حسین رویوران :
اسرائیل و جنگ داخلی علیه ساختار
تل آویو پایتخت رژیم صهیونیستی در چند روز گذشته صحنه یک جنگ داخلی میان یهودیان سیاه پوست و نیروهای پلیس بود. این درگیری ها زمانی آغاز شد که یک پلیس سفید پوست اشکناز، یک جوان یهودی اتیوپی تبار را با خونسردی تمام به قتل رساند و دادگاه رژیم صهیونیستی هم نه تنها این افسر را به خاطر انجام این جنایت تنبیه نکرد بلکه او را بی گناه اعلام و آزادش کرد.

تل آویو پایتخت رژیم صهیونیستی در چند روز گذشته صحنه یک جنگ داخلی میان یهودیان سیاه پوست و نیروهای پلیس بود. این درگیری ها زمانی آغاز شد که یک پلیس سفید پوست اشکناز، یک جوان یهودی اتیوپی تبار را با خونسردی تمام به قتل رساند و دادگاه رژیم صهیونیستی هم نه تنها این افسر را به خاطر انجام این جنایت تنبیه نکرد بلکه او را بی گناه اعلام و آزادش کرد.

شعله ور شدن این گونه درگیری های نژادی میان صهیونیست ها سوال های بسیاری را در باره جامعه صهیونیستی مطرح می کند. کسانی که معتقدند در اسرائیل یک ملت وجود دارد، با اینگونه حوادث متوجه می شوند این یک برداشت نادرست است و ما در مقابل مجموعه ای از مهاجران قرار داریم که با یکدیگر هیچ گونه احساس مشترک ندارند.

طبق قانون حق بازگشت که پارلمان رژیم صهیونیستی آن را در دهه 50 میلادی تصویب کرده است؛ هر یهودی به محض ورود به فلسطین اشغالی می تواند تابعیت اسرائیل را داشته باشد. این قانون با هنجارهای بین المللی کاملا مغایر است و تنها در رژیم صهیونیستی جاری است. به طور مثال هیچ مسلمان سنی با ورود به عربستان نمی تواند درخواست تابعیت بکند و یا یک شیعه با ورود به ایران درخواست تابعیت ایران را بکند. اعطای تابعیت در کشورها یک پروسه بلند مدت و خاص است. به عبارت دیگر دین هیچگاه مبنایی برای ساختن یک ملت نبوده است.

این نوع رفتارها در طول 70 سال تاریخ رژیم صهیونیستی بارها دیده شده است. در دهه 70 میلادی سفاردی ها یا مهاجران یهودی شرقی زمانی که احساس کردند، اشکنازها یا یهودیان غربی آنها را تحقیر می کنند و به عنوان شهروند درجه دوم با آنها رفتار می کنند، دست به سلاح بردند و سازمانی به نام « پلنگ های سیاه» را تشکیل دادند و با عملیات های نظامی علیه اشکنازها اروپای تبار، اعتراض خود را به تبعیض نژادی نشان دادند. این مبارزه سفاردی ها چندین سال ادامه یافت و نهایتا با انجام یک سری از اصلاحات در قوانین و رفتارهای رسمی پایان یافت. هر چند تبعیض همچنان خصوصا در سطوح مختلف اقتصادی و سیاسی ادامه یافته است.

در سال 2011 نیمی از جامعه صهیونیستی در یک اعتراض بزرگ علیه سرمایه داری وحشی و بر ضد امتیازاتی که به حریدی ها یا مدارس دینی یهود داده می شد، اقدام کردند. شدت این اعتراضات به حدی بود که 13 یهودی خودسوزی کردند. این اعتراضات به خاطر آن بود که نظام، به بخشی از جامعه که مولد نبودند یارانه پرداخت و خدمات رایگان ارائه می کرد و آنها را از خدمت نظام وظیفه معاف کرده بود و فرصت های اقتصادی تنها در اختیار عده معدودی از اشکنازها بود. این در حالی بود که بخش های زیادی از جامعه از این فرصت ها و امتیازات محروم هستند. در واقع اعتراض بخشی از جامعه بر ضد بخش دیگر نشان دهنده نبود همپیمانی های اجتماعی است.

چند ماه پیش زمانی که جنبش جلیقه زردها در روزهای شنبه در فرانسه دست به اعتراض علیه سرمایه داری دولتی فرانسه زد، جریان جلیقه زردها در تل آویو هم در روزهای یکشنبه به نوعی اعتراض خود را به سیاست های اقتصادی دولت نشان دادند.

حوادث اخیر بین پلیس رژیم صهیونیستی و سیاه پوستان افریقایی تبار صحنه دیگری است که نشان می دهد این جامعه یکپارچه نیست و تضادهای داخلی آن به حدی زیاد است که هر آن می تواند درگیرها را شعله ور سازد. در واقع نبود هویت مشترک میان مجموعه ای از جمعیت های مهاجر به فلسطین اشغالی(جامعه صهیونیستی مجموعه ای از بیش از 100 ملیت است با باورها و فرهنگ ها و زبان های متفاوت) به خودی خود اختلافات نژادی را موجد می شود و شرایط اعمال تبعیض صاحبان قدرت و ثروت را علیه دیگر شهروندان را مهیا می سازد. تحلیلگران معتقدند تاریخ اعتراضات و درگیرهای در جامعه صهیونیستی نشان می دهد که رژیم صهیونیستی به لحاظ ساختاری مشکل دارد و این ساختار ناگزیر از فروپاشی است.

برچسب ها

    5.3.12.0
    V5.3.12.0