احمدرضا روح الله زاد:
شهید سلیمانی، خود، قاتلانش را قصاص خواهد كرد!
شهادت سپهبد قاسم سلیمانی به همراه همرزمان همراهش و در رأس آنها شهید ابو مهدی المهندس معاون حشد الشعبی عراق، احساسات جوامع مختلف را برانگیخت و در رأس آنها احساسات مردم ایران را به شدت جریحه دار کرد و ایرانیان با بغضی سنگین یکصدا قصاص قاتلان سردار امنیت خویش و فرمانده معظم محور مقاومت را خواستاراند و به تعبیر رهبر عزیز انقلاب اسلامی انتقام سخت و سنگین از امریکا را انتظار می کشند.

شهادت سپهبد قاسم سلیمانی به همراه همرزمان همراهش و در رأس آنها شهید ابو مهدی المهندس معاون حشد الشعبی عراق، احساسات جوامع مختلف را برانگیخت و در رأس آنها احساسات مردم ایران را به شدت جریحه دار کرد و ایرانیان با بغضی سنگین یکصدا قصاص قاتلان سردار امنیت خویش و فرمانده معظم محور مقاومت را خواستاراند و به تعبیر رهبر عزیز انقلاب اسلامی انتقام سخت و سنگین از امریکا را انتظار می کشند.

تردیدی نیست که جایگاه جمهوری اسلامی در نظام منطقه ای و معادلات منطقه ای و بین المللی اجازه نمی دهد که این جنایت بی پاسخ بماند و پاسخ به آن، یک امر حتمی است که البته سخت و شدید و انتقامی خواهد بود. در این مجال بر آن نیستم تا بر کم و کیف این انتقام سخت اشاره کنم که پیشتر در این ارتباط یادداشتی نگاشته ام که در خبرگزاری قدس.(336838   http://qodsna.com/fa/ ) و سایت جمعیت دفاع از ملت فلسطین،  منتشر شده است ، بلکه بر آنم از زاویه ای دیگر به این انتقام کشی بپردازم و آن اینکه سردار شهید سلیمانی خود مجری انتقام از قاتلانش خواهد بود و به عبارت دیگر قصاص قاتلانش را خود انجام خواهد داد.

واقعیت آن است از زمانی که سردار شهید سلیمانی به فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران منصوب شد تا زمان شهادتش تحولات بسیار جدی در محور مقاومت ایجاد کرده است. وقتی در سال 1376 رهبر انقلاب اسلامی و فرماندهی معظم کل قوا سردار سلیمانی را به فرماندهی نیروی قدس منصوب کرد، منطقه وارد مرحله جدیدی از تحولات شده بود.؛

گروه تروریستی طالبان با حمایت های امریکا و عربستان و پاکستان در افغانستان رشد یافته بود و یک خطر بسیار جدی برای امنیت مرزهای شرقی ایران محسوب می شد. بعد ها امریکا به بهانه حملات 11 سپتامبر و متهم کردن سازمان تروریستی القاعده در این حادثه، افغانستان اشغال کرد و بی ثباتی و ناامنی را در این کشور همسایه نهادینه کرد. سازمان القاعده در واقع مولد سازمان جاسوسی امریکا با همکاری رژیم سعودی عربستان بود.

در فلسطین اشغالی جریان سازش فلسطینی با امضاء توافق اسلو با اسرائیل، در واقع قیام فراگیر مردمی فلسطین که به انتفاضه سنگ یا اول مشهور است را مصادره و آرمان آزاد سازی فلسطین را در هاله از ابهام قرار داده بود.

در لبنان با آنکه نیروهای اشغالگر صهیونیستی ناگزیر از عقب نشینی از لبنان شده و تنها منطقه محدودی که به کمربند امنیتی مشهور بود را همچنان در اشغال داشت اما همچنان به عنوان یک تهدید جدی برای لبنان محسوب می شد و هرگاه اراده می کرد تجاوزاتی را به لبنان انجام می دهد.

در حوزه سوریه نیز ضمن اینکه بلندی های جولان را همچنان در اشغال داشت با اعلام ضمیمه سازی آن و نیز تجاوزات مکرر به سوریه شرایط را بسیار پیچیده و بغرنج ساخته بود.

در چنین شرایطی شهید قاسم سلیمانی به فرماندهی نیروی قدس سپاه پاسداران منصوب شد تا تجارب و قدرت فرماندهی خود را برای پیگیری اهداف آرمانی انقلاب اسلامی و گسترش مرزهای امنیتی ایران به کار بندد.

شهید سلیمانی با توجه به حساسیت شرایط و روندی که بر تحولات منطقه حاکم شده بود ناگزیر به اقدامات عمیق و البته سریع شد تا شرایط تعریفی محور غربی، عربی و عبری که از آن به محور شرارت و شیطانی تعبیر می شود، در منطقه نهادینه نشود. بر این اساس سازماندهی مجدد حلقه های مقاومت همراه با تقویت آنها و تلاش برای یکپارچگی آنها در دستور کار قرار گرفت.

