امین جعفری:
اوانجلیست های صهیونیست و مدیریت سیاست خارجی آمریكا
ایالات متحده آمریکا به عنوان قدرتی هژمون همواره نقش بسیار مهمی در جریان قدرت در نظام بین الملل داشته که با وجود تنزل جایگاه و روند افول این کشور در دهه های اخیر اما هنوز قدرتی بسیار مهم در هندسه ی جهانی قدرت محسوب می شود. در واقع برآیند جریان قدرت در ایالات متحده خود متشکل از مجموعه عواملی قدرت ساز بوده که سیاست خارجی این کشور را به شدت تحت تاثیر خود قرار می دهد.

ایالات متحده آمریکا به عنوان قدرتی هژمون همواره نقش بسیار مهمی در جریان قدرت در نظام بین الملل داشته که با وجود تنزل جایگاه و روند افول این کشور در دهه های اخیر اما هنوز قدرتی بسیار مهم در هندسه ی جهانی قدرت محسوب می شود. در واقع برآیند جریان قدرت در ایالات متحده خود متشکل از مجموعه عواملی قدرت ساز بوده که سیاست خارجی این کشور را به شدت تحت تاثیر خود قرار می دهد. از این رو می توان ستون های مهم قدرت در ایالات متحده را بدین سان برشمرد: بنیادهای اقتصادی، مراکز مطالعاتی، کاخ سفید، کنگره و سنا، ارتش، لابی ها و رسانه ها که هر کدام از این متغیرها وزن و جایگاه خاص خود را در تولید قدرت دارا هستند.

 

اما در رابطه با متغیر لابی ها، لابی اوانجلیستی با اندیشه ها و اعتقادات آخرالزمانی مختص خود و با داشتن بازوی قدرتمند اقتصادی و رسانه ای، همواره یکی از مهم ترین و تاثیر گذارترین اهرم های قدرت بر سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا به شمار می روند. اوانجلیست ها یا مسیحیان صهیونیست بخشی از شاخه ی مسیحیت پروتستان بوده که معتقدند بازگشت هرچه بیشتر یهودیان جهان به سرزمین مقدس و شکل گیری اسرائیل در سرزمین های اشغالی و نهایتا بر پا کردن هیکل سلیمان بر جای مسجد الاقصی موجب ظهور هر چه سریعتر مسیح خواهد شد.

 

از این رو این جریان «مذهبی- سیاسی» با توجه به قدرت ایالات متحده آمریکا، این کشور را عامل مهمی در راستای نیل به اهداف آخرالزمانی خود تعریف می کنند. اوانجلیست ها در ایالات متحده با جمعیت حدودا 70 میلیونی خود، جریانی ذی نفوذ و قدرتمند بوده که عمدتا شرکت های تسلیحاتی و کنسرسیوم های نفتی را تحت مالکیت خود دارند. همچنین با داشتن چند صد شبکه تلویزیونی و رسانه ای قدرتمند و جمعیت قابل توجه، نقش بسزایی در انتخابات داشته و قدرتی تعیین کننده و بسیار اثر گذار در ایالات متحده محسوب می شوند.  

 

از این رو سیاستمداران به راحتی نمی توانند از آنان چشم پوشی کنند و معمولا در صددند تا رای و نظر آنها را به روشهای گوناگون به سمت خود جلب کنند. در حقیقت  یک رابطه و یک وابستگی دو طرفه بین سیاستمداران ایالات متحده و اوانجلیست ها وجود داشته و دارد که امروزه نیز شاهدیم دونالد ترامپ از این قاعده مستثنا نبوده و همواره سعی نموده هرچه می تواند نظر این جریان را به خود جلب نماید.

 

از این رو با توجه به شعارهای تبلیغاتی ترامپ از جمله حمایت کامل از رژیم صهیونیستی، فشار هرچه بیشتر بر ایران، تقابل با اسلام و مسلمانان، کاهش مالیات ثروتمندان و... توانسته نظر عمده اشخاص این جریان را به خود متمایل کند.

 

بر اساس نظر سنجی ها 81 درصد رای اوانجلیست ها در انتخابات 2016 به سبد ترامپ سرازیر شد و نیز یکی از دلایل پیروزی او در برابر تد کروز، آوردن رای اوانجلیست ها به سبد آرا خود از طریق مطرح کردن انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به قدس بود.

 

از این منظر روابط اوانجلیست ها با دولت به گونه ای است که مایک پنس معاون ترامپ یا برخی از قضات دادگاه عالی فدرال که نزدیک به جریان اوانجلیستی هستند، در دولت دونالد ترامپ جز مقامات ارشد بوده و حضور و نفوذ بسیار موثری دارند. نگاه اوانجلیست ها به ترامپ به گونه ای است که در نگاه برخی از آنان ترامپ را فرستاده ای از جانب خداوند می دانند که آمده تا طرح های اوانجلیست ها را تکمیل کند. از این رو پائولو وایت مشاور مذهبی ترامپ که یک اوانجلیست متعصب است بیان می کند «نه گفتن به ترامپ نه گفتن به خداست و هرکه با ترامپ مخالفت کند در جنگ با خداست».

