تحلیل و مقاله

بولتن تحلیلی تحولات منطقه:

شماره 6 سه شنبه 31 شهریور 1405

محور سوریه: شکاف میان گفتمان «آزادسازی» و واقعیت معیشتی؛ اعتراضات فراگیر در سوریه و بحران مشروعیت دولت جولانی

خلاصه خبر: افزایش قیمت بنزین، گازوئیل و نان در سوریه به اعتراضات گسترده مردمی انجامیده است. معترضان با حمله به خودروها و ساختمان‌های دولتی، نارضایتی خود را از سیاست‌های اقتصادی و ناکارآمدی خدمات عمومی نشان داده‌اند و نیروهای دولتی به روی آنان تیراندازی کرده‌اند.دولت تنها چهار ساعت برق در شبانه‌روز تأمین می‌کند و نرخ بیکاری بسیار بالاست. در همین حال، اعطای تابعیت و به‌کارگیری نیروهای تکفیری چچنی، ازبک و سایر گروه‌ها به‌عنوان پلیس، بر تنش‌ها افزوده است.

تحلیل کلان: اعتراضات سوریه را باید در چارچوب بحران مشروعیت‌سازی دولت جولانی تحلیل کرد. این دولت با شعار «آزادسازی» و تکلیف شرعی تبعیت از آزادکننده، انتظار همراهی مردمی داشت، اما ناتوانی در تأمین حداقل‌های معیشتی، وعده‌های آزادسازی را به ضد خود تبدیل کرده است. سه لایه بحران قابل شناسایی است:

1-لایه اقتصادی- معیشتی: افزایش قیمت حامل‌های انرژی و نان، مستقیماً سفره مردم را هدف گرفته و به‌سرعت به نارضایتی سیاسی تبدیل شده است.

2-لایه امنیتی- هویتی: استخدام نیروهای تکفیری خارجی به‌عنوان پلیس، هم احساس اشغال‌گری را تقویت کرده و هم شکاف میان مردم محلی و ساختار قدرت را عمیق‌تر کرده است.

3-لایه راهبردی:تسلیم‌پذیری در برابر دیکته آمریکا و اشغالگران اسرائیلی، تصویر یک «الگوی ناکارآمد و وابسته» را تثبیت کرده که مشروعیت داخلی و منطقه‌ای آن در حال فرسایش است.تداوم چندروزه اعتراضات نشان می‌دهد که این بحران مقطعی نیست و می‌تواند به بی‌ثباتی ساختاری در سوریه منجر شود.

جمع بندی: دولت جولانی در عمل با پارادوکس «مشروعیت‌سازی از طریق وعده» و «مشروعیت‌زدایی از طریق عملکرد» روبه‌روست. اعتراضات کنونی، پیش‌درآمدی بر بازتعریف معادلات قدرت در سوریه است و هرگونه تداوم سرکوب یا ادامه سیاست‌های ناکارآمد، هزینه‌های راهبردی برای حامیان منطقه‌ای و بین‌المللی آن خواهد داشت.

سوال کلیدی:آیا دولت جولانی توان بازسازی مشروعیت خود از طریق اصلاحات اقتصادی–امنیتی را دارد، یا اعتراضات کنونی آستانه فروپاشی ساختاری آن را نشان می‌دهد؟

محور عراق: تنش میان دولت و مقاومت؛ معمای خلع سلاح و آینده توافق امنیتی با آمریکا

خلاصه خبر: علی الزیدی،نخست‌وزیر عراق،به فرانسه و آلمان سفر کرده و از شرکت‌های غربی برای سرمایه‌گذاری در عراق دعوت کرده است.نیروهای آمریکایی طبق توافق با دولت قبلی در حال انتقال امکانات نظامی خود به اردن هستند. تنش میان دولت و نیروهای مقاومت بالا است و مقاومت تهدید کرده در صورت اقدام نیروهای ضدتروریسم برای خلع سلاح، از خود دفاع خواهد کرد. بسیاری از رهبران چارچوب هماهنگی تأکید کرده‌اند که خلع سلاح باید توافقی، صلح‌آمیز و شامل همه گروه‌ها از جمله پیشمرگه‌های کرد آن هم پس از خروج اشغالگران غربی و ترکیه باشد.