 در افغانستان که توسط نیروهای ائتلاف به رهبری امریکا اشغال شده بود سیاست حمایت از نیروهای مقاومت از سوی ایران موجب شد تا امریکا نتواند به اهداف خود در این کشور تماما دست یابد و در حال حاضر مباحثی برای کاهش نیروی نظامی و یا چگونگی خروج امریکا از افغانستان مطرح است که گفتگوهای امریکا با طالبان در همین چارچوب انجام می شود و تحلیلگران معتقدند ایران مهمترین عامل در ناکامی امریکا در افغانستان محسوب می شود.

در فلسطین جنبش های مردمی مانند حماس و جهاد اسلامی فلسطین حمایت های ویژه ای از ایران دریافت کردند و با شروع انتفاضه دوم که به انتفاضه مسجد الاقصی معروف است، عملا رژیم صهیونیستی را که  زمانی سودای اشغال نیل تا فرات را داشت، ناگزیر از رها سازی این سودا و منحصر و محصور کردن خود در جغرافیای فلسطین کرد که آنها در سال 2006 ناچار به عقب نشینی از باریکه غزه پس از 38 سال اشغال شد. سردار سلیمانی تقویت مقاومین در غزه را به عنوان یک اولویت در نظر گرفت و علی رغم همه مشکلات موجود مانند محاصره همه جانبه باریکه غزه، مقاومت در غزه را به مرتبه از توانمندی رساند که در حال حاضر به عنوان یک قدرت نظامی توانسته است ضمن شکست دادن اسرائیل در سه جنگ گسترده در سال های 2008 و 2012 و 2014 به مرتبه ای از قدرت برساند که نوعی از بازدارندگی در معادله درگیری با دشمن صهیونیستی دست یابد تا جائیکه به اعتراف کارشناسان صهیونیستی علت اصلی شرایط فلج سیاسی رژیم صهیونیستی در یکسال اخیر، غزه بوده است . برآوردهای اطلاعاتی اسرائیل حاکی از آن است که غزه علی رغم محاصره شدید بیش از یک دهه در صورت وقوع جنگ می تواند خسارت های جبران ناپذیری را به اسرائیل تحمیل کند. غزه در حال حاضر به توان موشکی بالایی در ابعاد کمی و کیفی مانند موشک های هوشمند و نقطه زن، دست یافته است که با توان پهبادی تهاجمی نیز تقویت شده است. این منابع اسرائیلی توان های ناشناخته دیگر مقاومت در غزه را نیز رد نکرده اند.

در لبنان مقاومت لبنان در ابعاد مختلف تقویت شد تا جائیکه در نخستین گام اسرائیل ناگزیر شد در سال 2000 میلادی از کمربند امنیتی در جنوب لبنان عقب نشنی کند که این یک شکست بسیار بزرگ برای اسرائیل محسوب می شد. در سال 2006 اسرائیل با هدف حذف مقاومت در لبنان جنگی همه جانبه را به لبنان تحمیل کرد اما غافل از آنکه حزب الله لبنان به حدی تقویت شده است که بتواند بدون مداخله دادن ارتش لبنان طی 33 روز اسرائیل را در نیل به اهدافش از این جنگ ناکام بگذارد و نخستین شکست نظامی را در یک جنگ تمام عیار در کارنامه رژیم صهیونیستی ثبت کند. حزب الله لبنان در حال حاضر به عنوان یک یک ظرفیت قدرتمند نظامی در منطقه محسوب می شود و با تجربه ای که در جنگ با تروریست ها در سوریه اندوخته است و ارتقائی که در ابعاد تسلیحاتی مانند موشک های هوشمند و نقطه زن، پهباد های تهاجمی، سامانه های دفاع هوایی و غیره یافته است، به مرتبه ای از توانمندی دست یافته است که به تنهایی قادر است جغرافیای فلسطین اشغالی را شخم بزند. خصوصا که حزب الله بانک اهداف متنوعی را در فلسطین اشغالی شناسایی کرده و توان تهاجمی خود را هدفمند به کار می گیرد مانند انبارهای گاز آمونیاک در حیفا و یا پایگاه های هسته ای در منطقه حیفا و نقب.

