
محور طوفان الاقصی: طوفان الاقصی؛ واکنش به نسلکشی ساختاری یا عامل بحران؟
خلاصه خبر: سه سال پس از آغاز عملیات طوفان الاقصی، بحث درباره درستی یا نادرستی این تصمیم ادامه دارد. برخی با استناد به پیامدهای انسانی و آوارگی مردم غزه، آن را نادرست میدانند. در مقابل، دیدگاه رقیب معتقد است رژیم صهیونیستی از ۱۹۴۸ تاکنون مرتکب نسلکشی شده و طوفان، واکنشی به این جنایات و محاصره ۱۷ ساله غزه بود که هدفش شکستن سکوت جهانی و آشکارسازی ماهیت این رژیم بود.
تحلیل کلان: پیش از طوفان، غزه ۱۷ سال در محاصره کامل بود و بهطور میانگین روزانه حدود ۶۰ نفر بر اثر سوءتغذیه و کمبود دارو جان میباختند؛ اما تبانی رسانههای بینالمللی مانع انتقال این واقعیت به افکار عمومی جهان میشد. طوفان الاقصی در این چارچوب، نه آغاز یک بحران، بلکه واکنشی به یک نسلکشی مستمر و پنهانمانده بود. این عملیات توانست: 1- ماهیت رژیم صهیونیستی را به جهان نشان دهد. 2- بیداری انسانی گستردهای در غرب ایجاد کند. 3- رژیم صهیونیستی را به منزویترین رژیم بینالمللی تبدیل کند.4- انتخابات میاندورهای آمریکا را تحت تأثیر قرار دهد. 5- پیش بینی می شود، انتخابات در اروپا نیز تحت تاثیر نسل کشی اسرائیل در فلسطین قرار گیرد. با این حال، بیداری در جهان اسلام بسیار ضعیفتر از غرب بوده و نیازمند کار فرهنگی و سیاسی جدی است.
جمعبندی:طوفان الاقصی اگرچه با هزینههای انسانی سنگین همراه بود، اما در عرصه افکار عمومی جهانی به موفقیت راهبردی دست یافت و ماهیت رژیم صهیونیستی را آشکار کرد. ضعف اصلی، کماثر بودن این بیداری در جهان اسلام است.
سوال کلیدی: آیا فروپاشی مشروعیت رژیم صهیونیستی در سطح جهانی نهادینه خواهد شد، یا هزینههای انسانی آن، مشروعیت راهبردی مقاومت را در بلندمدت تضعیف خواهد کرد؟
محور یمن: تداوم پیروزیها و اهمیت ژئواستراتژیک ؛ پیشروی میدانی و فشار بر معادلات انرژی- دلار
خلاصه خبر: نیروهای دولتی صنعاء پس از آزادسازی ۵۶۰۰ کیلومتر مربع از ساحل غربی و تسلط بر تنگه بابالمندب، شهر تعز را محاصره کردند. سومین جنگنده اف ۱۵ عربستان ساقط و خلبان آن اسیر شد. در جبهه شمال شرقی جوف نیز پیشروی قابل توجهی انجام شد که برای آزادسازی مأرب اهمیت راهبردی دارد. عربستان با حملات هوایی گسترده عمدتا مناطق مسکونی و غیر نظامی تلاش دارد پیشروی را متوقف کند، اما انصارالله با موشکباران فرودگاهها، بنادر و تأسیسات نفتی تلافی کرده است.
تحلیل کلان: عربستان سعودی با شکست مزدورانش در یمن، روزانه صدها حمله هوایی انجام میدهد اما نتیجه معکوس گرفته است. موشکباران فرودگاه ریاض که به کشته و زخمی شدن صدها نفر انجامید، برای ریاض دردناک بود؛ با این حال اکثر کشورها فقط این موشکباران را محکوم کردند و بمباران شهرهای یمنی را نادیده گرفتند. نکته کلیدی آنکه عربستان تکیهگاه طرح پترودلار واشنگتن است: 1- روزانه حدود ۱۲ میلیون بشکه نفت صرفاً به دلار میفروشد. 2- خریداران روزانه بیش از یک میلیارد دلار برای خرید نفت از ریاض تأمین میکنند. 3- این سازوکار، بازار دلار امریکا را در سطح بینالمللی زنده نگه میدارد. بنابراین آمریکا نمیتواند شکست کامل نظامی عربستان را تحمل کند و یمن به یک متغیر مؤثر در معادلات جهانی انرژی و دلار تبدیل شده است.
جمعبندی: یمن با پیشرویهای میدانی و حملات موشکی، عربستان را تحت فشار جدی قرار داده و تلاش ریاض برای تشکیل جبهه جهانی علیه یمن تاکنون شکست خورده است. اهمیت یمن فراتر از یک جنگ منطقهای، به معادلات انرژی و دلار گره خورده است.