تحلیل کلان: عراق در نقطه تلاقی فشارهای خارجی، تحولات امنیتی و بازتعریف ساختار قدرت قرار دارد. تحلیل این محور در چند سطح ممکن است:

1-لایه دیپلماسی اقتصادی: سفر نخست‌وزیر به اروپا و دعوت از شرکت‌های غربی، ظاهرا تلاش برای تنوع‌بخشی به شرکای اقتصادی است. اما با توجه به اینکه همپیمانان منطقه ای عراق از دانش و فنآوری های لازم برای توسع زیرساخت های صنعتی و اقتصادی برخوردار هستند، ابهامات و سوالات زیادی را در جامعه عراق خصوصا گروه‌های مقاومت ایجاد کرده است.

2-لایه امنیتی- نظامی: انتقال تجهیزات آمریکایی به اردن، بخشی از بازآرایی حضور نظامی آمریکا در منطقه است. این اقدام می‌تواند هم نشانه کاهش حضور مستقیم و هم مقدمه‌ای برای عملیات‌ها از بیرون از مرزهای عراق باشد.

3-لایه داخلی- مقاومت: تهدید مقاومت به دفاع از خود در برابر خلع سلاح، نشان‌دهنده این است که معادله خلع سلاح به گره‌گاه اصلی تنش داخلی تبدیل شده است.تأکید چارچوب هماهنگی بر توافقی و فراگیر بودن خلع سلاح (شامل پیشمرگه‌ها)، تلاش برای جلوگیری از تبدیل این مسئله به ابزار فشار سیاسی–امنیتی علیه یک گروه خاص است.

جمع بندی:عراق میان حاکمیت ملی، فشار خارجی و واقعیت‌های میدانی گرفتار شده است. هرگونه اقدام شتاب‌زده برای خلع سلاح گروه‌های مقاومت، می‌تواند به درگیری داخلی و بی‌ثباتی گسترده منجر شود. راه‌حل پایدار، تنها از مسیر توافق ملی و فراگیر و با تضمین‌های متقابل امکان‌پذیر است.

سوال کلیدی:آیا دولت عراق توان ایجاد یک چارچوب توافقی برای خلع سلاح گروه‌های مقاومت را دارد، یا این مسئله به محور جدیدی برای تنش و درگیری داخلی تبدیل خواهد شد؟

محور یمن: پس از پیروزی ساحل غربی؛ انصارالله در آستانه آزادسازی مأرب و تغییر معادلات انرژیامنیتی منطقه

خلاصه خبر: نیروهای انصارالله پس از پیروزی بزرگ در ساحل غربی،در پی آزادسازی مناطق استان‌های جوف، تعز و مآرب هستند. مآرب به‌عنوان قلب ذخایر نفتی یمن، اهمیت راهبردی حیاتی دارد. دولت صنعاء اعلام کرده حدود ده میلیارد دلار سلاح در عملیات اخیر به غنیمت گرفته است. عربستان از طریق عمان پیشنهاد آتش‌بس دو هفته‌ای داده که انصارالله آن را رد کرده و تنها پایان جنگ را پذیرفته است. همزمان، اجلاس‌های منطقه‌ای و بین‌المللی با حضور فرماندهان سنتکام و رژیم صهیونیستی در حال برگزاری است و انصارالله با حمله به انبارهای سوخت فرودگاه ریاض و مخازن نفتی ینبع، عملاً صادرات نفت عربستان را متوقف کرده است.

تحلیل کلان:یمن امروز به یکی از گره‌گاه‌های اصلی امنیت انرژی و توازن قدرت منطقه‌ای تبدیل شده است. چند لایه تحلیلی قابل تفکیک است:

1-لایه نظامی- راهبردی: پیروزی ساحل غربی و پیشروی به‌سوی مآرب، ابتکار عمل راهبردی را به انصارالله داده است. تصرف مآرب می‌تواند به معنای تسلط بر عمده ذخایر نفتی یمن و تغییر موازنه جنگ باشد.

2-لایه اقتصادی- انرژی: حمله به ینبع و انبارهای سوخت ریاض، صادرات نفت عربستان را به صفر رسانده و شرکت آرامکو از نیاز حداقل یک‌ماهه برای بازسازی لوله نفتی خبر داده است. این اقدام، جنگ یمن را از یک درگیری منطقه‌ای به یک بحران انرژی جهانی تبدیل کرده است.

3-لایه دیپلماتیک- محور مقاومت: رد آتش‌بس دو هفته‌ای و اصرار بر پایان کامل جنگ، نشان‌دهنده اعتماد به نفس راهبردی انصارالله و تغییر معادله از «مدیریت بحران» به «تعیین شرایط پایان جنگ» است.

