• ساعت : ۹:۳۴:۴۸
  • تاريخ :
     ۱۳۹۹/۰۳/۱۹ 
احمدرضا روح الله زاد:
یك شبهه و یك جواب
اسطوره سرزمین بدون ملت؛ برای ملت بدون سرزمین

 

یکی از اسطوره هایی که دولت صهیونیستی بر پایه آن تاسیس شده است؛ «سرزمین بدون ملت؛ برای ملت بدون سرزمین» است. این گزاره را نمی توان بدون اسطوره های دیگر صهیونیسم؛ چون «برگزیدگی قوم یهود» و  «سرزمین موعود» تفسیر کرد.

این گزاره در واقع تاکید دارد که سرزمین فلسطین یک سرزمین بدون ملت بوده و یهود نیز یک ملت بدون سرزمین بوده است و این ملت بدون سرزمین؛ سر انجام به سرزمینی که خدا به قوم برگزیده خود یعنی یهود وعده داده بود؛ وارد و در آن مستقر شده است.

اما سرزمین فلسطین در طول تاریخ هرگز خالی از سکنه نبوده است و همواره ملت هایی در آن سکونت داشته اند. اگر گزارش تورات را در باره فلسطین بپذیریم؛ حتی پیش از ورود حضرت ابراهیم به فلسطین و حتی پیش از ورود بنی اسرائیل به آن پس از خروج از مصر و حتی پیش از صدور اعلامیه بالفور و اعلامیه قیمومیت و اعلامیه تقسیم فلسطین در سال 1947 و حتی زمان اعلام تاسیس اسرائیل در کمتر از 5٪ خاک فلسطین و حتی پس از آواره سازی قریب 800 هزار فلسطینی در سال 1948 و حتی اکنون؛ سرزمین فلسطین خالی از سکنه تاریخی خود یعنی فلسطینیان نبوده است. پس این ادعا را که فلسطین یک سرزمین بدون ملت بوده است شواهد تاریخی به صراحت رد می کند.  

اما با این همه صهیونیسم فلسطین را یک سرزمین بدون ملت می خواند زیرا بر اساس تفسیر منحرف از آموزه های توراتی یعنی برگزیده بودن قوم یهود و سرزمین موعود؛ ساکنان تاریخی فلسطین را نفی می کند و در واقع آنها را بیگانگانی می داند که این سرزمین را در طول تاریخ اشغال کرده اند و بر این اساس فلسطینیان از نگاه صهیونیست ها ملت سرزمین فلسطین محسوب نمی شوند.

 از سوی دیگر تفکر صهیونیستی؛ یهود را که در طول تاریخ مانند بسیاری از اقوام در اقصی نقاط دنیا پراکنده شده اند؛ ملتی می داند که فاقد سرزمین است و این فقدان را اینگونه تفسیر می کند که ملت یهود از سرزمین موعود الهی دور مانده و بر این اساس در هر سرزمینی غیر از فلسطین سکونت کند در آن بیگانه محسوب می شود و آن سرزمین؛ سرزمین یهود محسوب نمی شود. به عبارت دیگر تنها سرزمین فلسطین؛ سرزمین ملت یهود محسوب می شود و تنها ملت یهود؛ ملت سرزمین فلسطین به شمار می آیند. اما در طول تاریخ این دو یعنی ملت خاص و سرزمین خاص از هم دور افتاده اند و این دو در درازنای تاریخ در اشتیقاق  وصال هم قرار داشته ند.

اگر روایت تورات را بپذیرم؛ بنی اسرائیل در یک دوره زمانی مشخص  به فلسطین به عنوان سرزمین موعود وارد شده و در آن مستقر شده اند. تورات این دوره را به عصر داوران و عصر پادشاهی یهود تقسیم می کند.

اما متفکرین یهودی تاکنون حاضر به پاسخ به این پرسش نشده اند که این وعده الهی در باره سرزمین موعود؛ منحصر در همان دوره بوده و با پایان آن؛ یهود فرصت الهی را از دست داده اند؟

در حقیقت بنی اسرائیل فرصت تاریخی خود را به دلیل انتخاب هایی که برخاسته از تفسیر انحرافی از دو مفهوم«برگزیدگی» و «ارض موعود» بوده؛ از دست داده اند. آنها فرامین صریح خدا به بنی اسرائیل را تفسیر پیچیده و منحرف کردند و همین امر زمینه فساد را در آنها گسترش داد. تورات طی 10 فرمان دستورات مشخصی دارد. مثلا فرمان داده «ربا نخورید» اما یهود حرمت ربا را منحصر در یهود کرده و ربا از غیر یهود را جایز می داند. همچنین تورات فرمان داده «زنا نکنید» اما یهود آن را در ارتباط با غیر یهود مباح می داند. تحریف در فرامین اشکار الهی موجب شد تا آنها در زمین فساد کنند و گسترش فساد نیز موجب دشمنی و قیام علیه مفسدین می شود. به همین دلیل بر اساس گزارش تورات؛ بنی اسرائیل هم فرصت برگزیدگی و هم ارض موعود را برای همیشه از دست دادند و محکوم به اخراج از ارض موعود و پراکندگی در جهان شدند.

بنابراین باید گفت وعده های الهی به بنی اسرائیل تاریخ مصرف بعدی ندارد و این تفسیر که یهود ملت خاص فلسطین است و فلسطین سرزمین خاص یهود است یک تفسیر اشتباه و یک اسطوره شیطانی برای فساد انگیزی بیشتر در جهان است. جامعه یهودی را علقه در باره فلسطین هست و هیچ کس را یارای آن نیست تا این علقه را از آن دور سازد اما علقه داشتن به معنای ذیحق بودن نیست و سرزمین فلسطین خاص ملت آن یعنی فلسطینیان است و این ادعای صهیونیسم که فلسطین یک سزمین بدون ملت و یهود یک ملت بودن سرزمین است یک اسطوره است. اساسا گزارش تورات در اخراج یهود از فلسطین به صراحت بیانگر اراده الهی مبنی بر پایان برگزیدگی و ارض موعود است و هر اقدامی در جهت اشغال فلسطین و اخراج ساکنان آن در واقع حرکت در جهت خلاف اراده الهی است.

 

 

امتیاز :  ۰ |  مجموع :  ۰

برچسب ها

    5.3.12.0
    V5.3.12.0