بلندی های علی الطاهر و احتمالات آینده
احمدرضا روح الله زاد مدیر مرکز اسناد و مطالعات راهبردی جمعیت دفاع از ملت فلسطین

⬅️وضعیت میدانی علیالطاهر
رژیم صهیونیستی مدعی است که عملیات نظامی در علی الطاهر با تصرف تونلها و خنثی سازی تهدید حزب در این منطقه به پایان رسیده است و این رژیم تمهیداتی برای مستندسازی و آمادهسازی برای منفجر کردن تونل ها در دستور کار قرار داده است.اما واقعیت میدانی نمی تواند این ادعا را دستکم در سطح راهبردی تائید کند. عدم حضور علنی و امن صهیونیستها، نصب نشدن پرچم، رفتار احتیاط آمیزصهیونیست در منطقه موید ادعای رژیم صهیونیستی نیست.در واقع رژیم به “کنترل عملیاتی” علی الطاهر یا همان پیروزی تاکتیکی دست یافته، اما نه “کنترل راهبردی-نمادین”. این فاصله، نشاندهنده آسیبپذیری در تثبیت پیروزی است.
⬅️ کنشگران و راهبردهای آنها
بنیامین نتانیاهو: راهبردش برجسته سازی “رفع تهدید شمال و خلع سلاح حزب الله”. اما در حقیقت در حال استفاده از پیروزی تاکتیکی در جنوب لبنان برای کارزار انتخاباتی اکتبر در رژیم صهیونیستی.
حزب الله: راهبردش پس از تحولات کنونی علی الطاهر، واگذاری مسئولیت سرزمینی به دولت لبنان (پیام شیخ نعیم قاسم موید این نکته است) و پیگیری سیاست ابهام در پاسخ به عبور از خط قرمزها است اما در واقع تلاش برای حفظ گزینه های باز مانند مقاومت یا گفتگو را مورد نظر دارد.
دولت لبنان: راهبردش سکوت و شانه خالی کردن از بازپسگیری اراضی اشغالی جنوب بوده اما سیاست اِعمالی اش، تقویت ادعای خلع سلاح حزبالله و ادامه گفتوگو با اسرائیل است.
مخالفان حزب الله: راهبردشان؛ القای شکست کامل استراتژی مقاومت است اما سیاست پنهان شان؛ فشار برای خلع سلاح و حاشیه رانی حزبالله از تحولات لبنان است.
امریکا: راهبردش؛ سکوت معنادار با پیام حق دفاع اسرائیل از سوی این دولت است ولی در واقع امریکا به اسرائیل تا خلع سلاح کامل حزب الله و دیگر جریان های مقاومت مانند گروه های فلسطینی چراغ سبز داده است.
ایران: راهبردش التزام به آتش بس و – ظاهرا دستکم تا این زمان-؛ فقدان ابتکار میدانی جدید است و به نظر می رسد در صورت عدم واکنش مناسب، ایران در معرض ضعف در حوزه بازدارندگی قرار بگیرد.ارتش لبنان: راهبردش پرهیز از مسئولیت بازپس گیری مناطق اشغالی است اما به صورت غیر رسمی با دولت لبنان و امریکا هماهنگ است.
⬅️احتمالات آینده
الف: تکرار و توسعه علیالطاهر در دیگر مناطق لبنان
شرط وقوع این احتمال ادامه سکوت آمریکا و دولت لبنان بعلاوه التزام حزبالله و ایران به آتشبس است. در نتیجه باید منتظرافزایش فشار مرحلهای بدون درگیری تمامعیاربود.
ب: تبدیل علیالطاهر به برگ چانهزنی در مذاکرات مستقیم لبنان-اسرائیل
تحقق این احتمال در زمانی است که نتانیاهو پس از بهرهبرداری انتخاباتی؛ آزادسازی علیالطاهر و استقرار ارتش لبنان را جایگزین “آزادسازی جنوب” کند. نتیجه آن، تغییر ماهیت مذاکرات از تمامیتارضی به امتیازدهی محلی است.
ج: ابتکار میدانی جدید از سوی محور مقاومت یعنی ایران وحزبالله
این احتمال در سه اقدام محور مقاومت قابل تصور است؛
-اجرای عملیات متقابل در شمال اراضی اشغالی فلسطین یا جولان.
-تغییر معادله “ضاحیهدربرابراسرائیل” با موشکهای دقیقتر یا پهپادی.
-احیای مذاکرات ایران-آمریکا با گره زنی به پرونده لبنان البته پس از آنکه ایران در حوزه میدانی تولید ظرفیت برتر برای خود داشته باشد.
⬅️د: هماهنگی غیراعلانی و نقش اسرا
همزمانی آزادی ۳ اسیر لبنانی با اعلام نتانیاهو در مورد تحولات میدانی علیالطاهر، نشاندهنده پکیج توافقی پشتپرده میان دولت لبنان، اسرائیل و میانجیگری آمریکا است. دولت و ارتش لبنان با پرهیز از ورود به بازپسگیری، عملاً این توافق را امضا کردهاند. پیام این اقدام یعنی اسرائیل میتواند در آینده، “علیالطاهر” را به “اوراق معاوضه” با آزادی اسرا یا امتیازات اقتصادی و یا حتی سیاسی و امنیتی تبدیل کند.
به نظر می رسد در صورت عدم ابتکار جدید، از سوی ایران و محور مقاومت؛ معادله “تهدید ضاحیه در برابر اسرائیل” بیاثر میشود و محور مقاومت به یک بازیگر منفعل در معادلات تبدیل میگردد.
همچنین خطر سرایت به سوریه و یا دیگر اراضی لبنان از تحولات آینده درگیری می تواند باشد. نتانیاهو در صورت احساس سبکسازی هزینه علیالطاهر، تجربه مشابه را در جبلالشیخ جولان سوریه یا مناطق دیگر لبنان تکرار خواهد کرد.
از سوی دیگر ممکن است حزبالله در داخل لبنان با بحران مشروعیت روبرو شود. مخالفان از این رویداد برای تشدید گفتمان “ناکارآمدی مقاومت” و هزینه زایی امنیتی حزب الله برای لبنان استفاده میکنند و حزبالله را به انزوای سیاسی تهدید میکنند.
به نظر می رسد افق مذاکرات ایران-آمریکا اگر احیاء شود- احتمالاً بند “لبنان” به عنوان بخشی از بسته جامع؛ همراه با هستهای و منطقهای، مطرح شود.