4-لایه اتحادهای منطقه‌ای: همزمانی اجلاس صلاله، المان و حضور فرماندهان سنتکام و اسرائیل، نشان‌دهنده تلاش محور عربستان- غرب برای بازآرایی جبهه‌بندی علیه انصارالله است، اما افشای دیدارهای پنهان با رژیم صهیونیستی، مشروعیت این اتحاد را در جهان اسلام تضعیف می‌کند.

جمع بندی:انصارالله از یک گروه منطقه‌ای به بازیگر تعیین‌کننده در امنیت انرژی و معادلات راهبردی خاورمیانه ارتقا یافته است. توقف صادرات نفت عربستان و رد آتش‌بس، نشان می‌دهد که ابتکار عمل در دست انصارالله است و هرگونه راه‌حل سیاسی بدون پذیرش شرایط آنان، ناپایدار خواهد بود.

سوال کلیدی:آیا محور عربستان- غرب توان بازگرداندن ابتکار عمل راهبردی در یمن را دارد، یا انصارالله در آستانه تثبیت یک نظم امنیتی جدید در شبه‌جزیره عربستان است؟

  محور ایران: پرونده هسته‌ای در شورای امنیت و کارکرد وتوی روسیه و چین

خلاصه خبر:آژانس بین‌المللی اتمی پرونده ایران را به شورای امنیت ارجاع داد؛ اقدامی که به دلیل عدم محکومیت حمله به تأسیسات اتمی ایران و عدم اعلام علت ناتوانی در بازرسی، سیاسی تلقی می‌شود. روسیه و چین در شورای امنیت اعلام کردند هرگونه تصمیم علیه ایران را وتو خواهند کرد.

تحلیل کلان: این تحول نشان‌دهنده سیاسی کاری کامل نهادهای بین‌المللی است. آژانس که باید نهادی فنی باشد، در عمل به ابزار فشار سیاسی تبدیل شده است. در مقابل، روسیه و چین با وتو، هم از ایران حمایت کردند و هم نشان دادند نظم بین‌المللی به سمت چندقطبی شدن پیش می‌رود. این وضعیت برای ایران یک فرصت بزرگ برای بازتعریف همکاری هایش با نهادهای بین المللی بر اساس منافع ملی با استفاده از شکاف قدرت‌های بزرگ ایجاد کرده است.

جمع‌بندی: پرونده هسته‌ای ایران به میدان نبرد ژئوپلیتیک میان قدرت‌های بزرگ تبدیل شده و هرگونه اقدام شورای امنیت بدون اجماع پنج عضو دائم، عملاً بی‌اثر خواهد بود.

پرسش کلیدی:آیا ایران می‌تواند از شکاف میان قدرت‌های بزرگ برای تقویت موضع خود استفاده کند، یا همچنان بدون بازنگری در سطح همکاری هایش با نهادهای بین المللی خود را در معرض فشارهای سیاسی آژانس قرار داده که در بلندمدت به انزوای بیشتر منجر خواهد شد؟

محور لبنان : یونیفل در دوراهی تمدید و جایگزینی؛ لبنان میان حاکمیت ملی و فشارهای بین‌المللی

خلاصه خبر: جوزف عون، رئیس‌جمهور لبنان، به فرانسه سفر کرده و موضوع نیروهای یونیفل در جنوب لبنان را که شورای امنیت ادامه حضور آنان را تمدید نکرده، مورد گفتگو قرار داده است. این نیروها تاکنون جلوی پیشروی نیروهای صهیونیستی را نگرفته‌اند،اما هر شش ماه گزارش تخلفات را به شورای امنیت اعلام می‌کردند.عون پیشنهاد جایگزینی نیروهای اردنی و فرانسوی را مطرح کرده است. از طرف دیگر، آمریکا اعلام کرده ششمین اجلاس سه‌جانبه لبنان، اسرائیل و آمریکا در هفته آینده برگزار می‌شود و دولت عون علیرغم عدم پایبندی رژیم صهیونیستی به آتش‌بس و عقب‌نشینی از جنوب لبنان و ادامه تجاوزات، بر ادامه مشارکت در این اجلاس اصرار دارد.

