امین جعفری:
یك ایران در مكتب سلیمانی
توصیف حاج قاسم این پوریای ولی زمان بسیار دشوار است، اما در رسای او می توان گفت، او سرداری از جنس عشق به سرزمین، سرداری از جنس شجاعت، صلابت و غیرت و سرداری از جنس سنگ های زیرین آسیاب در محنت های جانکاه بود.

همیشه یک جامعه با وقایع تلخ و شیرینی مواجه می شود و اصطلاحا روزگار و زندگی یک جامعه نیز مانند زندگی یک انسان فراز و فرود بسیار دارد. یک روز غم یکروز شادی، یک روز تلخی و یک روز شیرینی، انگار که این دو بعد نامتجانس از زندگی با هم در آمیخته¬اند و شاید حکایت جامعه ی امروز ما نیز بدین سان باشد.

 

 

 جامعه ای که به اندازه یک تاریخ محنت و سختی به خود دیده است. سرزمین ایران، این کشتی دریای طوفان ها که از پس هزاران سال تاریخ به نقطه ی امروز ما رسیده است و از بهترین مسافران آن سرداران و نام آوران بزرگی هستند که همیشه در راه حفظ این کیان والا در برابر بیگانگان تا سر حد مرگ جنگیده¬اند و ایستاده بر روی پاهای خود مرده اند اما هیچ گاه بر روی زانوهای خود نخزیده اند.

سردارانی که در برابر تورانیان دیروز و بیگانگان امروز سربداران شده اند، اما شرافت و عزت خود و ملتشان را معامله نکرده اند. دیروز ایستادگی سرداران ایرانی در برابر یونانیان، مغولان، انگلیسی ها و امروز در برابر آمریکایی ها و اسرائیلی های سلطه طلب و زیاده خواه.

 

 

از این رو همه ما ایرانیان به دور از هر قوم و قبیله و نژاد و مذهبی و به دور از هر تفکر و سلیقه ای، ایران برایمان یک خاک مقدس به برکت انسان های بزرگ و سرداران بزرگ آن در طول تاریخ بوده است. از این رو اگر همه ی این سرداران بزرگ جایشان در خط زمانی تاریخ تغییر می کرد باز هم در برابر اجنبی ها و بیگانگان زمان خود  ایستادگی می کردند و این پیام آن ها از دل هزاران سال تاریخ به امروز ماست.

 

 

 

یعنی معیار آنان ایستادگی در برابر اجنبی ها و بیگانگانی  است که نمی خواهند و نمی توانند ایران «مستقل» و «مقتدر» ما را ببینند. تقریبا «اقتدار طلبی» و «استقلال خواهی»، دو دلیل و دو کلید مهم و اساسی تجاوز بیگانگان در طول ادوار گذشته و تاریخ هزاران ساله¬ی ایران ماست. آری گناه ما آرمان اقتدار و استقلال خواهی کشورمان است و در این راستا و به همین خاطر است که سردران بزرگ در این مسیر گام نهاده و جانها تقدیم کرده اند.

 

 

از همین روست که ما اکنون در فراق یکی از این پهلوانان و زال صفتان عرصه ی مقاومت قلب هایمان حزین و چشم هایمان بارانی است. آری یک سال از فراق و هجران یکی دیگر از پیشگامان آزادی خواهی و شهادت طلبی گذشت، انگار همین بامداد دیروز بود که باز هم دو واژه ی بیگانگان و شبیخون با هم در آمیختند و ستاره ای از ستارگان افسانه ی شجاعان ایران زمین در پهنه¬ی این آسمان بی کران لایتناهی را خاموش کردند.

 

 

 باز هم اجنبی ها و بیگانگان چشمان ما را گریان و قلب های ما را متالم و اندوهناک نمودند. و باز هم شمعی کشته شد و باز هم تکرار قصه ی تمام نشدنی ایستاده مردن  نخل ها، و باز هم حکایت