بولتن تحلیلی: مرکز اسناد و مطالعات راهبردی جمعیت دفاع از ملت فلسطین

بولتن تحلیلی: مرکز اسناد و مطالعات راهبردی جمعیت دفاع از ملت فلسطین
چهارشنبه 28 مرداد ماه 1405
محور غزه – بنبست در مرحله دوم توافق آتش بس
مرحله اول توافق آتش بس یعنی تبادل اسرا و اجساد به پایان رسیده، مقاومت همه اسیران و اجساد صهیونیست ها را تحویل داده است. اما رژیم صهیونیستی ضمن ممانعت از ورود هیئت اجرایی تکنوکرات فلسطینی به غزه (این هیئت طبق تفاهم نامه باید مدیریت اداری غزه را تحویل بگیرند) عقبنشینی نظامی را مشروط به خلع سلاح مقاومت کرده که این شرط، ناقض توافقات پیشین و نوعی تغییر در اولویتهاست. واشنگتن که خود طراح این تفاهم بوده است، از این رویکرد رژیم صهیونیستی حمایت میکند تا نتانیاهو در آستانه انتخابات، تحت فشار داخلی قرار نگیرد.
در واقع طرح ترامپ عملاً با حمایت آمریکا از تشدید تجاوزات رژیم صهیونیستی، بیاثر شده است. لذا احتمال طولانیشدن وضعیت فعلی و تشدید محاصره غزه وجود دارد. به نظر می رسد که مقاومت ممکن است با عملیاتهای محدود، فشار را به سمت مذاکره برگرداند.
کارشناسان پیش بینی می کنند که بنبست در غزه همچنان تداوم داشته باشد و ولذا می توان انتظار داشت که مقاومت برای تغییر معادله به تشدید عملیات علیه اشغالگران صهیونیست اقدام کند.
بر اساس تحلیل اطلاعات موجود، تحولات کرانه باختری و انتخابات حزب لیکود را میتوان به عنوان دو مؤلفه بههمپیوسته در راهبرد فعلی رژیم صهیونیستی تحلیل کرد.
تشدید خشونت در کرانه باختری صرفاً واکنشی امنیتی نیست، بلکه بخشی از یک نقشه راه سیاسی با اهداف راهبردی مشخص است که در آستانه انتخابات سراسری اکتبر ۲۰۲۶، به اوج خود رسیده است.
اهداف راهبردی رژیم از تشدید خشونت در کرانه باختری
تشدید خشونت شهرکنشینان و حملات نظامی در کرانه باختری، در راستای تحقق یک پروژه سیاسی منسجم با اهداف زیر دنبال میشود:
ضمیمهسازی تدریجی و تغییر واقعیت جغرافیایی: هدف نهایی، الحاق کامل یا جزئی کرانه باختری است . این امر از طریق «ضمیمهسازی خزنده» یا زمینخواری با سرعتی بیسابقه محقق میشود؛ بهگونهای که امکان تشکیل یک کشور فلسطینی با اراضی بههمپیوسته از بین برود. آمارها گویای این روند است.
در نیمه اول سال ۲۰۲۶، بیش از ۱۱,۰۰۰ حمله توسط شهرکنشینان و نظامیان ثبت شده و ساخت ۱۰,۰۰۰ واحد مسکونی جدید در شهرکها تصویب شده است .
فروپاشی تشکیلات خودگردان فلسطین: دولت اسرائیل به دنبال تضعیف و در نهایت سقوط تشکیلات خودگردان است.این هدف با اقداماتی نظیر توقف انتقال درآمدهای مالیاتی فلسطین (بیش از ۵ میلیارد دلار) و گسترش دامنه عملیات نظامی به مناطقی که بر اساس توافق اسلو تحت کنترل تشکیلات هستند(منطقه الف)، دنبال میشود .
جابجایی اجباری جمعیت فلسطین:خشونتها و محاصرهها، با هدف «مهاجرت داوطلبانه» و پاکسازی قومی، زندگی را برای فلسطینیها غیرقابل تحمل میکند تا آنها را به ترک خانههایشان وادار سازد. به عنوان مثال، محاصره چندین خانه در روستای “قوصره” توسط شهرکنشینان و تخریب اردوگاههای “جنین”، “طولکرم” و “نور شمس” و آوارگی دهها هزار نفر، نمونههایی از این سیاست هستند .
تحکیم اتحاد در پایگاه رأی راستگرا: در آستانه انتخابات، نتانیاهو با حمایت کامل از خشونتهای شهرکنشینان و اجرای طرح «طرح قاطع» که توسط بزالل اسموتریچ، وزیر دارایی طراحی شده، به دنبال جلب آرای جناحهای افراطی و تثبیت پایگاه قدرت خود است. این طرح، گزینههای آپارتاید، پاکسازی قومی یا مرگ را برای فلسطینیها ترسیم میکند .
