یحیی السنوار؛ فرمانده قلم در کنار سلاح
احمدرضا روحاللهزاد مدیر مرکز اسناد و مطالعات راهبردی جمعیت دفاع از ملت فلسطین

شهید یحیی السنوار (۱۹۶۲–۲۰۲۴) را میتوان یکی از پیچیدهترین چهرههای تاریخ معاصر فلسطین دانست. او که از اردوگاه آوارگان خانیونس برخاست، در طول حیات خود در ساحتهای مختلفی نقشآفرینی کرد و شخصیتی فراتر از یک فرمانده نظامی یا رهبر سیاسی از خود به جا نهاد. در این مجال سعی شده ابعاد گوناگون شخصیت او بر اساس مستندات موجود بررسی شود.
ساحت زیستی و تکوینی: شکلگیری در دل اشغال
یحیی السنوار در ۲۹ اکتبر ۱۹۶۲ در اردوگاه آوارگان خانیونس در نوار غزه به دنیا آمد. خانوادهاش در جریان نکبت ۱۹۴۸ از مجدل عسقلان آواره شده بودند. این پیشینه، او را از کودکی با واقعیت تلخ آوارگی و اشغال آشنا کرد. به گفته شهریار شفیعی، مترجم کتاب «یحیی» نوشته راسل برنا درباره سنوار: «تصویری که از دوران کودکی در ذهن سنوار نقش بسته، تصویری است از سیمهای خاردار، حکومت نظامی و سربازان اسرائیلی». زیستن در اردوگاه، اقتصاد کمیابی و همیاری خُرد را به او آموخت و حساسیتی عمیق نسبت به زنجیره تدارکات و پوشش اجتماعی در او ایجاد کرد.
او تحصیلات ابتدایی خود را در مدارس وابسته به آنروا گذراند و سپس در دانشگاه اسلامی غزه در رشته زبان و ادبیات عربی به تحصیل پرداخت. در همین دوران بود که با شهید شیخ احمد یاسین، بنیانگذار حماس، آشنا شد و در سال ۱۹۸۷ به صفوف این جنبش پیوست. اندیشههای سید قطب و حسن البنا نیز تأثیر عمیقی در شکلگیری تفکر او داشتند.
ساحت فکری و فرهنگی: روشنفکری در زندان
شاید جذابترین و کمتر شناختهشدهترین بُعد شخصیت سنوار، وجه فرهنگی و روشنفکری او باشد. بسیاری او را صرفاً یک چهره نظامی میدانستند، در حالی که او شخصیتی اهل اندیشه، تفکر و ادب بود و چندین جلد کتاب تألیف و ترجمه کرده است.
مهمترین اثر مکتوب سنوار، رمان «خار و میخک» (به عربی: الشوک و القرنفل) است که آن را در طول بیش از ۲۲ سال اسارت در زندانهای رژیم صهیونیستی و به زبان عبری نوشت. این رمان در ۳۰ فصل، زندگی در اردوگاههای آوارگان و انتخابهای دشوار فلسطینیان را روایت میکند. انتخاب زبان عبری برای نوشتن این رمان، اقدامی هوشمندانه بود؛ او دشمن را به عنوان مخاطب خود برگزید تا از طریق ادبیات، شناختی عمیق از واقعیت فلسطین به او منتقل کند. این کتاب پس از انتشار در فهرست پرفروشهای آمازون قرار گرفت، اما با فشار رژیم صهیونیستی از وبگاهها حذف شد.
تحلیلگران دانشگاهی، این رمان را صرفاً یک اثر داستانی نمیدانند، بلکه آن را «ابزاری هژمونیک» برای حاشیه راندن گفتمان صهیونیستی و برجستهسازی گفتمان مقاومت بر اساس اصول دینی، فرهنگی و تربیتی توصیف کردهاند.