سوال کلیدی:آیا ادامه پیشرویهای یمن میتواند عربستان را به عقبنشینی از جنگ تحمیل کند، یا آمریکا برای حفظ طرح پترودلار، سطح درگیری را افزایش خواهد داد؟
محور آمریکا و روسیه: عقبنشینی تاکتیکی واشنگتن، نزدیکی ترامپ به پوتین، نشانه عقبنشینی آمریکا زیر فشار بحران انرژی
خلاصه خبر: ترامپ برای فرار از بحران انرژی ناشی از جنگ علیه ایران، به روسیه نزدیک شده و با رفع تحریمهای اعلامی، قرارداد خرید صدها هزار بشکه گازوئیل روسی را امضا کرده است. او برای راضی کردن پوتین اعلام کرد زلنسکی باید جنگ را متوقف کرده، از قدرت کنارهگیری کند و بخشی از خاک اوکراین را به روسیه واگذار نماید.
تحلیل کلان:این رفتار نشان میدهد آمریکا زمانی که تحت فشار قرار گیرد و احساس کند این فشار میتواند به شکست در انتخابات بینجامد، ممکن است دست به عقبنشینی تاکتیکی بزند. نزدیکی ترامپ به پوتین و امتیازدهی در پرونده اوکراین، نه از موضع قدرت، بلکه از سر ناچاری در مدیریت بحران انرژی صورت گرفته است. این پیام برای ایران اهمیت راهبردی دارد: آمریکا در شرایط فشار، قابل وادار شدن به عقبنشینی است.
جمعبندی: عقبنشینی تاکتیکی آمریکا در قبال روسیه، نشاندهنده محدودیتهای واشنگتن در مدیریت همزمان بحرانهای انرژی، اوکراین و ایران است. این وضعیت فرصتی راهبردی برای ایران ایجاد میکند.
سوال کلیدی: آیا عقبنشینی تاکتیکی آمریکا در قبال روسیه، الگویی قابل تکرار برای وادار کردن واشنگتن به عقبنشینی در قبال ایران خواهد بود؟
محور جنگ ایران و جبهه صهیونی–آمریکایی: حالت نه جنگ و نه صلح؛ ابهام در ادامه شرایط
خلاصه خبر:حالت «نه جنگ و نه صلح» میان ایران و آمریکا ادامه دارد. آمریکا پاسخ خود به هفت شرط ایران را از طریق قطر منتقل کرده و شورای امنیت ملی در حال بررسی آن است. ترامپ همچنان تهدید به از سرگیری عملیات نظامی بعد از انتخابات (۱۲ آبان) میکند، اما در داخل آمریکا درباره از سرگیری جنگ اختلاف جدی وجود دارد و فرماندهان نظامی به حل و فصل اختلاف با ایران از طریق گفتگو توصیه کردهاند.
تحلیل کلان: واشنگتن در وضعیتی قرار دارد که از یک سو نمیتواند هزینههای جنگ تمامعیار با ایران را بپذیرد و از سوی دیگر نمیخواهد از موضع قدرت عقبنشینی کند. انتقال پاسخ به هفت شرط ایران از طریق قطر، نشاندهنده وجود کانال پشتصحنه برای مدیریت بحران است. همزمان، اختلاف میان ترامپ و فرماندهان نظامی، شکاف درونی آمریکا را آشکار میکند.این وضعیت، ایران را در موقعیتی قرار میدهد که میتواند با حفظ آمادگی دفاعی، از دیپلماسی برای تحمیل شرایط خود استفاده کند.
جمعبندی: حالت نه جنگ و نه صلح، نشاندهنده بنبست راهبردی آمریکا در قبال ایران است. اختلاف درونی واشنگتن و توصیه فرماندهان نظامی به گفتگو، این احتمال که آمریکا در شرایط فعلی توان ورود به جنگ جدید را نداردرا تقویت می کند.
سوال کلیدی: آیا ایران میتواند از بنبست راهبردی آمریکا برای تثبیت شرایط خود استفاده کند، یا ترامپ پس از انتخابات به گزینه نظامی بازخواهد گشت؟
محور لبنان: مقاومت در برابر تجاوز و خلع سلاح، لبنان زیر آتش تجاوز؛ دولت در هماهنگی با آمریکا و اسرائیل، خلع سلاح مقاومت را دنبال میکند
خلاصه خبر: لبنان همچنان زیر آتش دشمن صهیونیستی است. مقاومت با اجرای عملیاتهایی، ضربات و تلفاتی به دشمن متجاوز وارد کرده است. دولت لبنان که بدترین دولت تمام دوران این کشور توصیف میشود، از مسئولیت مقابله با تجاوزات و اشغالگری اسرائیل شانه خالی میکند و در هماهنگی با آمریکا و اسرائیل، خلع سلاح مقاومت را پیگیری مینماید. حزبالله صراحتاً اعلام کرده است که خلع سلاح مقاومت امکانپذیر نیست.