تحلیل کلان: لبنان در معمای حاکمیت، امنیت و وابستگی گرفتار شده است. تحلیل این محور:

1-لایه امنیتی- بین‌المللی: عدم تمدید حضور یونیفل و پیشنهاد جایگزینی با نیروهای اردنی- فرانسوی، نشان‌دهنده تلاش لبنان برای بازتعریف چارچوب امنیتی جنوب است. اما تجربه یونیفل نشان داد که نیروهای بین‌المللی بدون اراده اجرایی، تنها ناظر بی‌اثر تخلفات هستند.

2-لایه دیپلماتیک- منطقه‌ای: اصرار دولت عون بر ادامه مشارکت در اجلاس سه‌جانبه، در شرایطی که رژیم صهیونیستی به آتش‌بس و عقب‌نشینی پایبند نیست، نشان‌دهنده ضعف موضع لبنان و خیانت دولت مستقر به تنها نیروی حفاظت از لبنان و ترجیح دیپلماسی نمادین بر حاکمیت واقعی است.

3-لایه داخلی- مقاومت: دولت لبنان در تنش میان انتظارات بین‌المللی و واقعیت‌های میدانی مقاومت قرار دارد. هرگونه جایگزینی نیروهای بین‌المللی بدون تضمین توقف تجاوزات اسرائیل، می‌تواند به بی‌ثباتی بیشتر منجر شود.

جمع بندی: لبنان در دوراهی حاکمیت ملی و مدیریت بحران از طریق وابستگی قرار دارد. تجربه یونیفل و اصرار بر اجلاس سه‌جانبه، نشان می‌دهد که راه‌حل‌های بین‌المللی بدون ضمانت اجرایی و بدون توجه به موازنه میدانی، نمی‌تواند امنیت پایدار در جنوب لبنان ایجاد کند.

سوال کلیدی:آیا لبنان می‌تواند بدون تضمین توقف تجاوزات اسرائیل، چارچوب امنیتی جدیدی در جنوب ایجاد کند، یا جایگزینی یونیفل به تثبیت اشغال و بی‌ثباتی بیشتر منجر خواهد شد؟

محور: رژیم صهیونیستی: انتخابات، خون و انسداد سیاسی؛ نتانیاهو در تلاش برای بقا با تشدید کشتار

خلاصه خبر: تبلیغات انتخاباتی در رژیم صهیونیستی ادامه دارد و نظرسنجی‌ها از کاهش فاصله میان حزب آیزنکوت و نتانیاهو خبر می‌دهند.هرتزوگ، رئیس‌جمهور رژیم،هشدار داده که نزدیک بودن نتایج می‌تواند به انسداد سیاسی و برگزاری مجدد انتخابات منجر شود. نتانیاهو با تشدید حملات و کشتار در غزه، کرانه باختری، لبنان و سوریه، تلاش دارد خون عرب‌ها را در خدمت حزب خود در انتخابات قرار دهد. همزمان، کرانه باختری شاهد توسعه عملیات‌های ضدصهیونیستی است و عملیات تیراندازی روز یکشنبه توسط جنبش انتفاضه فتح جوان پیام معنا داری را ارسال می کند.

تحلیل کلان: رژیم صهیونیستی در بحران چندلایه مشروعیت داخلی و امنیتی قرار دارد. تحلیل این محور:

1-لایه انتخاباتی- سیاسی: کاهش فاصله آیزنکوت و نتانیاهو و هشدار هرتزوگ درباره انسداد سیاسی، نشان‌دهنده شکنندگی ساختار سیاسی رژیم است.نتانیاهو با تشدید کشتار،به‌دنبال مدیریت افکار عمومی از طریق جنگ و انتقال بحران داخلی به بیرون است.

2-لایه امنیتی- میدانی: توسعه عملیات‌های ضدصهیونیستی در کرانه باختری و بازگشت الگوی انتفاضه، نشان‌دهنده شکست راهبرد سرکوب در مهار مقاومت است. عملیات فتح جوان، یادآور ظرفیت‌های تاریخی انتفاضه دوم است.

3-لایه انسانی- حقوقی: ادامه کشتار و محاصره غزه، وجهه بین‌المللی رژیم را بیش از پیش تخریب کرده و فضای سیاسی برای حامیان آن را محدود می‌کند.

جمع بندی: نتانیاهو در تله بقای سیاسی گرفتار شده است:تشدید جنگ برای بقا،اما همین جنگ، بحران مشروعیت و انسداد سیاسی را تعمیق می‌کند. توسعه عملیات مقاومت در کرانه باختری و تداوم بحران غزه، نشان می‌دهد که راهبرد امنیتی رژیم در بلندمدت ناپایدار است.

