حسین رویوران :
اهداف اسرائیل از دوگانه جنگ و آتش بس با غزه

درگیری میان رژیم صهیونیستی و مقاومت فلسطینی در غزه پس از حدود سه روز وارد مرحله آتش بس شد. در چند سال اخیر هرچندگاهی شاهد تکرار این نوع درگیریها هستیم. درگیری هایی هر چند کوتاه اما به لحاظ سیاسی و نظامی حائز اهمیت بسیار است.

در درگیری اخیر، رژیم صهیونیستی تلاش داشت تا منازل برخی از مسئولان عالی رتبه مقاومت فلسطینی و نیز ساختمان های دولتی را مورد هدف قرار دهد و از این طریق یک نوع احساس ناامنی در جامعه فلسطینی ایجاد کند.

 در مقابل هم مقاومت فلسطینی با شلیک بیش از 600 موشک به عمق سرزمین های اشغالی، اهداف جدیدی را در اشدود، بئرسبع و عسقلان تحت پوشش خود قرار داد. در این درگیری ها بیش از 25 فلسطینی که اکثر غیر نظامی و شامل زنان و کودکان بودند، به شهادت رسیدند و بیش از 150 نفر که اکثر قریب به اتفاق آنها نیز غیر نظامی بودند، مجروح شدند. منابع صهیونیستی از کشته شدن حدود 5 صهیونیست در اثر حملات موشکی مقاومت و مجروحیت حدود 130 نفر صهیونیست دیگر خبر داده اند. البته با توجه به سانسور شدیدی که بر رسانه های صهیونیستی در ارتباط با انعکاس اخبار درگیری حاکم است، کارشناسان تلفات و جراحات و خسارات صهیونیستی را بیشتر از آنچه که اعلام شده است، احتمال می دهند.

به اعتقاد کارشناسان سیاسی تکرار این درگیریها در غزه  را به تلاش طرف های درگیری برای تغییر معادله به نفع خود، می دانند. اسرائیل تلاش می کند با حمله به نیروهای مقاومت توان آنها را فرسایش داده و در عین حال سامانه دفاع موشکی خود موسوم به گنبد آهنین را آسیب شناسی و تکمیل کند. این سامانه ضد موشکی از چند سال پیش با همکاری امریکا ایجاد شده است و هدف آن انهدام موشک های مقاومت و جلوگیری از هر گونه تلاش مقاومت فلسطین برای برپایی موازنه وحشت و بازدارندگی است. در نقطه مقابل مقاومت فلسطینی نیز با نوآوری در دقت و برد و نیز هوشمندسازی موشک های دست ساز خود، تلاش دارد تهدید علیه رژیم صهیونیستی را استمرار داده و با سلاح های موشکی خود، نوعی بازدارندگی در مقابل تجاوزات این رژیم ایجاد کند.

 

در این درگیری رژیم صهیونیستی از انجام هر گونه حمله زمینی خودداری کرده و به آتش باری هوایی اکتفا کرد. مقاومت فلسطینی نیز پاسخ خود را به شلیک موشک، محدود کرد. رژیم صهیونیستی با اتکاء به اطلاعات جواسیس خود تلاش داشت تا زیر ساخت های موشکی مقاومت را منهدم و چهره های شاخص مقاومت را ترور کند. در مقابل، مقاومت نیز در این دور از درگیری بندرهای اشدود، عسقلان و شهر بئرسبع را در محدوده آتش باری خود قرار داد. مجموعه این شرایط نشان می دهد نوعی معادله در این درگیریهای کوتاه شکل گرفته است و هیچکدام از طرفین توان تغییر آن را ندارد. رژیم صهیونیستی می کوشد از فشار این معادله خارج شود و آزادانه به سرکوب فلسطینیان و تحقق سیاست های ضد فلسطینی و ضد منطقه ای خود بپردازد. اما وقایع چند روز اخیر نشان داد که این هدف قابل تحقق نیست.

 آنچه در این درگیری ها اهمیت دارد، آن است که آستانه تحمل شرایط ناامنی و درگیری برای دو طرف چگونه است؟ فلسطینیان به علت اینکه از هفتاد سال پیش تا کنون در شرایط جنگی و سرکوب قرار دارند، از آستانه بسیار بالایی در تحمل شرایط ناامنی و توان رفتاری موثر در چنین شرایطی برخوردار هستند. اساسا فلسطینیان چیز زیادی در اختیار ندارند تا آن را از دست بدهند. در حالیکه جامعه صهیونیستی یک جامعه رفاه زده است و اساسا آژانس صهیونیستی در تبلیغ مهاجرت یهودیان به سرزمین اشغالی فلسطین، به آن با عنوان سرزمین شیر و عسل اشاره می کند که یک زندگی بسیار مرفه و توام با امنیت را در آن وعده می دهد. شاید به دلیل همین وعده ها و این باورهای دست بالا است که در هر دور از این درگیرها و هراس از تاثیر منفی آن بر مهاجرت یهودیان، رژیم صهیونیستی دست به دامان دولت مصر می شود تا با وساطت خود درگیری را با آتش بس پایان دهد!

البته برخی از تحلیلگران معتقدند که دور اخیر درگیری ها در غزه با شرایط سیاسی داخلی رژیم صهیونیستی ارتباط مستقیم دارد. پس از انتخابات اخیر و پیروزی احزاب دست راستی به رهبری حزب لیکود، بنیامین نتانیاهو رئیس حزب لیکود برای تشکیل کابینه برای چندمین بار ماموریت یافت. ناکامی وی در ماموریتش در زمان مقرر شده، می تواند یکی از دلایل درگیری اخیر باشد. نتانیاهو برای تشکیل کابینه با مشکلات زیادی روبرو است و به نظر می رسد احزاب کوچک تلاش شدیدی برای باجگیری از نتانیاهو دارند و وی ناگزیر با امنیتی کردن شرایط آن هم از طریق درگیری با غزه می کوشد احزاب راست را تحت فشار قرار دهد تا از زیاده خواهی های خود دست بردارند.

 

برچسب ها

    5.3.4.0
    V5.3.4.0