تحلیل کلان: لبنان در وضعیتی قرار دارد که دولت رسمی آن، بهجای مقابله با تجاوز خارجی، در مسیر خلع سلاح مقاومت گام برمیدارد.
این هماهنگی سهجانبه (دولت لبنان، آمریکا و اسرائیل) نشاندهنده فشار ساختاری بر محور مقاومت است. در مقابل، حزبالله با تأکید بر غیرممکن بودن خلع سلاح، خط قرمز خود را اعلام کرده است. تداوم تجاوزات اسرائیل و انفعال دولت لبنان، میتواند به تغییر معادلات داخلی لبنان به نفع مقاومت منجر شود.
جمعبندی: دولت لبنان در هماهنگی با آمریکا و اسرائیل، خلع سلاح مقاومت را دنبال میکند، اما حزبالله این گزینه را غیرممکن اعلام کرده است. تداوم تجاوزات، فشار بر مقاومت را افزایش داده اما موقعیت آن را نیز تثبیت کرده است.
سوال کلیدی: آیا فشار سهجانبه آمریکا، اسرائیل و دولت لبنان میتواند مقاومت را به عقبنشینی وادار کند، یا این فشار به تقویت موقعیت حزبالله در داخل لبنان منجر خواهد شد؟
محور عراق: حرکت به سوی استقلال سیاسی و اقتصادی، عراق پس از خروج نظامیان آمریکایی، در آستانه اجماع ملی برای استقلال
خلاصه خبر: با خروج نظامیان آمریکایی، مقاومت خواستار استقلال عراق در حوزههای مختلف، خصوصاً سیاسی و اقتصادی، و خروج تشکیل دولت و بودجه کشور از گروگان آمریکا است. به نظر میرسد عراق وارد مرحله حساسی شده که میتوان انتظار شکلگیری نوعی اجماع در ارتباط با استقلال سیاسی و اقتصادی کشور را داشت.
تحلیل کلان: خروج نظامیان آمریکایی، فضای سیاسی عراق را تغییر داده است. مقاومت با تأکید بر استقلال سیاسی و اقتصادی، خواستار پایان وابستگی ساختاری عراق به واشنگتن است. مسئله بودجه و تشکیل دولت، دو اهرم اصلی فشار آمریکا بر عراق بودهاند. شکلگیری اجماع ملی در این زمینه، میتواند عراق را به یک بازیگر مستقلتر در معادلات منطقهای تبدیل کند. با این حال، موانع ساختاری و نفوذ آمریکا همچنان چالشبرانگیز است.
جمعبندی: عراق در مرحله حساسی قرار دارد که میتواند به سمت استقلال سیاسی و اقتصادی حرکت کند. مقاومت در این مسیر نقش پیشران دارد، اما موانع نفوذ آمریکا همچنان جدی است.
سوال کلیدی: آیا عراق میتواند به اجماع ملی برای استقلال سیاسی و اقتصادی دست یابد، یا نفوذ آمریکا مانع تحقق این هدف خواهد شد؟
محور سوریه: بحران جریان تروریستی حاکم، بحران مالی و اقتصادی، جولانی را به عربستان و امارات کشاند
خلاصه خبر: جریان تروریستی حاکم بر سوریه به دلیل توقف کمکهای مالی عربستان دچار بحران شده و اعتراضات مردمی را به دنبال داشته است. جولانی، رئیس این جریان، در سفر به عربستان خواستار کمک شده و ریاض آن را به مشارکت تروریستهای سوریه در جنگ با یمن منوط کرده است. سفر جولانی به امارات نیز در راستای دریافت کمکهای مالی انجام شده است.
تحلیل کلان: توقف کمکهای مالی عربستان، جریان تروریستی حاکم بر سوریه را در وضعیت بحرانی قرار داده است. اعتراضات مردمی نشاندهنده نارضایتی عمیق از وضعیت اقتصادی و سیاسی است. عربستان با منوط کردن کمک به مشارکت در جنگ یمن، تلاش دارد از این جریان بهعنوان ابزاری در جنگ نیابتی خود استفاده کند. سفر جولانی به امارات نیز نشاندهنده جستجوی منابع مالی جایگزین است. این وضعیت، ضعف ساختاری جریان تروریستی را آشکار میکند.
جمعبندی: جریان تروریستی حاکم بر سوریه با بحران مالی و اعتراضات مردمی مواجه است. عربستان و امارات بهعنوان منابع مالی جایگزین، شرایط خود را برای حمایت تعیین میکنند. این وضعیت، ضعف و وابستگی این جریان را آشکار کرده است.
سوال کلیدی: آیا بحران مالی و اعتراضات مردمی میتواند به فروپاشی جریان تروریستی حاکم بر سوریه منجر شود، یا عربستان و امارات با حمایت مشروط، آن را حفظ خواهند کرد؟



