احمدرضا روح الله زاد
سپاه؛ از رویكرد داخلی تا ماموریت منطقه ای

رژیم تروریستی و مولد تروریستِ امریکا که ارتش و سازمان های تروریستی آن مانند پنتاگون و سیا، طراح، سازماندهنده، پشتیبان و مجری بسیاری از اقدامات تروریستی در سطح جهان هستند، در اقدامی تنفرانگیز اسم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران را در فهرست تروریسم خود قرار داد. این اقدام با واکنش و مخالفت بسیاری از کشورهای جهان و سازمان های بین المللی روبرو شد و تنها معدود رژیم هایی که در جنایات تروریستی امریکا سهیم هستند مانند رژیم صهیونیستی و عربستان سعودی از این اقدام امریکا استقبال کرده اند. همین بی اقبالی از اقدام اخیر امریکا علیه سپاه، تاکیدی مجدد بر انزوای رژیم تروریستی حاکم بر امریکا در جهان است که « عِرضِ خود می برد و زحمت ما می دارد

روزی که امام خمینی (ره) فرمان تاسیس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی را صادر کرد شاید برای بسیاری این سوال مطرح بود که با وجود ارتش جمهوری اسلامی که نیرویی کارآزموده و حرفه ای است، چه نیازی به تشکیل سپاه پاسداران است؟ خصوصا که ایشان با قاطعیت تمام با منحل شدن ارتش نیز مخالفت می کرد؟ شاید بسیاری تشکیل یک نیروی ِ نظامی جدید و به زعم آنها موازی با ارتش را غیر ضروری می دانستند و چرایی تاسیس آن به عنوان یک سوال بزرگ در اذهانشان بود که بعضا در ادبیات برخی نیز همچنان مطرح می شود البته با اهداف خاص! اما ارتش در ابتدای پیروزی انقلاب با توجه به فرار بسیاری از فرماندهان آن هنوز نتوانسته بود جایگاه خود را پیدا کند ولی کشور در معرض تهدیدات متنوعی بود و مقابله با آن تهدیدات یک ضرورت بود. تهدیداتی چون بمب گذاری و ترور و نیز جریان های تجزیه طلب که غائله هایی چون کردستان، ترکمن صحرا و خلق عرب خوزستان را پدید آوردند و سپاه در همان آغاز به مقابله با این تهدیدات برخاست و با شروع جنگ تحمیلی هشت ساله در کنار ارتش جمهوری اسلامی نقش بسیار موثری در آزاد سازی کشور از اشغال دشمن بعثی داشت. پس از جنگ نیز علی رغم حضور در نقاط مختلف مرزی کشور برای مقابله با شرارت های نیروهای نیابتی شیطان بزرگ یعنی امریکای اَبَر تروریست، وظیفه صیانت از منافع ملی ایران در محیط جغرافیایی خلیج فارس و دریای عمان نیز به آن واگذار شد. انصاف را که در همه این سال ها با توجه به بضاعت اندک و امکانات موجود و بعضا بی مهری ها به نحو احسن از عهده این تکلیف مهم برآمده است.

ایران پس از جنگ با خرابی های گسترده روبرو بود و بیش از هزار میلیارد دلار خسارت به زیر ساخت های آن وارد شده بود و نیاز به بازسازی داشت و سپاه نیز بخش وسیعی از امکانات و ظرفیت ها را در این حوزه فعال کرد تا جائیکه در گوشه گوشه این کشور آثار این بازسازی و سازندگی مانند سدهای متعدد، راه ها و پل ها، بیمارستان ها و مراکز آموزشی و غیره دیده می شود. این در حالی بود که سپاه با توجه به رهنمود امام خمینی(ره) مبنی بر اینکه مردم ولی نعمت هستند و ضرورت رسیدگی به محرومین کشور، مشغول خدمات رسانی به مناطق محروم خصوصا در شهرها و روستاهای مرزی نیز بوده است و شهدای زیادی نیز در این عرصه، تقدیم انقلاب اسلامی و مردم قدرشناس ایران کرده است. در همان حال چشم از تحرکات دشمن اصلی انقلاب یعنی امریکای تروریست و جنایتکار و «جرثومه فساد»یعنی اسرائیل و وابستگان منطقه ای آن نیز بر نداشته است. در واقع سپاه پاسداران انقلاب اسلامی همان طور که از اسم آن دریافت می شود پاسداری از انقلاب اسلامی و آرمان های آن به عنوان مهمترین اثر و حاصل عمر امامِ انقلاب را در راس اولویت های خود قرار داده است و با همه فراز و فرود و مشکلات و قصوراتی که ممکن است در هر ساختار باشد، کارنامه درخشانی از خود بر جای گذاشته است.

با شروع بحران تروریسم تکفیری در سطح منطقه که با اشغال کشور مسلمان افغانستان از سوی ارتش تروریستی امریکا کلید آن زده شد، سپاه ماموریت یافت تا همزمان هم با تروریسم تکفیری القاعده مقابله کند و هم مانع از تحقق اهداف شوم رژیم اَبَر تروریسم امریکا در سطح منطقه شود که هدف اصلی آن تجزیه کشورهای منطقه من جمله ایران در راستای منافع رژیم نامشروع صهیونیستی بود. اشغال کشور مسلمان عراق بحران تروریسم تکفیری در منطقه را وارد مرحله جدیدی کرد و کشور ایران تقریبا در محاصره کامل تروریست ها یعنی هم ارتش تروریستی امریکا و هم نیروهای نیابتی آن یعنی تکفیری ها قرار گرفت. بر این اساس وظیفه سپاه سنگین تر شد. بحران تروریستی در تنها کشور عربی مقاوم یعنی سوریه نشان داد که ابر شیطان با بسیج همه توان خود تجزیه کشورهای منطقه را کلید زده است. تشکیل دولت تروریستی داعش در سوریه و عراق که اشغال بیش از دو سوم جغرافیای این دو کشور و نیز بخش هایی از کشور لبنان همراه بود، هیچ تامل و درنگی را بر نمی تابید. خصوصا که تروریسم داعشی تا 40 کیلومتری مرزهای ایران آمده بود و در پیام های رسانه ای خود رسما اعلام می کرد که هدف اصلی اش اشغال ایران و ایجاد شرایط سوریه و عراق در جغرافیای ایران است که با پیوستن به تروریست های تکفیری های حاضر در افغانستان دولت تروریستی وسیعی را تشکیل خواهند داد.  لذا سپاه ماموریت یافت در کنار مردم و دولت این کشورها در جنگ با تروریسم تکفیری حاضر شود. این حضور که همراه با رشادت ها و تقدیم خون های بسیاری همراه بوده است، به خلافت داعش در منطقه پایان داد و تروریسم تکفیری که به اعتراف خانم هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه اسبق امریکا و دونالد ترامپ رئیس جمهور کنونی امریکا به وسیله دولت تروریستی امریکا تعریف و ایجاد شده و آموزش و لجستیک آنها نیز با نظامیان تروریست امریکا بوده است و این رژیم تروریستی بیش از 7 تریلیون دلار  برای باز تولید سلطه خود بر جهان اسلام هزینه کرده است، در سطح منطقه شکست سنگینی خورده است و به پایان راه خود رسیده است. حاصل این حضور حماسی سپاه در منطقه افزایش محبوبیت ایران در جغرافیای منطقه و حتی فراتر از آن شده است و البته در سوی دیگر آن موجب افزایش نفرت از امریکا و رژیم صهیونیستی و اذناب منطقه ای آن یعنی سعودی ها و اماراتی ها شده است. تا جائیکه دولت امریکا به شهروندان امریکا برای سفر به کشورهای منطقه هشدار جدی می دهد و رئیس جمهور آن برای سفر به عراق ناگزیر است که شبانه و در خفا و سکوت کامل خبری اقدام کند و در یک پایگاه امریکایی دربیابانی خالی از سکنه با نظامیان تروریست خود دیدار کند.