ترجمه و مطالعات عمیق
سنوار علاوه بر تألیف، دستکم پنج کتاب از زبانهای عبری و انگلیسی به عربی ترجمه کرد. او کتابهایی از رؤسای پیشین شاباک (سازمان امنیت داخلی اسرائیل) مانند «نکشی کشته میشوی» از یعقوب پری و «شاباک بین شکافها» از کارمی گیلون را ترجمه کرد. تسلط او بر زبان عبری به حدی بود که به گفته خودش میتوانست تحلیلهایی دقیقتر از مقالات روزنامههای اسرائیلی درباره مسائل داخلی اسرائیل ارائه دهد.
زندان به مثابه دانشگاه
سنوار زندان را به یک آکادمی برای رشد فکری تبدیل کرد. او در طول اسارت، ساعات طولانی را به مطالعه متون دینی، تاریخ اسلام، فلسفه و روانشناسی سیاسی اختصاص میداد. او در زندان نه تنها زبان عبری را کامل آموخت، بلکه با مطالعه گسترده رسانهها و نشریات اطلاعاتی اسرائیل، به درک عمیقی از جامعه و ساختار سیاسی دشمن دست یافت. دکتر بیتون، دندانپزشک اسرائیلی که در دوران زندان او را معاینه کرده بود، نقل کرده که سنوار خود را «متخصص تاریخ یهود» مینامید و قرآن را کامل حفظ بود.
ساحت نظامی و امنیتی: بنیانگذار اطلاعات حماس
از نوجوانی، سنوار فعالیتهای نظامی علیه اشغالگری را آغاز کرد و در سال ۱۹۸۸ به اتهام دست داشتن در کشتن دو سرباز اسرائیلی بازداشت شد. در دادگاه نظامی رژیم صهیونیستی به چهار بار حبس ابد محکوم شد. منابع اسرائیلی، السنوار را متهم به کشتن ۱۲ فلسطینی مظنون به همکاری با اسرائیل کردهاند و به همین دلیل برای تخریب چهره وی و نشان دادن نوعی قساوت قلب در شهید سنوار، وی را با عنوان «جلاد خانیونس» یاد میکنند.
پس از تأسیس حماس، سنوار مسئولیت تأسیس واحد «المجد»، واحد اطلاعاتی جنبش، را بر عهده گرفت که وظیفه شناسایی و برخورد با عوامل نفوذی را داشت. او از چندین ترور نافرجام رژیم صهیونیستی جان سالم به در برد و زندگی مخفیانهای داشت. صهیونیستها او را مغز متفکر عملیاتهای کماندویی متعددی مانند عملیات «بمب تونلی» میدانستند. گفته میشود تعداد زیادی از پایگاههای نظامی اسرائیل را هدف قرار داده است. این اتهام بخشی از روایت گستردهتری است که سنوار را مسئول طراحی و هدایت عملیات نظامی حماس، بهویژه در حوزه جنگ تونلی، معرفی میکند.
در اکتبر ۲۰۱۳، ارتش رژیم صهیونیستی یک تونل حمله حماس به طول ۱۷۰۰ متر را که از خان یونس به داخل اراضی اشغالی فلسطین امتداد داشت، کشف کرد. حماس در داخل این تونل، در سمت غزه، یک بمب قدرتمند متشکل از مواد منفجره و سوخت دیزل کار گذاشته بود. هدف این بمب، کشتن، زخمی کردن یا ربودن سربازان اسرائیلی بود که انتظار میرفت برای انهدام تونل وارد آن شوند. نیروهای مهندسی اسرائیل هنگام حفاری برای تخریب تونل از بالای زمین، به طور تصادفی باعث انفجار بمب کار گذاشته شدند که منجر به مجروح شدن شش سرباز شد.
این حادثه نشاندهنده ماهیت «بمب تونلی» به عنوان یک تاکتیک دفاعی-تهاجمی است که در آن از زیرساختهای زیرزمینی هم برای حفاظت و هم برای غافلگیری نیروهای متجاوز استفاده میشود.