کشور سوریه تا قبل از جنگ تروریست ها علیه این کشور و اشغال بخش های وسیعی از کشور توسط تروریست ها از تجاوزات مکرر اسرائیل آسوده نبود و از سال 2011 که تروریست ها سوریه را مورد حمله و اشغال قرار داده اند تجوزات اسرائیل در بعد کمی و کیفی افزایش یافت. اما پس از دعوت رسمی دولت سوریه از ایران برای کمک به ارتش این کشور، شرایط دیگری رقم خورد. در حال حاضر با کمک ایران و حضور گسترده رزمندگانی از کشورهای عراق، پاکستان، افغانستان و لبنان و ایران تحت فرماندهی نیروی قدس، بخش وسیعی از سوریه از تروریست ها پاکسازی شده است و تروریست ها در مناطق کوچکی مانند استان ادلب و برخی مناطق شرق فرات مجتمع شده اند و زمینه برای یکسره سازی آنها مهیا شده است. همچنین ارتش سوریه با کمک ایران و البته روسیه سامانه های دفاعی خود را تقویت کرده است و با آنکه تعداد تجاوزات هوایی اسرائیل به سوریه افزایش یافته است اما سامانه های دفاعی سوریه تا حدی پیشرفت کرده است که این حملات نتایج زیادی برای اسرائیل در بر ندارد کما اینکه سوریه خود را آماده می کند تا پس از بسته شدن پرونده تروریست ها انتقام تجوزات اسرائیل را بگیرد.

در عراق که توسط ارتش امریکا اشغال شده بود، نیروهای مقاومت موفق شدند با کمک ایران شرایط را خلاف مطالبات امریکا آرایش دهند اشتباه راهبردی امریکا در ایجاد داعش و حمایت از آن در اشغال بخش وسیعی از عراق موجب شد تا ایران به کمک خواهی دولت عراق پاسخ دهد و با ارائه کمک های مستشاری و آموزشی و نیز تسلیحات نظامی عراقی را که نزدیک بود با اشغال بغداد توسط داعش کاملا فروپاشد، نجات دهد و نیروهای مردمی عراق با عنوان حشد الشعبی تشکیل شود که در کنار ارتش و پلیس عراق خلافت داعش در عراق و سوریه را پایان بخشند و در حال حاضر نیروی حشد الشعبی عراق و به گفته سپهبد شهید سلیمانی به تنهایی از بسیاری از ارتش های منطقه قدرتمند تر است. یکی از مهمترین دلایل ترور شخصیتی حشد الشعبی در جریان اعتراضات اخیر عراق و نیز ترور فیزیکی فرماندهان حشد الشعبی از سوی امریکا نگرانی از قدرت این نیروی همسو با محور مقاومت به رهبری ایران است.

در یمن نیز یکی دیگر از حلقه های محور مقاومت شکل گرفته است که در حال حاضر پس از حدود 5 سال جنگ با مجموعه ای از کشورهای متخاصم که با مشارکت پنهان و آشکار اسرائیل و امریکا و فرانسه و انگلیس، نیز جریان های تروریستی تکفیری مورد حمایت ائتلاف مهاجم، به مرحله ای رسیده است که می تواند شاهرگ حیاتی عربستان یعنی ارامکو را مورد حمله قرار دهد و در برخی نقاط به عمق عربستان نیز نفوذ کند. مقاومت در یمن با آنکه در محاصره شدید قرار دارد به میزانی از توانمندی دست یافته است که از امکان حمله به اهدافی در فلسطین اشغالی سخن می گوید.

ترور سردار قاسم سلیمانی با هدف حذف مهمترین شخصیت محور مقاومت و اثر گذار ترین فرد در شکست طرح های امریکا در منطقه صورت گرفته است. افکار عمومی در جوامع اسلامی خصوصا محور مقاومت و به ویژه مردم ایران مطالبه انتقام و قصاص قاتلان این جنایت را دارند. اما پاسخ انتقامی به امریکا آیا خارج از ظرفیت هایی است که با تلاش 22 ساله شهید قاسم سلیمانی در منطقه شکل گرفته است؟ با توجه به طرح ها و برنامه هایی که شهید سلیمانی برای عمق بخشی به محور مقاومت و تقویت آن و نیز رویکردها و راهبردهای آن آماده کرده است مانند تغییر راهبرد از پدافند به افند در همه حلقه های محور مقاومت، باید گفت قاسم سلیمانی خود قاتلان خویش را قصاص خواهد کرد. زمانی که دور نیست. اعلام آمادگی همه حلقه های محور مقاومت برای قصاص خون سردار رشید اسلام و فرمانده محور مقاومت و مشارکت در انتقام ترور قاسم سلیمانی و ابومهدی المهندس، شاخص مهمی در این ارتباط به شمار می آید.  البته انتقام کشی مستقیم ایران از امریکا با توجه به ظرفیت های تهاجمی ایران نیز با توجه به عشقی که ملت ایران اعم از سیاسی و نظامی و مردم عادی به سردار شهیدشان دارند، در واقع قصاص قاتلان توسط شهید سلیمانی محسوب می شود چرا که محبت و عشق سلیمانی اجازه نمی دهد عاشقان منفعل باشند.

برچسب ها

    5.3.12.0
    V5.3.12.0