سوال کلیدی:آیا نتانیاهو می‌تواند با تشدید جنگ، بحران سیاسی داخلی را مدیریت کند، یا این راهبرد به انسداد سیاسی و فروپاشی ائتلاف حاکم منجر خواهد شد؟

محور جنگ ایران با نیروهای تروریستی آمریکایی– صهیونیستی : از تحریم حداکثری به محاصره دریایی؛ اعتراف ضمنی آمریکا به شکست راهبرد جنگ

خلاصه خبر:ترامپ با تهدید به اقدام بزرگ نظامی،دنبال بازگرداندن ایران به میز مذاکره است. ایران از زبان سردار محسن رضایی هفت شرط خود برای مذاکره را به قطر اعلام کرده و عراقچی با سفر به قطر، نگاه ایران به حل بحران را منتقل ساخته است. ادامه جنگ و تهدید به تشدید آن، قیمت نفت را بالای صد دلار نگه داشته و حمله انصارالله به پایانه نفتی ینبع، صادرات هفت میلیون بشکه در روز عربستان را متوقف کرده است. تحلیلگران معتقدند آمریکا پس از شکست تحریم‌های حداکثری، به جنگ متوسل شد و اکنون به محاصره دریایی روی آورده که اعتراف ضمنی به شکست تحقق اهداف از طریق جنگ است.

تحلیل کلان: جنگ ایران با محور آمریکایی- صهیونیستی در نقطه عطف راهبردی قرار دارد. تحلیل این محور:

1-لایه راهبردی- تاریخی: آمریکا سه مرحله را طی کرده است: تحریم حداکثری (بدون نتیجه)، جنگ (بدون تحقق اهداف)، و اکنون محاصره دریایی. این توالی، اعتراف ضمنی به ناکارآمدی ابزارهای قبلی و جستجوی راهبرد جدید است.

2-لایه اقتصادی-انرژی: توقف صادرات هفت میلیون بشکه‌ای عربستان و قیمت بالای صد دلار نفت، نشان‌دهنده پیوند عمیق جنگ با امنیت انرژی جهانی است. هرگونه تشدید جنگ، می‌تواند به بحران انرژی گسترده‌تر منجر شود.

3-لایه دیپلماتیک- مذاکره: اعلام هفت شرط ایران از طریق قطر ، نشان‌دهنده ابتکار دیپلماتیک ایران برای تعیین چارچوب مذاکره است. آمریکا در موضع ضعف راهبردی، به‌دنبال بازگرداندن ایران به میز مذاکره با تهدید نظامی است، اما ایران شرایط خود را دیکته می‌کند.

4-لایه محور مقاومت: حمله انصارالله به ینبع، نشان‌دهنده هم‌افزایی راهبردی محور مقاومت در فشار بر منافع آمریکا و متحدانش است.

جمع بندی:آمریکا در تله راهبردی گرفتار شده است: تحریم و جنگ به نتیجه نرسید و محاصره دریایی نیز اعتراف به شکست است. ایران با ابتکار دیپلماتیک و هم‌افزایی با محور مقاومت، در موضع برتری راهبردی قرار گرفته است. تداوم این وضعیت، می‌تواند به بازتعریف نظم امنیتی–انرژی منطقه به نفع محور مقاومت منجر شود.

سوال کلیدی:آیا آمریکا توان بازتعریف راهبرد خود در قبال ایران را دارد، یا محاصره دریایی آخرین تلاش ناکارآمد قبل از پذیرش شرایط ایران خواهد بود؟

جمع‌بندی نهایی:

تحولات منطقه‌ای در شش محور بررسی‌شده، نشان‌دهنده بازآرایی عمیق معادلات قدرت در خاورمیانه است.

نتیجه راهبردی: محور مقاومت در حال گسترش ابتکار عمل در حوزه‌های امنیتی، انرژی و دیپلماتیک است، در حالی که محور آمریکایی- صهیونیستی- عربستان در موضع انفعال و مدیریت بحران قرار دارد. این وضعیت، آستانه تغییر نظم امنیتی منطقه را نشان می‌دهد.

سوال راهبردی نهایی:آیا خاورمیانه در آستانه یک نظم امنیتی جدید به رهبری محور مقاومت است، یا محور آمریکایی- صهیونیستی توان بازآرایی و بازگرداندن توازن را خواهد داشت؟

مشاهده بیشتر

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا