اساس باید گفت توجه به موضوع فلسطین نه تنها یک موضوع پس از استقرار نظام اسلامی نیست بلکه ریشه در باورهای دینی مردم ایران دارد و از همان آغاز شکل گیری بحران فلسطین، ایرانیان با حساسیت آن را دنبال می کرده اند بلکه باید گفت فلسطین یکی از مولفه های موثر در مبارزه ملت ایران برای تغییر رژیم شاهنشاهی نیز بوده است. طبیعی است که یک نظام شکل گرفته بر اراده مردم مسلمان نمی تواند نسبت به یکی از مهمترین مطالبه مردم خودش خنثی باشد.

در بعد جغرافیای سیاسی و یا ژئو پلیتیک نیز ایران هم به دلیل موقعیت جغرافیایی که در آن قرار دارد و هم به دلیل وسعت سرزمینی و هم به دلیل تاریخ تمدنی که داراست، همچنین به دلیل درهم تنیدگی منافع و امنیت در جهان امروز نمی تواند نسبت به تحولات محیط پیرامونی اش خنثی باشد. ایران یک کشور تاریخی و بزرگ است و یک کشور ذره ای محسوب نمی شود که امنیت و منافع اش در گرو وابستگی به کشورهای صاحب قدرت باشد. فلسطین در محیط ژئوپلیتیک ایران قرار گرفته است و با توجه به اینکه اشغال این سرزمین و تاسیس یک رژیم اشغالگر که بر اساس اسناد تاسیسی اش به صورت یک پادگان نظامی برای بسط اراده جریان سلطه بر کل جهان اسلام تعریف شده است، انقلاب اسلامی و کشور ایران نمی تواند نسبت به آن ملاحظه نداشته باشد. زیرا استمرار بحران فلسطین تحدید کننده منافع و امنیت ایران خواهد بود. لذا پایان دادن به این بحران در در راس اولویت های سیاست خارجی ایران و در راس آرمان های انقلاب اسلامی قرار دارد. اما این بحران باید به شکلی پایان پذیرد که نتیجه اش بسط و استقرار امنیت در منطقه باشد و طبیعی است که هیچ پایانی برای این بحران با ادامه حیات واحد سیاسی تحمیلی بر منطقه به نام اسرائیل قابل تصور نیست. به همین دلیل ایران با تاکید بر پایان عادلانه و بسیج امکانات ملی و منطقه ای و بین المللی تلاش دارد بحران فلسطین بر اساس مطلوب و اراده مردم منطقه پایان پذیرد که نتیجه طبیعی آن حذف واحد سیاسی رژیم صهیونیستی و استقرار یک نظام مبتنی بر اراده مردم فلسطین خواهد بود. بر این اساس حمایت ایران از تلاش های مردم فلسطین برای آزاد سازی سرزمین خود از اشغال و استقرار یک نظام بر اساس اراده مردم فلسطین با توجه به اینکه تحدیدات و خطرات ناشی از استمرار پادگان نظامی غرب در منطقه یعنی اسرائیل، علیه منافع و امنیت ایران را مرتفع خواهد کرد، اقدامی حیاتی برای ایران محسوب می شود. در واقع خدمات ایران به فلسطین نه تنها یک طرفه نیست بلکه در راستای تامین امنیت و منافع ایران است و جامعه اسلامی مهمترین دریافت را از حضور فعالانه در بحران فلسطین دریافت خواهد کرد و آن امنیت است. امنیتی که در بستر آن توسعه امکان پذیر است.

هر چند به اذعان کارشناسان استراتژیست، اهتمام ایران به مسئله فلسطین در همین چهل سال گذشته بقای نظام اسلامی و یکپارچگی ایران را تضمین کرده است و ایران با توجه به فلسطین بسیاری از طرح های ضد ایرانی در منطقه را خنثی کرده است. آنچه که رژیم های عربی را از همراهی آشکار و کامل با عراق صدامی و بعثی در جنگ با ایران بازداشت، اهتمام ایران به فلسطین و توجه و حساسیت افکارعمومی این کشورهای به این موضوع بوده است. همین توجه صادقانه ایران به فلسطین افکار عمومی جهان اهل سنت را از ورود یکپارچه به شقاق دینی و قومی با ایران باز داشته است، حال آنکه در این چهل سال رسانه های وابسته به رژیم های عربی، پیوسته تضاد با ایران را ترویج کرده اند. در واقع توجه به فلسطین توانسته بسیاری از برنامه های دشمنان را در قبال ایران در این حوزه خنثی سازد. هر چند نباید انکار کرد که شاهد ریزش های در سطح مخاطبان انقلاب اسلامی هستیم اما رویش ها در این حوزه همچنان استمرار دارد.