محور عراق – چالش خلع سلاح و چندگانگی نظامی
نخستوزیر عراق علی الزیدی بر خلع سلاح نیروهای مقاومت تأکید دارد و به نیروهای نظامی دستور اقدام فیزیکی داده است. حمله به پایگاههای مقاومت و توقیف پهپادها، میتواند به درگیری داخلی دامن بزند. دولت تنها بر گروههای مقاومت متمرکز شده، در حالی که نیروهای مسلح خارج از دولت عبارتند از:
پیشمرگههای کرد (در اقلیم) با 90 هزار نیروی مسلح
تروریست های کرد مخالف ایران با حدود 15 هزار نفر
نیروهای صحوه (سنی) با حدود 30 هزار نیروی مسلح
نیروهای نظامی ترکیه در مناطق اشغال شده عراق
حزبالله عراق و عصائب اهلحق اعلام کردهاند تا زمانی که آمریکا و ترکیه از خاک عراق خارج نشوند و پیشمرگهها خلع سلاح نشوند، گفتوگو درباره سلاح را نمیپذیرند.
این وضعیت، دولت عراق را در تنگنای امنیتی–سیاسی قرار داده است.
احتمال شکلگیری ائتلافهای جدید میان گروههای سنی، کرد و مقاومت علیه دولت وجود دارد.
ورود ترکیه و آمریکا به این معادله، پیچیدگیهای منطقهای را افزایش میدهد.
محور لبنان- فشار نظامی- سیاسی بر شیعیان
رژیم صهیونیستی با تخریب سیستماتیک روستاهای مرزی و حمله به مناطق شیعهنشین، آتشبس را نقض کرده و تلفات غیرنظامی داشته است. این اقدامات با هماهنگی دولت لبنان و حمایت آمریکا انجام میشود و هدف آن، جابجایی جمعیت شیعه از جنوب لبنان عنوان شده است. حزبالله تلاش دارد با عملیات متقابل محدود، معادله بازدارندگی را احیا کند. فشار بینالمللی بر دولت لبنان برای مهار حزبالله افزایش یافته، بدون اینکه به اقدامات رژیم صهیونیستی در تجاوز به لبنان و تخریب گسترده روستاها و شهرها و آواره سازی شیعیان لبنان اشاره ای بکنند. اما این رویکرد میتواند به بیثباتی داخلی دامن بزند.
محور سوریه – تهدید نظامی و دیپلماسی پشتپرده
اعزام یگانهای تکفیری به مرز لبنان، نشاندهنده احتمال فشار آمریکا برای ورود به خاک لبنان و سرکوب حزبالله است.
تهران از طریق ترکیه به جولانی هشدار داده که در صورت حمله به لبنان، ۱۰۰ هدف در سوریه را منهدم خواهد کرد.این تهدید، دمشق را به عقبنشینی موقت وادار کرده است.
این تنش، نشاندهنده رقابت جدی ایران و آمریکا در صحنه سوریه است.
ترکیه به عنوان میانجی و همزمان بازیگر مؤثر در شمال سوریه، نقشی کلیدی دارد.
هرگونه درگیری در مرز لبنان – سوریه، میتواند به یک جنگ بزرگ منطقهای بدل شود.
محور یمن – تشدید تنش با عربستان و نقش پیمان مکه
حملات به کشتیهای سعودی در تنگه بابالمندب و اهداف مرزی عربستان، در چارچوب «چشم در برابر چشم» ادامه دارد.
این حملات پس از امضای پیمان دفاعی مکه (میان عربستان، ترکیه و پاکستان) انجام میشود و هدف آن آزمودن اراده ریاض است.
آیا عربستان ناتوانی نظامی خود را اعلام کرده و از ترکیه/پاکستان درخواست دخالت نظامی مستقیم خواهد کرد؟
پاکستان به دلیل تعهداتش در قبال عربستان، ممکن است با اعزام نیروهای مشورتی وارد شود، اما ورود مستقیم، هزینه سنگینی برای اسلامآباد خواهد داشت.
ترکیه نیز با توجه به منافعش در دریای سرخ، ممکن است نقش لجستیکی یا اطلاعاتی ایفا کند.
تداوم حملات یمنیها، زنجیره تأمین انرژی و ترانزیت دریایی را تهدید میکند و لذا به نظر می رسد معادلات منطقه ای وارد مرحله جدیدی شده است.
به نظر می رسد در تمام محورها، رژیم صهیونیستی و آمریکا به دنبال تغییر معادلات به نفع خود و تضعیف محور مقاومت هستند. یعنی فشار همزمان بر چند جبهه (غزه، لبنان، عراق، یمن) و تلاش برای جداسازی نیروهای مقاومت از دولتهای میزبان.
بازدارندگی منطقهای (مانند هشدار ایران به سوریه) و هماهنگی نسبی میان گروههای مقاومت را می توان نقطه قوت مقاومت برای مقابله با طرح و اقدامات امریکا و اسرائیل دانست.