بر این اساس باید گفت قرار دادن اسم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در فهرست تروریسم از سوی دولت تروریستی امریکا در واقع مهر تائیدی است بر عملکرد مثبت و موثر سپاه در مقابله با طرح های شیطانی امریکا در سطح منطقه و شکست فاحش امریکا را روایتگر است. این اقدام امریکا یادآور معیاری است که امام خمینی (ره) در باره سنجش درستی عملکردها ارائه کرده است و آن اینکه اگر دشمن از شما تعریف کرد در سلامت و درستی مسیری که پیموده می شود، باید شک کرد و اگر برعکس دشمن علیه شما موضع گرفت باید یقین کنید که مسیر پیموده شده درست است. ابر تروریستِ امریکا چهل سال است در دشمنی با ایران خود را تعریف کرده است و دشمنی اش با همه نهاد های نظام اسلامی نمایش داده است. با اقدام اخیر خود علیه سپاه باید بر خود ببالیم که این شجره طیبه انقلاب اسلامی در عمل به تکلیف یعنی پاسداری از نظام اسلامی و آرمان های انقلاب اسلامی و صیانت از منافع و امنیت ملی کارنامه موفقی داشته است.

شیطان بزرگ در سال های گذشته همه فرماندهان سپاه و همه شرکت های تابعه این نهاد نظامی و انقلابی را در فهرست تحریمی خود قرار داده است بنابراین اقدام اخیرش در گنجاندن نام سپاه در فهرست تروریسم در واقع تحصیل حاصل بوده و امری غیر موثر به شمار می آید. بنابراین این سوال مطرح است که اقدام امریکا چه توجیهی می تواند داشته باشد؟ آیا امریکا در صدد درگیری نظامی با ایران است. زیرا اگر این اقدام یک اقدام نمایشی نبوده بلکه یک اقدام عملیاتی است، بر این اساس باید نظامیان امریکا با نیروهای سپاه در سطح منطقه وارد جنگ شوند؟

در واقع امریکا در راستای قانون مقابله با دشمنان امریکا از طریق اعمال رژیم تحریمی که در سال 2017 تصویب شد (قانون کاتسا) تلاش دارد جمهوری اسلامی ایران را از طریق اعمال فشارهای اقتصادی تسلیم کرده و هم رفتارهای منطقه ای ایران که مانع اصلی سیطره کامل امریکا بر منطقه و شکل گیری نظام منطقه ای مورد نظر آن یعنی سایکس پیکوی جدید و تعریف مرزهای سیاسی و جغرافیایی جدید با پدیدار سازی کشورهای ذره ای فاقد عمق و جایگاه استراتژیک شده است را تحت کنترل خود درآورد. بر این اساس و با توجه به یک توهم خود ساخته مبنی بر اینکه حدود 70% اقتصاد ایران در دست سپاه است و اگر سپاه تحریم شود اقتصاد ایران کاملا فرو می پاشد، اقدام به قراردادن نام سپاه در فهرست ترویسم با هدف توجیه قانونی تحریم سپاه کرده است. حال آنکه واقعیت میدانی چنین نیست و سپاه در برخی پروژه های سازندگی کشور با توجه به ظرفیت ها و توانایی هایی که داشته است به عنوان مجری و پیمانکار، ورود داشته است و مدیریت اصلی و سفارش دهنده کار دولت جمهوری اسلامی ایران بوده است. بسیاری از سدها را شرکت های تابعه سپاه مانند قرار گاه خاتم ساخته است اما مدیریت و همه منافع آنها در اختیار دولت جمهوری اسلامی است. البته از چند سال قبل برخی ظاهرا نخبگان سیاسی و حتی مسئولین اجرایی کشور ادبیاتی را در ارتباط با فعالیت های اقتصادی سپاه به کار گرفته اند که این شائبه را تقویت کرده است و زمینه را برای اقدام امریکا علیه سپاه بر اساس قانون پیش گفته شده (کاتسا) تمهید کرده اند.

سپاه پاسداران ایران در چارچوب سیاست های کلان نظام اسلامی هرگز آغاز کننده هیچ درگیری نبوده و نیست و البته ارتش تروریستی امریکا هم جرأت درگیر شدن با ارتش مومن ، کارآزموده و حرفه ای جمهوری اسلامی ایران که سپاه پاسداران تنها بخشی از آن محسوب می شود را ندارد. زیرا ارتش حرفه ای ایران هم توانمندی های متنوع خود را در معرکه های مختلف به نمایش گذاشته است ( که تنها بخش کوچکی از مجموع توانمندی های ایران است) و هم اینکه در جغرافیایی حضور دارد که کاملا به همه ابعاد ژئوپلتیکی آن آشنا است و از سوی دیگر پراکندگی ارتش تروریست امریکا در این محدوده جغرافیایی کاملا در رصد عملیاتی ایران قرار دارند. به نظر می رسد رژیم تروریست امریکا با این اقدام، در واقع برای خود مشکلاتی را ایجاد کرده است و این مشکلات هزینه های بسیار زیادی را بر آن تحمیل خواهد کرد. با توجه به تروریست دانستن سپاه  هر نوع ارتباط با سپاه یک اقدام خلاف قانون و جرم محسوب می شد. این در حالی است که ارتش امریکا در سطح منطقه پراکنده است و تقریبا در بیشتر مواقع ناگزیر به مواجهه با سپاه پاسداران است که در سطح منطقه برای جنگ با تروریست ها و مقابله با طرح های ضد جهان اسلامی جریان سلطه حضور دارد. خصوصا در خلیج فارس که مسئولیت امنیت آن از سوی نظام اسلامی ایران به سپاه پاسداران واگذار شده است. ناوهای امریکا برای عبور از تنگه هرمز ناگزیر از تعامل با ایران و اخذ اجازه عبور از سپاه است. قوانین بین المللی تصریح دارد که عبور و مرور ناوهای بیگانه از تنگه های بین المللی باید با هماهنگی و اجازه کشور و یا کشورهایی انجام شود که آن تنگه در محدوده کنترل آنها قرار دارد. تنگه هرمز در نظارت دو کشور ایران و عمان است بر این اساس همه کشتی ها باید با اجازه این دو کشور از تنگه عبور کنند. اگر بپذیریم که این اقدام امریکا نمایشی نبوده است، باید نظامیان امریکا و سپاه به محض مشاهده یکدیگر به هم حمله کنند، زیرا تنها رفتار قابل قبول با تروریست ها حذف آنها است. اما همانطور که گفته شد امریکا جرأت درگیری با سپاه را ندارد و ایران هم آغاز گر هیچ جنگی نبوده و نخواهد بود( هر چند استراتژی های نظامی ایران در سال های اخیر دستخوش تغییرات مهمی شده است که از جمله آنها می توان به تغییر از استراتژی دفاعی به استراتژی تهاجمی شد که حمله پیش دستانه نیز در آن به عنوان یک استراتژی مهم مورد توجه قرار گرفته است و نظامیان ایران اعم از ارتش و سپاه ظرفیت ها و امکانات و تجهیزات لازم و نیز آموزش های مرتبط با این استراتژی را فراهم کرده و بنا بر نیاز، خود را روزآمد ساخته و می سازند.