دستآوردهای چهل ساله ایران شاخص مهمی از مفید بودن پیگیری آرمان های انقلاب اسلامی دارد. امنیت مستقر در ایران نمونه ای اگر نگوییم بی نظیر، کم نظیر در جهان است. ایران از یک اقتصاد وابسته به نفت تا حد زیادی خود را خارج ساخته است و درآمد های غیر نفتی ایران قریب پنجاه میلیارد دلار در سال است. تا قبل از انقلاب یک اختراع و ابتکار به نام دانشمندان ایرانی ثبت شده نداریم اما اکنون شاخص های روشن از حجم انبوه اختراعات و ابتکارت علمی و صنعتی دانشمندان ایران گزارش می دهد و میزان رشد علمی ایران از شتاب فوق العاده ای برخوردار است. در ابعاد نظامی ایرانی که ناتوان از تولید یک فشنگ بود و بیش از چهل هزار مستشار غربی ارتش ایران را فرماندهی می کردند، اینک در صنایع مختلف نظامی رشد بی انکاری داشته است که تنها امکانات و تجهیزات ارائه شده در رزمآیش ها نشان  می دهد که در برخی حوزه ها  نمونه دیگری در جهان وجود ندارد. این دستآوردها تنها در سایه پیگیری از آرمان های انقلاب اسلامی موجودیت یافته است که البته مهمترین آرمان انقلاب اسلامی در سطوح خارجی همانطور که گفته شد، فلسطین است.

تاریخ انقلاب ها  نیز گزارش می دهد که هیچ گاه انقلاب ها مورد استقبال واحد های سیاسی زمان خود قرار نگرفته اند. انقلاب فرانسه با حمله یکپارچه کشورهای همسایه روبرو شد. انقلاب بلشویکی روسیه نیز با استقبال منفی از سوی غرب روبرو شد و در آغاز با سازمان دهی نظامیِ بخشی از جامعه روسیه تلاش کردند تا آن را به شکست بکشانند و در نهایت با وارد کردن شوروی در یک رقابت سخت نظامی و اقتصادی آن را شکست دادند. انقلاب ویتنام هر چند در آغاز در مقابل استعمار فرانسه و امریکا به پیروزی رسید اما در نهایت ما شاهد سلطه اقتصادی غرب در ویتنام هستیم. انقلاب الجزایر نیز در مقابل فرانسه به پیروزی رسید اما آن هم در نهایت به یک رژیم وابسته به غرب و خصوصا فرانسه تبدیل شده است.

کارشناسان علیت این عقب گرد و شکست انقلاب ها را دور شدن از آرمان ها و تسلیم دستآوردهای صنعتی غرب می دانند در حالی که همین دستآوردها به راحتی تنها با مقاومت هوشمندانه و مدیریت شده و اصرار بر پایبندی به آرمان های انقلاب ها قابل دسترسی بود. آنچه انقلاب اسلامی را  از همه انقلاب های دیگر متمایز ساخته است همین تمسک و پایبندی به آرمان های انقلاب اسلامی خصوصا از سوی جامعه ایران است. کما اینکه علت حمله عراق صدامی به ایران و تشدید تحریم ها و فشارها و ترورهای گسترده علیه ایران تنها به این دلیل بود که این انقلاب تلاشی است برای خروج از سلطه غرب و رسیدن به استقلال که یقینا جوامع دیگر را که تحت سلطه غرب هستند از خود متاثر کرده و الهام بخش آنها بوده و همچنان خواهد بود. این انقلاب همچنان افق های دوری را نشانه رفته است.

احمد رضا روح الله زاد دبیر کمیسیون سیاسی و امور بین الملل جمعیت دفاع از ملت فلسطین 

برچسب ها

    5.3.12.0
    V5.3.12.0