 

همچنین «رالف رید» یکی از رهبران جریان اوانجلیستی  بیان می کند: «تا کنون سابقه نداشته کسی مانند دونالد ترامپ در مقام رئیس جمهور ما را دوست داشته باشد». از این رو و در همین راستا است که می بینیم اوانجلیست ها برای نجات ترامپ از استیضاح برای او دعا و از وی به شدت حمایت می کنند.

 

در واقع اعمال نفوذ و قدرت این جریان به گونه ای است که برای آزادی آندرو برانسون، آن هم پس از پیام های توئیتری و تهدید آمیز دونالد ترامپ و مایک پنس مبنی بر تحریم ترکیه در رابطه با دستگیری این کشیش، مجلس سنا و کمیته روابط خارجی آمریکا طرحی مبنی بر ایجاد «محدودیت اخذ وام ترکیه از نهادهای بین المللی» را تصویب می کنند، یعنی دولت و مجلس حاضر می شوند در این رابطه تا حد یک تنش سیاسی کاملا جدی با ترکیه به پیش روند، که این موضوع حکایت از نفوذ عمیق و جدی اوانجلیست ها در ساختار ایالات متحده دارد.

 

همچنین در رابطه با نقش ترامپ برای اسرائیل، مایک پمپئو وزیر خارجه آمریکا در گفتگو با شبکه «سی بی اس» بیان می کند: «به عنوان یک مسیحی به یقین بر این باورم، این احتمال وجود دارد که ترامپ در این برهه از سوی خداوند همچون ملکه استر برای کمک به نجات یهودیان از تهدید ایران به زمین فرستاده شده باشد».

 

با توجه به نفوذ و قدرت اوانجلیست ها در سیاست خارجی ایالات متحده برخی از کارشناسان ردپای این جریان را حتی در بحث ترور سردار قاسم سلیمانی در فرودگاه بین المللی بغداد یا اعمال سیاست فشار حداکثری علیه ایران و افزایش تحریم ها به ویژه در چند وقت اخیر مبین و قابل مشاهده می دانند.

 

بنابراین می توان گفت اندیشه های آخرالزمانی این جریان و داشتن قدرت، ثروت و نفوذ بالا در ایالات متحده، این جریان «مذهبی- سیاسی» را به عاملی مهم در جهت نیل رژیم صهیونیستی به اهداف راهبردی خود در منطقه خاورمیانه مبدل کرده است، یعنی این جریان یکی از اهرم های مهم قدرت رژیم صهیونیستی در ایالات متحده محسوب می شود که سعی می کند سیاست خارجی آمریکا را در راستای اهداف رژیم صهیونیستی مدیریت کند.

 

در موضوع انتقال سفارت آمریکا از تل آویو به قدس، حمایت جدی ایالات متحده از طرح معامله قرن و الحاق کرانه باختری به سرزمین های اشغالی، در این راستا قابل تحلیل و ارزیابی است. همینطور این جریان از بازگشت صدها هزار یهودی از سراسر جهان به سرزمین های اشغالی حمایت کرده و میلیون ها دلار برای ساخت شهرک های صهیونیست نشین در فلسطین اشغالی، اهدا کرده است.

 

بنابراین می توان گفت نزدیکی هرچه بیشتر جریان اوانجلیستی به سیاستمداران ایالات متحده و نفوذ هرچه بیشتر آنان در قدرت، یعنی تشدید طرح های صهیونیستی در سرزمین های اشغالی و افزایش سیاست های ضد ایرانی و ضد محور مقاومت در منطقه خاورمیانه.

 

از این رو با وجود چنین نیرویی در ایالات متحده که می تواند به شدت بر علیه محور مقاومت فعالیت کند، شاید نیرویی که بتواند از درون ایالات متحده در مقابل این جریان افراطی ایستادگی کرده و نفوذ آن را تا حد قابل توجهی تعدیل کند، فعالیت هرچه بیشتر جنبش های ضد جنگ باشد که می تواند به میزانی علیه این جریان خطرناک که بعضا آن را موثرتر از لابی های یهودی نیز ذکر می کنند مقاومت کرده و بر افکار عمومی اثرگذار باشد.

 

در حقیقت جنبش های ضد جنگ به نوعی دنبال کننده دیپلماسی عمومی در تقابل با جریانات افراطی همانند اوانجلیست ها آنهم در غیاب نفوذ محور مقاومت در فضای داخلی ایالات متحده هستند. بنابراین حمایت محور مقاومت از جنبش های مدنی آمریکا یک سرمایه گذاری برای ادوار آینده، رویکردی منطقی، کم هزینه و یک ضرورت بسیار جدی به شمار می آید.


برچسب ها

    5.3.12.0
    V5.3.12.0