این واقعیت را نباید از نظر دور داشت که رژیم صهیونیستی از وقوع یک جنگ میان ایران و امریکا استقبال می کند. زیرا به این نتیجه رسیده که اسرائیل و هیچ کشور منطقه ای توان مقابله با ایران را ندارد و در صورت هر اقدام غلطی علیه ایران، ویرانی گسترده در انتظار کشورهای متخاصم است. زیرا ایران و ارتش جهان اسلامی هم پیمان آن، هم از ظرفیت های بالایی برخوردار هستند و هم مشتاق نبردی سرنوشت ساز با اسرائیل و البته رژیم های وابسته هستند. لذا در این توهم است که امریکا از توانایی لازم برای جنگ با ایران برخودار است که نتیجه آن می تواند به تضعیف نظامی ایران بیانجامد. از این روی سال هاست تلاش دارد با تحریک امریکا زمینه یک جنگ میان ایران و امریکا را فراهم سازد. با روی کار آمدن ترامپ و نمایش رفتار خارج از کنترل وی در مواجهه با قواعد بین المللی، این امیدواری در میان صهیونیست ها پیدا شد که با حضور این فرد ظاهرا دمدمی مزاج و احمق نما می توان یک جنگ به ایران تحمیل کرد. در واقع درست است که ترامپ فرد احمقی است و از زمان روی کار آمدن تقریبا تمام سیاست های منطقه ای امریکا را با توجه به نیازهای رژیم صهیونیستی ترسیم کرده است اما جدای از ابعاد خطرناک جنگ با ایران و اینکه با توجه به شرایط بد اقتصادی امریکا و انزوای بین المللی این کشور و شکل گیری قدرت های جدید در مقابل امریکا در ابعاد سیاسی، امنیتی و اقتصادی امریکا همانطور که گفته شد جرأت درگیری با ایران را ندارد از سوی دیگر بعد دیگر شخصیت ترامپ نیز مورد توجه صهیونیست ها قرار نگرفته است که شخصیتی تاجر مسلک دارد و به جنگی که منفعتی برای امریکا نداشته باشد و تنها موجب تحمیل هزینه دیگری به این کشور شود، هرگز ورود نخواهد کرد آن هم با کشوری مانند ایران که نه افغانستان تحت سلطه شبه نظامیان طالبان است و نه عراق صدامی که از درون از هم پاشیده با ظرفیت های نظامی وابسته کاملا شناخته شده است، بلکه ایرانی که با یک حکومت فراگیر مردمی با روحیه ای انقلابی و شهادت طلب که نشان داده اند برای استقلال کشور از پرداخت هیچ هزینه ای ابا ندارند، روبرو هستند. بر این اساس امریکا با همه آن که همواره تاکید کرده است اسرائیل عمق استراتژیک امریکا است، هرگز برای خواست صهیونیست ها وارد جنگ با ایران نخواهد شد. خصوصا که با اقدام شورای امنیت ملی ایران در قرار دادن نظامیان امریکا در فهرست تروریسم و مواضع قاطعی که از سوی جامعه ایران اعم سیاسی، نظامی و اقشار مختلف اتخاذ شد، نظامیان امریکا در هیچ نقطه ای در امنیت نخواهند بود. بر همین اساس است که امریکا اعلام کرد علیرغم قرار دادن نام سپاه در فهرست تروریسم، امریکا از این اقدام هیچ هدف نظامی و درگیری با سپاه را دنبال نمی کند بلکه این یک اقدام سیاسی و در راستای افزایش تحریم های اقتصادی علیه ایران است.

کارشناسان نظامی و اطلاعاتی پنتاگون معتقدند که ترامپ و وزیرخارجه او شناختی از محیط عملیاتی غرب آسیا ندارند.