ساحت سیاسی و راهبردی: معمار طوفان الاقصی
سنوار در سال ۲۰۱۱ و در چارچوب توافق تبادل اسرا با سرباز اسرائیلی گیلعاد شالیط، پس از بیش از ۲۲ سال از زندان آزاد شد. گفته میشود که او خود طراح اصلی این توافق بود. پس از آزادی به سرعت در ساختار حماس رشد کرد و در سال ۲۰۱۷ به عنوان رهبر حماس در نوار غزه انتخاب شد.
استراتژیست شناخت دشمن
نقطه قوت اصلی سنوار در عرصه سیاسی، شناخت عمیق او از جامعه و ساختار سیاسی رژیم اشغالگر قدس بود. او در زندان به این شناخت دست یافته بود و پس از آزادی، آن را به کار بست. تحلیلگران بر این باورند که طراحی عملیات طوفان الاقصی در ۷ اکتبر ۲۰۲۳، حاصل همین شناخت دقیق از نقاط آسیبپذیر درونی جامعه اسرائیل بود. او سالها پیش از این عملیات، به یک افسر اطلاعاتی رژیم صهیونیستی در هنگام بازجویی از وی گفته بود که «شکافهای میان صهیونیستهای مذهبی و سکولار عمیقتر خواهد شد و پس از بیست سال، شما ضعیف خواهید شد و من به شما حمله خواهم کرد».
بر اساس اسنادی که ارتش صهیونیستی ادعا کرده در غزه کشف کرده، السنوار در سال ۲۰۲۲ نامهای به اسماعیل هنیه نوشته که در آن برنامه حمله چندجبههای را تشریح کرده است. در این سند، او خواستار حمله «از همه جبههها به صورت غافلگیرانه و با همه نیروهای موجود» شده و زمانبندی را با وقایع مسجد الاقصی و اعیاد یهودی مرتبط کرده است.
شفافسازی درباره «سند هشدار دوم»
اصطلاح «سند هشدار دوم» در منابع مختلف دو کاربرد متفاوت دارد که نباید با هم اشتباه شوند:
الف) نامه السنوار به هنیه: بر اساس ادعای ارتش صهیونیستی، سندی کشفشده در غزه که السنوار در سال ۲۰۲۲ خطاب به اسماعیل هنیه نوشته و در آن برنامه حمله چندجبههای را تشریح کرده است.
ب) هشدارهای امنیتی پیش از ۷ اکتبر: مجموعهای از اطلاعات و هشدارهایی که پیش از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ (طوفان الاقصی) به مقامات اسرائیلی، بهویژه بنیامین نتانیاهو، رسیده بود. مهمترین محور این هشدارها، گفتگویی مستقیم از سوی رئیس امارات متحده عربی با نتانیاهو بود.
بر اساس گزارش سپتامبر ۲۰۲۴ روزنامه هاآرتص، برگرفته از کتاب «گروگانها: ۸۳۴ روز رهاشدگی» نوشته شلومی الدار و روت یووال، حدود ۱۰ تا ۱۱ روز پیش از حمله ۷ اکتبر، محمد بن زاید آل نهیان، رئیس امارات متحده عربی، در تماسی ۴۵ دقیقهای با بنیامین نتانیاهو، هشدار داد که یحیی سنوار (رهبر حماس در غزه) در حال برنامهریزی برای یک عملیات بزرگ علیه اسرائیل است. او از نتانیاهو خواست تا این تهدید را جدی بگیرد و نسبت به وقوع یک رویداد خونبار و بیثباتکننده در منطقه ابراز نگرانی کرد.
گفته میشود منشأ این هشدار، یک واسطه فلسطینی با ارتباطات دوطرفه با حماس و مقامات امنیتی اسرائیل بود که پیام سنوار درباره «زلزله قریبالوقوع» را منتقل کرده بود. یدیعوت آحارنوت هم طبق گزارش رونین برگمن این سند را مورد تأکید قرار داده است. نفتالی بنت، نخستوزیر سابق رژیم صهیونیستی نیز ضمن حقیقت دانستن این سند تأکید کرده است که از وجود این سند مطلع است.