تارنمای آمریکایی لوبلاگ در گزارشی نوشت: تروریستی خواندن سپاه پاسداران یکی دیگر از اقدامات خطرناک دونالد ترامپ است. او، مایک پمپئو وزیر امور خارجه و جان بولتون مشاور امنیت ملی آمریکا بدون آنکه درکی از شرایط واقعی غرب آسیا داشته باشند، حساسیت ها و مخاطرات کنونی روابط میان تهران و واشنگتن را بیشتر کردند. با این حال کار آنها تنها یک تصمیم سیاسی و نمادین است و هیچگونه تحول چشمگیری در غرب آسیا به همراه نخواهد داشت.  تروریستی خواندن سپاه پاسداران از نظر اقتصادی نیز عواقبی در پی نخواهد داشت چرا که تحریم های پیشین آمریکا هر نوع محدودیتی که مقدور بود بر تهران تحمیل کرده و کار بیشتری از پیش نخواهند برد. ایران در سوریه، عراق، یمن، افغانستان و سراسر خلیج فارس توان عملیاتی بالایی دارد. هزاران تن از نیروهای ایالات متحده در منطقه، به ویژه در عراق و سوریه در نزدیکی نیروهای رسمی ایران و یا شبه نظامیان نزدیک به تهران قرار دارند. هر گونه برخورد نظامی میان این گروه ها و نیروهای ایالات متحده دشواری حضور نظامی آمریکا در منطقه را بیشتر می کند و مقامات نظامی واشنگتن به طور قابل توجهی نگران در معرض خطر قرار گرفتن بیشتر نیروهای خود در غرب آسیا هستند.

 

بنابراین افزایش مخاطرات عملیاتی برای نیروهای آمریکا تنها نتیجه این تصمیم عجولانه خواهد بود. از این رو چرخه تقابل و تلافی بعد از تروریستی خواندن نیروهای نظامی دو طرف، آنهم در زمانی که هیچ کانال ارتباطی دیپلماتیک و نظامی بین ایران و آمریکا وجود ندارد بسیار خطرناک خواهد بود. جامعه اطلاعاتی پنتاگون از این موضوع آگاهی دارد و به همین دلیل مخالف تصمیم ترامپ است.

علاوه بر این، چنین تصمیمی امکان بازگشت تهران به میز مذاکره را کمرنگ می کند چرا که تهران یک بار چنین فرآیندی را آزموده است؛ اتفاقا تروریستی نامیدن سپاه پاسداران صداهای مخالف ارتباط و مذاکره با آمریکا در داخل ایران را بلندتر می کند و آنها توجیه بیشتری برای مخالفت خود با آمریکا را خواهند داشت.

تارنمای نشریه تایمز انگلیس نیز در این باره نوشت: تروریستی نامیدن سپاه پاسداران از سوی دونالد ترامپ، دیپلماسی در خاورمیانه را پیچیده می‌کند و از این ‌پس سربازان آمریکایی و دیپلماتها از تماس با مقامهای عراقی و لبنانی که با مقا‌مهای سپاه تعامل می‌کنند، منع خواهند شد. کارشناسان هشدار داده‌اند که این تصمیم می‌تواند با واکنش منفی علیه سربازان آمریکا در خاورمیانه روبه رو شود.

به نظر می رسد این اقدام امریکا بیشتر یک اقدام نمایشی است تا یک اقدام معطوف به عمل و بیشتر به دنبال ایجاد شکاف در ساختارهای نظام اسلامی و مدیریت اعتراض و شورش ها مانند وقایع سال های 1378، 1388 و 1396 است. اما با توجه به مواضع اتخاذی از سوی ایران و موج گسترده حمایت سیاسی و مردمی از سپاه و اعلام انزجار و نفرت عمومی از اقدام امریکا علیه سپاه، هم در ایران و هم خارج از ایران ،  موج روز افزون انزوای امریکا و محبوبیت رو به گسترش سپاه پاسداران را موجب شده است و به عبارت دیگر می توان گفت سال هاست که امریکا هر اقدامی علیه ایران و محور مقاومت انجام داده است نتیجه معکوسی برای آن داشته است و این ایران و محور مقاومت بوده است که برنده آن طرح ها بوده است.


احمدرضا روح الله زاد دبیرکمیسیون سیاسی و امور بین الملل

برچسب ها

    5.3.4.0
    V5.3.4.0