روشسازی به جای اسطورهسازی
بر اساس تحلیل کورش علیانی، نویسنده کتاب «متاستاز اسرائیل» (متاستاز به معنی سرایت که معمولاً درباره گسترش سرطان کاربرد دارد)، میراث سنوار، روشسازی بود، نه اسطورهسازی. او تمرکز بر شبکهسازی، نظم در تصمیمگیری و پرهیز از نمایش رسانهای را جایگزین قهرمانپروری کرد تا وابستگی به فرد کاهش یابد. او اختلاف سلیقهها را به تقسیم کار تبدیل میکرد و به جای حذف، وزندهی و زمانبندی میکرد.
بر اساس تحلیل کورش علیانی، میتوان «میراث سنوار» را نه به عنوان یک اسطوره فردی، بلکه به مثابه یک «روش عملیاتی» بسط داد که در سه سطح قابل تحلیل است: سطح شناختی (نگاه به تهدید و منابع)، سطح سازمانی (مدیریت اختلاف و ساختار) و سطح راهبردی (جایگزینی نمایش با اثرگذاری).
سطح شناختی: از خشم به انضباط هدفمحور
علیانی ریشههای شکلگیری این روش را در زیست سنوار در اردوگاه و زندان میبیند. در اردوگاه، «اقتصاد کمیابی» به او آموخت که چگونه از منابع محدود، ظرفیت بسازد و هر تصمیم را با محاسبه هزینه اجتماعی بگیرد. زندان نیز به مثابه «دانشگاه سیستماتیک» عمل کرد؛ جایی که او ساختار طرف مقابل را مطالعه کرد و یاد گرفت تهدید را به «محاسبات چندمحوری ریسک» (احتمال، اثر، قابلیت جبران) ترجمه کند.
این رویکرد، برخلاف الگوی رهبری کاریزماتیک که بر واکنش و هیجان استوار است، بر «تداوم کمهزینه» و «انضباط هدفمحور» تأکید دارد. سنوار به جای آنکه منتظر لحظههای بزرگ بماند، بر زنجیرهای از اقدامات کوچک، قابل تکرار و کمریسک متمرکز بود که در نهایت به یک اثر تجمعی منجر میشد.
سطح سازمانی: شبکهسازی به جای قهرمانپروری
تحلیل علیانی بر این نکته تأکید دارد که سنوار به جای ساختن یک تصویر دستنیافتنی از خود، بر «شبکهسازی» و «پروتکلسازی» تمرکز کرد تا وابستگی سازمان به فرد کاهش یابد. این رویکرد در دو سطح قابل بسط است:
نخست، تبدیل اختلاف سلیقه به تقسیم کار. سنوار به جای حذف مخالفان یا سرکوب صداهای متفاوت، از «وزندهی و زمانبندی» استفاده میکرد. یعنی به هر جریان درون سازمان، بر اساس توانایی و ظرفیتش، نقشی مشخص در یک زنجیره زمانی تعریف میشد. این روش، به جای تمرکز قدرت در یک نقطه، آن را در یک شبکه توزیع میکرد.
دوم، «قیادت غائصه» (رهبری فرو رفته در جماعت). بر اساس توصیف تحلیلگران فلسطینی، سنوار «در جماعت ذوب میشد و مشروعیتش را از صلابت مبنا میگرفت، نه از نورافکنها». این الگو، که در تضاد با «قهرمانپروری» و «نمایش رسانهای» قرار دارد، بر «اثر پایدار با ریسک محدود» استوار است. سنوار حتی با وجود اینکه هدف اول ترور اسرائیل بود، در غزه ماند؛ اقدامی که به عنوان یک «تصمیم اخلاقی و ارزشی» توصیف شد که البته «فلسفه رهبری با الگو بودن، نه با مدیریت کردن» را تجسم میبخشید.
سطح راهبردی: روشسازی به جای اسطورهسازی
جمعبندی تحلیل علیانی این است که میراث سنوار برای نسل جدید، «داشتن یک روش است، نه داشتن یک اسطوره». این روش در چند اصل عملیاتی خلاصه میشود که قابل انتقال در هر چرخه محاصره و جنگ فرسایشی است:
- از کوچک شروع کن. به جای انتظار برای یک پیروزی بزرگ، بر زنجیرهای از اقدامات کوچک و قابل تکرار متمرکز شو.
- شبکه بساز. وابستگی را از فرد به پروتکل و ساختار منتقل کن.
- پروتکل را بر نمایش ترجیح بده. اثرگذاری پایدار را به دیده شدن لحظهای ترجیح بده.
- ریسک را قیمتگذاری کن. هر اقدام را با محاسبه احتمال، اثر و قابلیت جبران بسنج.
- ظرفیت را بازتولیدپذیر، طراحی کن. ساختاری بساز که پس از حذف هر فرد، همچنان کار کند.
این رویکرد، که میتوان آن را «مهندسی مقاومت» نامید، در تضاد با «اسطورهسازی» قرار دارد. اسطورهسازی، مبارزه را به یک لحظه حماسی و یک قهرمان دستنیافتنی گره میزند؛ اما روشسازی، مبارزه را به یک فرآیند مداوم، قابل تکرار و غیرشخصی تبدیل میکند که در آن، فرد، فانی است اما شبکه و روش، باقی میماند. به تعبیر یکی از تحلیلگران، این «مدرسه فکری»، مقاومت را نه یک «عملیات نظامی»، بلکه یک «پروژه آگاهی» میبیند که در آن، «طوفان نه پایان، بلکه آغاز» است.
ساحت معنوی و اخلاقی: مرجعیت در زندان
در دوران اسارت، سنوار نه تنها در میان اعضای حماس، بلکه در میان زندانیان سایر جناحها نیز مرجعیت اخلاقی داشت. یک مقامِ زندان اسرائیلی گفته بود: «ما این احساس را داشتیم که یحیی رئیس واقعی زندان است». انور یاسین، زندانی لبنانی و عضو حزب کمونیست که سالها با سنوار در زندان بود، نقل کرده که سنوار با وجود اختلافات ایدئولوژیک، همواره با او با احترام رفتار میکرد و حتی برای همبندانش غذا میپخت و شیرینی «کنافه» درست میکرد.
سنوار در زندان، سلوک معنوی خود را نیز تقویت کرد؛ صبحها را به حفظ قرآن، عصرها را به تمرینات جسمی و رزمی و شبها را به مباحثه با همبندیها اختصاص میداد.
شهادت در میدان، نه در تونل
شهید السنوار با آنکه رئیس غزه و فرمانده و طراح عملیات طوفان الاقصی بود، بر خلاف همه تصورات دشمن صهیونیستی و حتی بسیاری از طرفداران فلسطین و مقاومت، هرگز در تونلها مخفی نبود؛ بلکه در میدان نیروهای مقاومت را فرماندهی میکرد. برخلاف روایت رژیم صهیونیستی که او را مخفی در تونلها تصویر میکرد، او در نهایت در نبرد زمینی در رفح به شهادت رسید؛ هرچند در دورههایی نیز از زیرساختهای تونلی برای فرماندهی استفاده میکرد. او با سازماندهی قبلی نیروها، وظایف هر گروه رزمی را تعریف کرده بود تا در صورت لزوم و قطع ارتباط با اتاق فرماندهی جنگ، رأساً میدان را مدیریت کنند. انتشار نحوه شهادت وی بر خلاف انتظار دشمن صهیونیستی، در سطح افکار عمومی یک پیروزی برای رژیم محسوب نشد، بلکه همبستگی با مقاومت فلسطین را افزایش داد.
رژیم با انتشار گزارش کالبدشکافی پیکر این شهید بزرگ، حماسه دیگری را در کارنامه وی و بلکه همه مجاهدان فلسطینی ثبت کرد. راشاتودی و الشرق الاوسط به نقل از منابع رسانهای رژیم صهیونیستی گزارش دادند که شهید سنوار حدود ۷۲ ساعت هیچ غذایی نخورده بود. این موضوع نشان داد وی خود را با مردم تحت محاصره و گرسنه غزه همدرد میدانست و این را گزارش صهیونیستی از کالبدشکافی جسد مطهرش مورد تأیید قرار داد. اذعان صهیونیستها به نخوردن غذا برای مدت سه روز قبل از شهادت شهید سنوار، پیش از این نیز از وسایلی که از این شهید برجای گذاشته بود، قابل فهم بود؛ چرا که در کنار تجهیزات نظامی و سلاح، آدامس نعنایی منتوس وجود داشت که نشان میداد شهید سنوار به دلیل شرایط جنگی و نبرد تنبهتن، مجبور بوده برای تأمین کالری بدن از این آدامسها و آبنباتها استفاده کند.
جمعبندی
شهید یحیی السنوار یک شخصیت چندوجهی و پیچیده بود که در ساحتهای مختلف زیستی، فکری، نظامی، سیاسی و معنوی نقشآفرینی کرد. او از دل اردوگاه آوارگان برخاست، از نوجوانی با واقعیت اشغال آشنا شد، اما این آشنایی را به جای تسلیم، به انگیزهای برای رشد فکری و مبارزاتی تبدیل کرد. او زندان را به دانشگاه تبدیل کرد و با شناخت عمیق از زبان و فرهنگ دشمن، به استراتژیستی تبدیل شد که توانست معادلات منطقهای را تغییر دهد. در عین حال، حیات فرهنگی او، بهویژه رمان «خار و میخک»، نشان میدهد که او فراتر از یک فرمانده نظامی، روشنفکری بود که قلم را در کنار سلاح، ابزار مبارزه میدانست.
رمان «خار و میخک»، پس از شهادت، به عنوان ابزاری فرهنگی برای ترویج مقاومت مورد استفاده قرار گرفته است. برگزاری نشستهای ادبی برای خوانش و بررسی این کتاب در ایران، نمونهای از تأثیر پایدار این وجه شخصیت اوست.
- منابع
- خبرگزاری مهر، «یحیی بهزودی از سوی انتشارات شهید کاظمی منتشر میشود»، ۲۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ .
- خبرگزاری دفاع مقدس، «یحیی سنوار ذهنیت دشمن را میخواند» (گفتگو با شهریار شفیعی)، ۵ خرداد ۱۴۰۵ .
- خبرگزاری رسا، «کتابی که شهید یحیی السنوار در زندانهای اسرائیل نوشت »، ۳۰ مهر ۱۴۰۳ .
- خبرگزاری ایکنا، «نگاهی به خار و میخک به قلم یحیی سنوار»، ۲۸ مهر ۱۴۰۳ .
- مرکز مدیریت حوزههای علمیه خواهران، «معرفی کتاب خار و میخک (شهید سنواری)»، ۷ اسفند ۱۴۰۴ .
- خبرگزاری دفاع مقدس، «یحیی منتشر شد/ روایتی متفاوت از شهید یحیی سنوار»، ۳۱ اردیبهشت ۱۴۰۵ .
- قناة العالم، «كتب ومؤلفات السنوار.. الوجه الآخر للقائد المقدام»، ۲۰ اکتبر ۲۰۲۴ .
- سامانه پژوهشی دانشگاه خلیج فارس، «تحلیل انتقادی گفتمان رمان الشوک و القرنفل اثر یحیی السنوار»، ۱۴۰۴ .
- شبکه العالم، «رای الیوم: سنوار روی زمین در حال نبرد بود، نه در تونل»، ۲۸ مهر ۱۴۰۳ .
- شبکه العالم، «رأی الیوم: یحیی السنوار به اسطوره مقاومت فلسطین تبدیل شد»، ۳۰ مهر ۱۴۰۳ .
- هیئة البث العبریة (نقلشده در شروق و غد)، گزارش کالبدشکافی جثمان السنوار، فوریه ۲۰۲۵ .
- مرکز مدیریت حوزههای علمیه خواهران (قزوین)، «نشست معرفی کتاب خار و میخک»، آبان ۱۴۰۳ .
- خبرگزاری ایکنا، «معرفی کتاب خار و میخک در نماز جمعه تهران»، ۱۱ آبان ۱۴۰۳ .



